یعنی انقد عصبانیم دارم خفه میشم دختر چند روزیه که مریضه و اولاش سرفه می‌کرد همون روز بردیم بیمارستان اسپری داد واسه ریه ش حالا سرفه نمیکنه از دیروز هی دستشو میبره گلوش عوق میزنه فک میکنم گلوش عفونت کرده به باباش میگن ببریم دکتر میگه خوب میشه ولی دخترم خیلی بدتر شده اولین عصبانیتم اینه دومیش اینه هفته پیش خونه ی مادرشوهر عوضیم بودیم دخترم یکم دسشویی کرد بعدش خوابید منم رفتم خونه ی جاریم طبقه ی ۲ هستند امدم دیدم دخترم بیدار شده داره تو حیاط میشورتش منو دید خنده کرد گفتم چرا اینجا میشوری گفت گرم هوا ...فرداشم بردم خونه ی مامانم من صب خوابیده بودم دخترمو بغل کرده بود بیرون برده بود بدون کلاه پتو بعدش گفتم مریض شده مامان گفت بچه به این صحیح و سلامت چشه انقد سخت نگیر بابام بلوزشو در میاره با بادی میگردونتش از چی بگم خلاصه الان بچه ی بیچاره ی من مریضه هیچ کدوم نمیان به داد ما برسن من بیچاره موند با یه بچه مریض خواهش میکنم دایه ی مهربان‌تر از مادر نشوید حالا مادرشوهرم عوضی آشغال من بامن قهره حتا یه زنگ نزده حالشو بپرسه ماجراشو میگم شیرخشک رفلاکس کولیک پوشک سوختگی تب

تصویر
۶ پاسخ

تو اردبیل و هوای خنک و سرد بهار بچه رو ببری حیاط بشوری واقعا که چقدر عوضی و نفهمه بچت ببر دکتر دوباره و دیگه جایی نرو تا یکم هوا گرم تر بشه

تو حياط اونوقت آب گرم هست كه برده اونجا شسته؟
يا با آب سرد شسته؟!😐

اردبیل کی هوا گرم بود وسط تابستون اردبیل یهو بارون میاد😐😐

اردبیل خو سرده هواهنوز فکنم😢

طفل معصوم 🥺
بخاطر بیفکری بقیه بچه ها باید زجر بکشن

الهی عزیزم 🥲🥲🥲🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان نلا مامان نلا ۱۱ ماهگی
دخترا به دادم برسین
از دیروز صبح دخترم با سرفه و آبریزش بینی از خواب بیدار شد
و هیچ علامت دیگه ای نداشت فقط سرفه و ترشحات
نه تب نه بی حالی و بی اشتهایی نه علایم گوارشی
شب با باباش بردیم بیمارستان دکتر قطره پلارژین داد که مخصوص سرماخوردگی هست و گفت اگه تب کرد استامینوفن هم بدین
شب برخلاف همیشه دخترم یکن سخت خوابید همیشه سروقت خوابش خیلی راحت میخوابه اما دیشب یکم مقاومت کرد
اما درد من از مریض شدن بچم برام کافیه حالا شوهرمم راه میره و زخم زبون میزنه بهم. من به عنوان یه مامان اولی از تولد بچم تا الان تنها بودم حتی پنج روز بعد از سزارین اورژانسی که شدم خودم بچمو با فلاکت و کلی درد بردم حموم
نمیدونم چرا هیچ کدوم از کارایی کردم ،مراقبت ها ،شب نخوابی ها ،و همه مشکلاتی که همتون میدونید چقدر تنهایی میتونه سخت باشه به چشم نمیاد اما تا بچه مریض شد من شدم مادر بد ، سهل انگار، مادری که قصور و کوتاهی کرده
دیشب بهم میگه بچه ها اصلا تا شیش ماهگی مریض نمیشن، بچه ی ما تا پاشو گذاشت تو هفت ماهگی مریض شد نمیدونید چقدر قلبم داره از این حرف میسوزه