پارت دو🤍🌼
و من تا پنج صبح خونریزی شدید داشتم جوری که کامل رو تخت منو دراز کرده بودند هر چند دقیقه دروشیت پر خون برمی‌داشتند
دکتر هم نبود و من ناشتایی نداشتم....
سرگیجه و ضعف داشتم....
تا یه آمپول زدند و قطع شد...
دو تا سونو بعد رفتم گفت بقایا داری برو دفع میشه
قرص دادند اومدم خونه سه شبانه روز درد کشیدم جوری که مامانم گفت دوقلو طبیعی آوردم انقدر درد نکشیدم...
سه تیکه دفع شد❤️‍🩹
گذشت بعد بیس روز ده مهر تو خونه درازکشیده بودم یهو حجم زیادی خون اومد...
رفتم تو حموم فکر کردم بقایا دو ساعت تو خونه بودم دیدم قطع نمیشه لخته های زیاد داشتم
رفتم زایشگاه گفتن وضعیتت خرابه تا نیم ساعت دیگه کورتاژ نشی میری کماااا
این حرفا رو روی سرم می‌زدند و من فقط گریه میکردم و ترسیده بودم😭😭😭
با آمبولانس انتقال دادند یه بیمارستان دیگه و اورژانسی کورتاژ شدم...
اونجا هم خیلی گفتم منو بیهوش نکنین بهوش نمیام😅
خلاصه خیلی راحت بود و من گفتم کاش از اول کورتاژ میشدم

۷ پاسخ

درکت میکنم منم وقتی گفتن باید بری اتاق عمل خیلی ترسیدم نزاشتن 6 ساعت چیزی بخورم بعد من از شب چیزی هم نخورده بودم وقتی رفتم اتاق عمل من میخندیدم میگفتم مامانم ومادر شوهرم ناراحت نشن ول پرستار گفت چرا میخندی اومدی سقط کنی ها ب مامانم گفت با ید گریه کنه یعنی رفتم تو تا دکتر اومد بهم گفت دختر حیف گوشی باهام نیست عکس ازت بگیرم خیلی لباس ها بهت میاد بعد رفتم روی تخت سرم بهم وصل کرد اونا داشتن دستکش میپوشیدن دیگه چشمام میسوخت دیگه نفهمیدم وقتی ب هوش اومدم از شدت درد گریه میکردم

دروشیت چیه چه اندازه هستش

عزیزم چقدر با این تاپیک اشک ریختم منم تجربه سقط دارم و مثل اینکه دوباره قراره همون دردارو تجربه کنم ای خدا 😭😞🥺

میشه درخواست بدین من پرم

انشالله بزودی دامنت سبز شه و این روزا یادت بره

ای بابا سنی نداری جوش نزن درست میشه

اخی😭🥲

سوال های مرتبط