سلام مامان مروا رفلاکس دخترت خوب شد ؟؟
سلام عزیزم شما رفلاکس بچتون بهتر شده؟
منم دقیقا مثل شما هستم راه دور و شهرغریب هستم واقعا سخته وقتی میرم خونه مامانم اینا با اینکه تمام کارهای دخترمو خودم میکنم ولی چون پخت وپز تمییز کاری و کارای خونه نیست خیلی بهتر میگذره به خودم میگم ببین اینجا چه خوبه رفتی خونه اینجوری باش باز میرم خونه میبینم اصلا نمیشه تنهایی شوهرمم سرکار هست و کلا نیست واقعا موندم دخترمم وقتی بیداره همش باید کنارش باشی وگه نه گریه میکنه
منم همینم عزیزم مامان بابام پدرشوهر مادرشوهر همه ی شهر دیگن تنهام… همسرمم عصرا خونست با اینکه کمک میکنه ولی خستگی برا مادره، بی خوابی برا مادره، پسر منم بخاطر درد لثه لجباز شده دارم کلافه میشم منم وقت نمیکنم صبحانه بخورم حتی، همسرم ازسرکار ک میاد نگهش میداره بتونم ناهار بخورم… خیلی سخته ولی میگذره این روزا🥲پسرم از همه چی هم یک دیقه ای خسته میشه با هرچیزی یک دیقه بازی میکنه تمام، بعدش جیغ و داد هوففففف
عادت میکنی ..
منم واقعا خسته ام 🤦♀️ بچم خیلی ام بهانه گیر شده شبا که کلا بیداره و گریه میکنه روزاهم بهانه میگیره ک بغلش کنیم همشم خودشو به شکم میندازه دستشم زیرش گیر میکنه یعنی فرصت هیچ کاری نمیمونه خیلی سخت شده همش باید هواسم بهش باشه
من دیشب از شدت خستگی گریه کردم واقعا
دقیقا منم مث شمام .
خانواده دورن .
وقتی بیداره همش باید پیشش باشم چون غلت میزنه و نق میزنه
بااین تفاوت ک شیرخشکیه
و فقط تو خاب شیر میخوره.
خابشم خیلی کمه
هز سه چهار ساعت شایذ ۲۰ دقه بخابه.
منم غریبم این شهر کلا شوهرم از صبح تا ۱۲شب سرکاره کارش تعطیلی نداره و من خسته ترینم خیلیم عصبی شدم جدیدا
منم دقیقا شرایطم بدتر از شماست...گاهی 3 یا 4بار چای پشت سر هم برای خودم میریزم که بخورم ولی وقت نمیکنم بخورم و سرد میشه
پدر شوهرم 16 روز فوت شده و ما هر روز مهمون داریم..7روز که کلا مراسم بزرگ بود
همه چی زندگیم خورده بهم. ..دیگه کلافه و عصبی شدم .پسرمم تو اذیته .ازین بغل به اون بغل
من بچه ام کیف وسایلاشو میذارم کنارش با بند کیف خیلی خوب بازی میکنه شاید نیم ساعتی باهاش مشغول شه بقیه چیزا چون از دستش میوفته زود حرصی میشه
منم از خانوادم دورم ولی خدا رو شکر همسرم خیلی کمک میکنه
منم واقعا خسته ام
امروز دیگه ازشدت خستگی دلم میخواست یکی بود بهش غر میزدم و خودمو خالی میکردم دلم میخواد چندساعت بخوابم و یا برای خودم باشم 😪
من همسرم هست اصلا نمیدونم زمان چطور میگذره غذا میپزم تمیزی میکنم به بچم میرسم، ولی دسا تنها سختمه واقعا
عزیزم من خانوادم شهر دیگس
اینجا هیچکس و ندارم خانواده شوهرم هم کمکم نمیکنه
شیا کلا بیدارم
بخاطر اینکه وقت نمیکردم چیزی بخورم بچم شیر خشکی شد
یعنی الان ک ساعت ۳ و ۱۰ دقیقه اس هنوز وقت نکردم صبحانه بخورم
همسرم صب میره غروب خسته میاد
تنها نیستی قشنگم
این روزام میگذره
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.