۲۲ پاسخ

دقیقا یکی او سری من دید خودش هم حامله است دختر هم داره بهم گفت ایخو خیلی ریز است چرا اینجوره خیلی قلبم شکست انگار مقصر منم من تمام وقت و تلاشم میکنم بعضی موقع ژنتیک ده هرکاری کنی تپل نمیشه تقصیر مادر که ایقدر بچشو دوست داره چیه گفتم ایشالا دختر خودش همینجور بشه تا بفهمه تقصیر کیه والا بخدا

خبر نداری خواهر ایران پر هست ازین متخصص ها 😂
توکه خوبه به من میگن لاغرش کردی فک کن لاغرش کردی
انگار من دشمن بچم هستم
پا شب بیداری و ایناش میشه نمیکن مادرش چی می‌کشه
کاش این فرهنگ جا می افتاد که برا هر چیزی نظر ندن مگه اینکه ازشون نظر بخوان

حسودن گور باباشون اصلا بهشون محل نده

بگیریشون با ۷ روش سامورایی ....

دخترت ماشالله هزار الله اکبر قشنگ ب کسی وزن بچه ربطی نداره

همه چی میگن
ولی جواب دادم چند بار دیگ نمیگن

صد رحمت به فامیل بابا من حرف فامیل برام مهم نیست واقعا چون از رو عقده و حسادت حرف میزنن و میدونم ، من بدبختی پدرشوهرم هر روز هر بار میگ به بچه نمیرسی خیلی لاغره ضعیفه شیرمادر میخورد قوی میشد و اینا ببین هر روز میگ ها اونم با اخم و تخم ، در حالی که بیچاره بچم نرماله بهداشت گفت

من چند روز پیش بیرون بودم یه خانمی یهو اومد جلو گفت بچت دوماه نشده درسته، گفتم نه ۵ ماه و چند روزشه گفت وای چقدر ریزه وای چقدر کوچولوعه اخه بگو زن حسابی مگه من ازتو‌نظر خواستم، مادرشوهرمم که بدتر هردفعه میبینه میگه چرا این بچه هی داره کوچولوتر میشه چقدر ریزه🤕 در صورتیکه دکتر به پسرم میگه تپلی🫩 وزنش رو نمودار همه چی اوکیه‌ها🙃 متاسفانه ما با یه عده فوضول و همه چی دون داریم زندگی میکنیم که فقط باید تحملشون کرد و کاش نسل اینجور آدما زودتر تموم شه دیروزم بیرون بودم یه خانومه گفت چرا بچه رو آوردی بیرون تو این هوا گفتم شرمنده با شما هماهنگ نکردم اختیار بچه خودمو ندارم یعنی باز هی حرفشو تکرار میکرد

زر میزنن منم بچم خیلی لاغره دکتر گفت ژنتیکیه حرف بقیه هم واسم مهم نیست

امان از سمت خوانواده شوهرم به جای ماشالا میگن عه بچت لاغره نه به قد نگاه میکنن نه سالم بودن سر دختر اولم کم عذاب ندادن مخصوص مادرشوهرم هربار میبینه میگه بچه من چاق بود شیرت بده فلان اونوقت عکس بچه هاش هست کرم باریک بودن الانم همینن لاغر ختر من با سه سال وزن ۱۶ قد۹۹ میگن چه لاغره کفریم میکنن دومی هم دنیا امد هی زر زدن تا الان ولی الان جوابشونو میدم لنکه خو شون ش م

کاش فامیلای من لال شن میگن بچت چاقه میخوام بمیرم هردفعه بچمو چشم میزنن همه چشمشون به بچمه میگن بچه های ما ریزه ان بچه تو درشته همشم مریص میشه تخم مرغ اسفند دیگه کار هر هفتمه

تادلت بخواداینقدردارم🤣

دختر منم غرق خواب میشه لباشو غنچه میکنه یعنی میمیرم براش

همه ب پسر منم میگن متاسفانه منم هی حرص میخورم تو فکرم دکترش همیشه میگه خوبه ولی اطرافیان میگن بهم میریزم

فامیلای ماهم همینجور،دحتر من کم وزن بدنیا اومد وزنش ۲۲۰۰بود الان که سه ماهشه ۴۹۰۰شده هی میگن وای چقد کوچولوعه چقد ریزه چقدر لاغره،انقد ناراحت میشم خب خودم میدونم نیازی نیست هربار تکرار کنید این حرفای مضخرفتونو

چقد نازه😍
ماشاالله

گوه میخورن 😂

دقیقا منم میخوام خفشون کنم

منم یه بنده خداهر باربچمو میدید میگفت وااااای چقدرلاغرشده منم واسش اینوفرستادم دیگه هیچی نگفت دفعه های بعدی دایه بهترازمادر میشن

تصویر

اصلا اهمیت نده
در دروازه رومیشه بست در دهن مردم رو نه

دقیقاً به منم میگن
تازه میگن به علاوه همه اینا پاهای پسرت پرانتزیه

چقدر بدم میاد از اینجور آدما
خداروشکر همه میدونن واکنشم چیه
جرات نمیکنن نظر الکی بدن

سوال های مرتبط

مامان رستا مامان رستا ۱ سالگی
خانما دخترم وقتی دنیا اومد 2450گرم بود دوماه اول شیر خودمو می دادم دخترم و با شیر خودم ماهی 800گرم اضافه می کرد متاسفانه بعد یه مدتی شیر خودم کم شد طوری که از هر سینه در حد یکی دوبار میتونم شیر بدم هر راهی رفتم برا زیاد شدنش از کپسول لاکتاول و پودر شیر افزا گرفته تا خوردن ماهی دلیل کم شدن شیرم نمی‌دونم مریضی بود یا زجر‌ و استرس هایی که این مدت کشیدم کم شده یا چیز دیگه خلاصه تو چهارماهگی دکتر گفت شیر خشک بده بهش وزنش اون موقع سه روز مونده به چهارماهگی چهار و صد بود متاسفانه از بخت کج و شانس بد ما خودم و دخترم مریض شدیم و رستا وزن کم کرده روز یکم عید پنج کیلو و نیم بودش خیلی کم وزن اضافه می کنه الان گمون نکنم شیش کیلو هم باشه تازه اگر هم باشه چون امروز رفته تو پنج ماه به نظر من کمه می‌خوام شروع کنم بهش کمکی و غذا بدم از چی شروع کنم خواهر شوهرم دیشب می گفت سرلاک من بچه اولمه نمی‌دونم روزی چقدر بدم تو رو خدا هرکسی تجربه ای داره می‌دونه چی بچه رو چاق تر می کنه به من بگه شاید یه مادر دیگه هم دید بدردش خورد با شیر خشک وزن اضافه می کرد ولی یه مدته نمی‌دونم به چه دلیل کم شیر میخوره
مامان گل پسر و حسین مامان گل پسر و حسین ۱۶ ماهگی
وای خدا داغونم .پسر من از اول ک دنیا اومد رفلاکس داشت بصورت آشکار یعنی گاهی ک زیاد می‌خورد شیر سالم و گاهی هم پنیری برمیگردوند اما چون روند وزنگیریش خوب بود یکی دوباری ک بردمش دکتر گفت نیاز ب دارو نیست ، تا این ک ۴ و نیم ماهگی ک بردمش دکتر ک ۷ کیلو بود دکتر گفتم ک خوب شیر نمیخوره و مدتیه وزنش رو ۷ مونده گفت شروع کن کمکی غذاش و بده و چیز دیگه هم نداد . اما من راستش حیفم اومد انقدر زود غذاش و شروع کنم چون پسر اولم و تا غذا دادم وزن گیریش افتضاح شد از اون روز بعضی روزا خوب بود می‌خورد بعضی روزا هم ن تا اینکه وزنش کردم دیدم ن تنها اضافه نشده یکمم کم شده ، خودم یه شیر خشک بیومیل پلاس گرفتم با قطره چکان و سرنگ روزی ۳۰ تا ۶۰ تا کمکی بهش میدادم ، بعد از ۱۰ روز ک وزنش کردم نیم کیلو اضافه شده بود . حالا مشکلم اینه ک چند روزه همش گریه میکنه از شیر خوردن امتناع میکنه تو بیداری ب هیچ وجه نمیخوره متوجه میشم گرسنه اس اما نمیخوره هیچ جوره با قطره چکان هم همونطور گریه و بیقراری میکنه ...نمیدونم چیکارش کنم امروز از سر ناچاری یکم فرنی آرد برنج درس کردم یه قاشق کوچولو بهش دادم ...نمیدونم ادامه بدم غذاش و شروع کنم دیگه یا نه دو هفته دیگه ۶ ماهش میشه ، الان سینه ام داره میترکه از صبح فقط در حد یکی دو دقیقه میگیره همش ول میکنه؟ چیکار کنم ب نظرتون ببرمش دکتر؟