۱۰ پاسخ

من دخترم دستش سوخته بود البته کمتربود صندل میذاشتم پای ظرفشویی واسباب بازیاشومیدادم میشست و دستش کامل شسته میشد بعد خشک میکردم والفامیزدم و پانسمان میکردم هرروز

خیلی مراقبت زیاد میخواد ک هم گوشت اضافه نیاره هم جاش نمونه

من دخترم با چای سوخت دستش هرکز پیس مادربزرگش بود و میگفت ژل الوئورا میرنم و خوب شد زود البته پماد الفا هم میزدم

منم دست دلارا رو اونجوری خوبش کردم

عزیزم دست دختر منم زمستون کتری روش چپه شد سوخت
بگیر چایی خشک رو تو یه طرف بریز بزار رو شعله یکم که داغ شد بعد قشنگ بکوب با روغن زرد حیوانی قاطی کن هرروز بزار روش تو 4روز اینا خوب میشه

عزیزم الهی بگردم...
خیلی برای دختر کوچولوتون ناراحت شدم😥😥😥 گلم، من شخصاً دل پانسمان و .. تو خونه رو ندارم ،بنظرم بهتره ببرید بیمارستان خودشون انجام بدن

همون پماد الفا بهترینه

من بچم ی سالش بود دستش با اب جوش سوخت یکی تو شهرمون هست پماد سوختگی دستی درست میکنه روبه رو بیمارستان چندنفربهم معرفی کرد 3بار بردمش خوبه خوب شد یک رو‌ز درمیان حتی الان جاشم نمونده

بگردمش الهی چی ‌کشیدی خواهر🥲
امروزم دست دخترم چسبید ب اگزوز موتور خدا رحم کرد ولی انگشتت سوخته
دکتری ک بهت آلفا داده خیلی خوبه همونو بزن براش الهی ک دیگ بلا ازش دور باشه

دختر منم اینجوری شد خودم هروز میشستم با شامپو بچه و سرم

سوال های مرتبط

مامان قندعسل مامان قندعسل ۴ سالگی
سلام پسرم همچنان درگیر ویروس گوارشی دیروز به شدت اسهال بود خیلی شدید بردمش بیمارستان گفت همون داروهای قبلو ادامه بده باوان لایت چندجارفتم باطمعای مختلف گرفتم نخورد البته وان لایت نبودمشابه بود بردمش خونه بابامینا بذارمش هواگرم بوداپست میشدچتدجا بگردم اصلشوپیداکنم بردم اونجا مامانم رفت تواتاق خابید آبجیم برگشت گفت از رومبل برش داربه گندمیکشه همه جارو حالاباخودم پتوواینابرده بودمش زیرش پهن بود برش داشتمداومدم خونه بردمش بستریش کردم بچه چه عذابی کشید سررگ وخون گرفتن الهی آبجیم خیراز زندگیش نبینه اگه غرنمیزد وان لایت پیدامیکردم میدادم تاغروب بستری نشه شوهره هم اومدبیمارستان ناراحت بود رسیدیم خونه بچه گفت دوچرخه میخام توکوچه بازی کنم گریه میکرد شوهرا مثل سگ شد دعواش کرد بچهامن دیروز کته گذاشتم دل درد گرفت بردمش بیمارستان بجه گشنه زیر خون گیری ضعف کرد عرق سرد چیزی نبرده بودم باخودم یه تیکه نون توکیفم بوددادم چیزای بوفه بیمارستان هم براش خوب نبودمادربدیم من مامان وخواهرم ساعت بچرونگه نداشتن هواهم گرم کناربیمارستان هیجا موز نداشتن ازدیشب اشکام بندنمیاد