۳۲ پاسخ

چطوری تونستی از بچت جداشی وه دلی داری تو اگر در نبودن تو کتکش بزنن اگه دعواش کنن چی باید بخاطرش تحمل میکردی اون بچه گناع دارع

چرا عزیزم پسرت مگه کجاست که ندیدیش

عزیزممممم چقدر بزرگ شده🥹😍خدا حفظش کنه برات آتنا جان هرجا هست در پناه خدا صحیح و سلامت باشه فرشته کوچولو ناز🤍ایشالا هرچه زودتر شرایطتت اوکی بشه بیاد پیشت😚

تو یک زن قوی هستی اتنای عزیزم من همیشه میومدم پیامات میخوندم عکس ک میزاشتی میدیدم خیلی پسرتو دوس داشتم هم خودت خوشگلی هم پسرت کسی ک خیانت کرد رو نمیشه بخشید چون بازم تکرار میکنه . چون ی مادرم برات دعا میکنم شرایط رو اکی کنی ونویان رو بیاری پیش خودت وکنار هم دیگ باشین خیلی سخته دوری میدونم ک براش تلاش میکنی و پیش خودت بزرگ و تربیت میشه .ولی تو خیلی حیف بودی نمیدونم شوهرت چجوری تونس دل بکنه ازت ‌.انشالله زندگی جدید خیلی خوبی داشته باشی برات آرزوهای قشنگ میکنم زن قوی وخوشگل😘

عزیزم🥹دلم گرفت
خیلی سخته برای تو و برای بچه
ان شاءالله زودتر ببینش
گناه داره بچه مخصوصا پسر به مادر خیلی وابسته میشه

چرا نمیاری پیش خوذت؟؟

انشالله زودی بیاد پیشت عزیزدلم

آتنا تو‌ب این قشنگی چرا خیانت کرد بهت اخه

عزیزم خب هفته ای یکبار مگه اجازه نمیدن بیینی

امیدوارم خدا صبر و قدرت تحمل دوریش بهت بده عزیز دلم ولی خیلی مشکلت حل بشه خیلی سخته خدا براتون بسازه به بهترین شکل برات درست کنه که این روزا سخت از یادت بره ،🥺🥺🫂🫂🫂کاش می‌توانستم بغلت کنم بگم درست میشه توکلت بخدا باشه

خدا بزرگه سخته ولی انشالله شرایطتت عالی میشه وبچه رو میاری پیش خودت هیچ کس جای شما نیست دوست عزیز که قضاوتت کنیم همین عادت و اینکه مادر هیج جوره نباید جدا بشه به خاطر بچه خودش تفکر سمه اگر تصمیمت الان راضی هستی پس انشالله بهترین ها برات رقم بخوره اونجوری که میخوای صلاح خدا هم همون باشه برات

عه خیلی وقته گهواره نبود.جدا شدی ؟؟

دقیقا همین چیزاست که نمیذاره قدم از قدم بردارم😭
حتی دلم نمیاد دعوا کنم مبادا بچم غمگین شه…
کاشکی یه تیکه سنگ بودم نه یه مادر💔

عزیزم🥺چقدر اونا سنگدلن که نمیارن ببینیش
باهاش تلفنی حرف میزنی؟

آتنا خیلی ناراحت شدم عزیزم دیدم یه مدت نیستی😢

دیشب یجا بودیم که طرف دوتا نوه های پسریش که دختر بودن اونجا بودن من گفتم دخترا مادرتونم میاد گفتن ن یهو دختر بزرگه گفت خاله مامانم خیانت کرده خیلی ناراحت شدم یهو جا خوردم بعد من زیاد پرسو جو نکردم حس کردم دختره یهو اززبونش در رفت بعد مامانم صبح زنگ زده میگه نوه فلانی تو مهمونی هی میومد منو‌بوس میکرد ناز میکرد یجورایی بو‌میکزد انگار خلع داشته باشه اونجوری منم گفتم ماجرارو گفتم والا نمی‌دونم راسته یا دروغ ولی مامان دختر بزرگه اینجوری گفت باورتون نمیشه از وقتی که شنیدم آنقدر از درون خورد شدم بعد مادرمم اینجوری گفت همش چشام اشکی میشه که نگو کاش قبل اینکه پدر مادر بشیم به بلوغ فکری آدم برسه که بعد بچه دار شدن فقط فکرو ذکرت بشه بچه هات نمی‌دونم این خیانت چیه افتاده تو زندگیه مردم لعنت بیاد بهش .
ببخش اینجا نوشتم ی لحظه چهره پسر گلتو دیدم بازچشام اشکی شد منم ازدواج اولم طلاق گرفتم ولی دخترمو‌اوردم کنار خودم یلحظه هم از خودم جدا نکردم اگه میتونی بیار پیش خودتون بچه ازماپر یتیم میشه 😭😭

مگه تا ۷ سالگی نباید پیش خودت می‌بود ؟

خدا صبر بهت بده عزیزم ،ایشالا هر چی زودتر شرایط فراهم بشه پیش پسرت باشی

چقدر سخته من رفتم قهر دو روز پسرمو ندیدم مثل دیوونه ها بودم

ای وای الهی عزیزم 🥹🥹
چرا جدا شدی اخه؟ یادمه خیلی خوب بودی با شوهرت اخه

الهی بگردم 😔😔

دلم کباب شد برات🥲🥲🥲

انشالله عزیزم زودی پسرتو میبینی بغلش میکنی🙂🌱

چرا نمیبینی؟ جدا هم بشی باز حق داری ببینی
من نمی‌دونم داستان چیه البته

عزیزم الهی سخته واقعا چرا ۳ ماهه دوره من نمی دونم گلم

عزیزممممم 😔😢
چه ناز شده ماشاءالله
ان شاالله که زود دوباره بیاد پیشت

ناراحت شدم برات انگار ی چیزی گم کردی ان شاالله زودی مشکلتون حل شه

سلام عزیزم
چرا آخه خیلی وقت بود ازت بی خبر بودم
چی شد یهو
یادمه یه بار بعد تولد پسرت دعوای بدی داشتید موهاتو زده بودی
چی شد اخه

اخ مادر 🥺💔 عکسش دیدم قلبم درد گرفت

دلم کباب شد حقیقتا شاید زندگیشو کنه ولی همیشه این خلا، بحران ،مشکلات همراهشه،هیچکس برای بچه مادر نمیشه حتی اگر بهترین پدر دنیا داشته باشه ،

بگردمت اتنا
چیا نکشیدی تو🥲

وای عزیزم
من تو تلگرام باهاتون تو گروه بودم
باورم نمیشه یادمه داستان اشناییتو تعریف کردی
ماشالله پسرت چه بزرگ و خوشگل‌تر شده

سوال های مرتبط