۲۱ پاسخ

وقتی برادر شوهر زن نداره هنوز....🦦

از جاری نداشتن تمام لذت ها رو ببر ک بیاد ترند میشه برای اون 🤣

آخی گوگولی😍بردار همسر منم همین طور بودن، فکر میکردم وقتی ازدواج کنه رابطه ی خیلی گرمی با همسرشم خواهم داشت، ولی الان۴ماهه عقد کردن همسرش شاید ۱۰ تا کلمه با من صحبت کرده و بردار همسرمم همینطور😂
خلاصه ک امیدوارم جاری خوبی قسمتت بشه

اگه جاریت حسود بود در اینده اینارو بهش بگو بیشتر بترکه😅😅

برادر شوهر همشون خوب نیستن بعضیا بلای زندگی ادمن چه بی زن چه بازن

چه خوش ذوق🥺

اوخی عزیزم
بگو برا اکست بگیر🤣🤣

باورت میشه من و برادر شوهرم تا الان باهم حرف نزدیم؟
کلا بهم سلامم نمیکنه

عزیزم 😅🥰

برادر شوهر منم مجرده البته بزرگ‌تره ازم همش برام خوراکی یا لباس میخره بهش میگم لطفا زن نگیر چون اون موقع سهمیه م قطع میشه 😅

چرا من برادرشوهر ندارممم☹️

برادرشوهر من دوره وگرنه شاید همچین کاری برام میکرد🫠🫠🫠

داداش منم الان اینجوریه هر چی ببینه میخره میاره برام میگه بچه ها میگن دخترا خوششون میاد منم برای تو گرفتم ولی میدونم زن بگیره همه اینا میشه برای زنش🥲

دمش گرمم 👍🏻
منو بردارشوهرم همسالیم اونم همین طورع یا برام چیز میز میخره میاره 😂

بزار زن بگیره ب زور سلامت می‌کنه خانواده شوهرم تا چند ماه اول عروسی هر روز میگفتن ناهار بیایین پیشمون طوری که ی روز گفتم زشته هر روز بریم امروز نمی‌ریم برادر شوهرم اومد خونمون گفت باید بیایی ب زور منو برد الان زن گرفته از عید تا الان ندیدمش حتی نیومد خونمون وقتی بچم دنیا اومد البته زنش خیلی حسادت ما رو میخوره و کلا خیلی بده اون خرابش کرده وگرنه اون یکی برادر شوهرم ازدواج کرد اصن تغییر نکرد چون زنش خوبه

من خواهر شوهر دارن خیلی همو نمی‌بینیم
برادر شوهر ندارم 🫢

مجرده؟!😂 اینا زن میگیرن تغییر میکنن

نوش جونت

خوش بحالت منو برادر شوهرم ازهم متنفریم

اخخخخخ خوشا ب حالت😍

خوشبحالتتت

سوال های مرتبط

مامان یسنا💕 مامان یسنا💕 ۱ سالگی
بعد ۵ سال اقدام اولین بی بی چک های بارداریم🥹 چقد اون روز گریه کردم و باور نمیکردم باردار بودم امیدمو از دست داده بودم عقب انداخته بودم و یه روز بارونی بود گفتم برم آمپول بزنم ک پریود بشم چون من پریودیم نامنظم بوده همیشه و هست به همین دلیل گفتم دیگه تست نمیدم خستم شده اینبارم باردار نیستم ولی یه حسی نمیزاشت آمپول رو بزنم زنداداشم گفت رقیه برو حالا یه تست بده خدابزرگه منم گفتم باشه طبق معمول باز منفی میشه زیر بارون قبل از اینکه تست بدم گفتم خدایا منو ناامید نکن تست دادم دیدم مفیه گفتم رقیه بیخیال اینم مثل همیشه اس داشتم میرفتم داخل خونه گفتم یه نگاهی بندازم 🥹 دیدم خدایاااا این که هاله داره قبلشم من سینه درد داشتم سینه هام عین پروتزی ها شده بود🤣سفت شده بودن و درد میکردن بعد باور نمیکردم انقد گریه کردم سر تست سفیده بعد گفتم برم یکی دیگه هم بگیرم زن داداشم گفت رقیه بزار فردا بگیر فردا برو آزمایش بده صبح سر راهتونم یه تست بگیر بعد شوهرم آبادان بود و من کاشان بودم واسه دیدن خانواده بعد آزمایش دادم جوابشو که گرفتم گفتن مشکوک به بارداری هستی و زیاد امید نداشته باش عدد بتام زیر ۴۰۰ بود بعد گفتم حالا تستم بگیرم دوباره رفتم گرفتم اون زرده دیدم نه هاله انداخت😍 بعد فرداش دوباره رفتم آزمایش دادم عدد بتام ۴۰۰ شده بود و گفتن بارداری و تازه است😁 و این گونه شد که یسنا خانوم تو دلم بود بعد ۵ سال قربونش برم