شب اول ترک می می
من شیر خشک پسرمو از قبل عید تدریجی کم کردم تا الان که بهش روزی یک یا دوبار شیر کاکائو یا شیر پاستوریزه تو شیشه میدم گاهی هم میزارم دوسه روز بیتش وقفه بیافته که عادت شیشه در همین حدم از سرش بیافته ولی تو لیوان بهش میدم،شیر خودمم وقتایی که می‌خواست بخوابه یا وقتایی که بهونه می‌گرفت خودش از من میخواست بهش میدادم که تو خواب واقعا برام کلافه کننده بود ،امروز رو سینه ام چسب زدم گفتم مامان چند روز نمیتونم بهت شیر بدم چون دندون داری خیلی موقع شیر خوردن فشار دادی مامان دردش گرفت حالا باید خوب بشه که واقعا هم اینجوری بود، امروز چند بار بهش نگاه کرد بوسش کرد بغلش گرفت و هی بوسش می‌کرد خلاصه که امشب اولین شبیه که پسرم بدون سینه داره میخوابه بهونه گرفت ولی حواسشو پرت کردم،از امشبم تصمیم گرفتم که جای خودمو پسرمو بیارم پیش شوهرم چون ما رو تخت میخوابیدیم به خاطر جا نبودن رو تخت سه تایی جامون تنگ میشد،فکر نمیکردم کارای بزرگو با تصمیمای ارادی انقدر خوب عملی کنم😊😊بای فور اور تخت خواب عزیزم 😊 سلام به رژیم سلام به لاغری

۳ پاسخ

تا امروز صبح اصلا قصد ن داشتم از سینه بگیرمش ولی خواب شب خودمو خودش خیلی بی کیفیت بود، بعدشم من وزنم رفته بالا شوهرم دوست نداره خودمم خیلی اذیتم باید یه چیزایی واسه لاغری بخورم که از طریق شیر ممکن بود به پسرم آسیب بزنه مجبور شدم، والله دندوناشم خیلی بی قرارم می‌کرد اعصابم خورد میشد

گلم بدون شیر چطور خوابوندی من شنبه میخوام شروع کنم چند روزه سرگرمش کردم فقط ظهرا موقع خواب میخوره با شبا موقع خواب
تا ی هفتع پیش دم ب دیقه اویزونم بود مثلا میرفتم غذا درس کنم یا ظرف بشورم میرف جاشو پهن میکرد می اومد دستمو میگرف میگف مامان اینجا لالا
مانی ممه

غکرشو نمیمردم یه روز حیرت ازشیر گرفتن بچمو داشته باشم کاش منم بهش شیرمادر میدادم حقمه الان عاب وجدان بگیذم وداسته باشم

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۲ سالگی