۵ پاسخ

منم اینجوری بودم یادمه شبی که مامانم دیگه میخواست بره خونشون زار میزدم
میترسیدم
تنها نمون بهتر میشی کم کم

خیلی سخته درکت میکنم منم اونطوری بودم برو یه مدت خونه مامانت بمون یا بگو اونا بیان تنها نباش از چیزی آرامش بگیر قرآن کتاب موسیقی نماز هر چی که تو رو آروم میکنه انشالله بزودی خوب بشی

منم صداهای عجیب می‌شنیدم ولی بعد از مدتی خوب شدم متلا صدای باد.ولی خوب شدم مولتی ویتامین و اهنتو ادامه بده و سعی کن توی بچه داری کمک بگیری

منم از رانندگی میترسم جوری بودم ک تو ازادراه ۱۶۰ تا میرفتم الان به شدت ترس دارم

منم اینجوری بودم، الآنم یکم ترس هنوز توی وجودم هست ،اما به مرور بهتر میشیم نگران نباش من دیروز بعد دوماه دوباره رانندگی کردم

سوال های مرتبط