✨تجربه زایمان طبیعی✨
وزن ۹۸.قد ۱۶۶. وزن قبل بارداری ۸۸.
من اصلا ورزش یا پیاده روی نکردم میخواستم از هفته ۳۷ یا ۳۸ تازه شروع کنم. هیچ علایمی قبلش نداشتم فقط گاهی کمی شبیه کمر درد پریودی داشتم یا شکمم درد میکرد اونم سریع تموم میشد.
خلاصه صبح بیدار شدم عین همیشه رفتم ناهار درست کردم ظرفا شستم و لباسا رو شستم بعدشم ناهار خوردیم اومدم دراز کشیدم و خوابم برد. همسرم اومد توی اتاق از خواب بیدار شدم اومدم از سرجام‌بلند شم یهو یه مایعی ازم خارج شد تا روی رون پام‌اومد اولش فکر کردم دستشویی داشتم نتونستم خودمم نگه دارم تو خودم جیش کردم🫤متوجه نبودم دیگه رفتم خودمو تمیز کردم هرچی چک کردم اصلا دیگه ترشحی خارج نمی‌شد اومدم دراز کشیدم یهو دلم خیلی درد گرفت تا الان همچین دردی تجربه نکرده بودم بعدش ول کرد دوباره شروع شد دقیق زیر دلم درد می‌گرفت دردشم یه بار قابل تحمل بود به بار اینقدر شدید بود که نمی‌تونستم تحمل کنم به خودم میپیچیدم.خلاصه تعداد درد و فاصله بین درد ها رو ثبت کردم .عکسشو براتون می‌زارم .(ساعت شروع .تایم هر درد و فاصله بین درد ها به ترتیب نوشته شده).یه ساعت دو ساعتی صبر کردم دیگه دیدم تموم نمیشه و یهو یه حجم زیادی از ترشح سفیده تخم مرغی و رگه هایی صورتی از بدنم خارج شد تا روی رون پا اومد .رفتم حموم بعدشم رفتم بیمارستان.حس‌نمیکردم قراره زایمان کنم فکر کردم تهش بستری میکنن یا میگن برو از این به بعد استراحت کن .

تصویر
۵ پاسخ

مبارک باشه خداروشکر بخیر گذشته و سالم هستید ...

اسم این اپ هم بگید لطفا❤️

عزیزم وزن جنین چقد بود موقع زایمان؟
وقتی رفتی بیمارستان چقد رحمت باز شده بود؟زودی زایمان کردی؟اخه منم مث توام هیچ ورزشی انجام ندادم کلاساشو هم نرفتم میترسم زایمانم سخت و دردناک باشه

هفته چندم زایمان کردی؟

عزیزم چه یهویی ، خداروشکر هردو صحیح و سالمین❤

سوال های مرتبط

مامان هیرمان مامان هیرمان ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم
من از چهارشنبه شروع کردم مابقی کارام که مونده بود رو انجام دادم کل خونه رو جارو برقی کشیدم و بعدش کل خونه رو طی کشیدم بعدش تمام پنجره‌ها رو تمیز کردم عصر دیگه کاری انجام ندادم و به خودم استراحت دادم ولی یه کم کمرم درد میکرد که حدس زدم واسه کارایی که انجام دادم. نظرم این بود که تا پنجشنبه کارای خونه رو تموم کنم از جمعه ورزش و پیاده روی رو شروع کنم .. فردا صبحش یعنی روز پنجشنبه ۲۸خرداد صبح که از خواب بیدار شدم هیچ دردی نداشتم شروع به گردگیری کردم یه مرتب کاری که دیدم به کم درد خفیف پریودی دارم اومدم یه کم استراحت کردم دیدم بهتر شدم حدس زدم به خاطر کارایی که انجام دادم مثل دیروز دارم یه کم اذیت میشم . بعد از نهار یه کم زیر دلم تیر میکشید رفتم استراحت کردم . تو این زمان که درد پریودی داشتم حرکتهای بچه هم خوب بود . یه کم درد پریودی داشتم ولی نامنظم بود چون یه کم اذیت میشدم نتونستم بخوابم بلند شدم یه کم تو خونه راه رفتم به کم دراز کشیدم حدود ساعت ۵عصر دیگه دردم ول شد.
مامان کیان🩵👼🏻 مامان کیان🩵👼🏻 ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی:
من هفته۳۸و۶ روز بود که شب مثل همیشه رابطه بدون جلوگیری داشتیم و دو روز قبل هم معاینه تحریکی شده بودم من بعد اینکه رابطه تموم شد دیدم خیلیییی درد دارم هر پنج دقیقه یه بار همین که دیدم درد دارم دیگه اون شب نتونستم گل مغربی استفاده کنم ساعت ۲:۳۰ دردام شروع شد و تحمل میکردم بعد ساعت ۴ شد دیگه نتونستم تحمل کنم شوهرم و بیدار کردم و مامانمم و سه،چهار روز قبل همین درد که ترشحات قهوه‌ای داشتم گفته بودم از شهرستان بیاد خونه ما ارومیه
شوهرم و مامانم و بیدار کردم همه چیو برداشتیم و رفتیم بیمارستان با یه مامای بد اخلاق و ناز نازی روبرو شدم گفتم بهش درد دارم اومد معاینه کرد گف دو سانتی در واقع من سه روز قبل که معاینه تحریکی شده بودم دکترم گفته بود دو سانتی ولی من باور نداشتم به این ماما اومد آن اس تی وصل کرد گف درد داری ولی شدید نیستم منم همینجوری گذاشته بود زیر دستگاه خودش رفته بود خوابیده بود من دیگه دیدم شدید خوابم میاد خیلی گرسنمه و نیاز به دوش دارم دردام و هم میتونم تحمل کنم خودم و از زیر دستگاه کشیدم کنار و رفتم بیرون از اون اتاق رفتم دیدم یه مامای دیگه نشسته اونجا باهاش حف زدم و ساعت شش رفتم خونه اومدم خونه رفتم دوش گرفتم زیر آب ورزش کردم بعد یه چیزی خوردم و خوابیدم صبح ساعت ۱۲ بیدار شدم دیدم هیچ دردی ندارم بعد چن ساعت دردام باز شروع شد ولی خیلی کم بود باز شب شروع شد ولی هر سه دقیقه یه بار شده بود دردام تو خونه همش راه میرفتم و دردامو تحمل میکردم تا صبح ساعت ۷ دردامو تحمل کردم و ۷ رفتم حموم و ورزش کردم یه چیزی خوردم رفتیم بیمارستان گفتم درد دارم و من و بستری کردن شده بودن ۳۹و۱ روز خانم علیزاده بهترین ماما عامل زایمان بودن که بچمو ایشون به دنیا آوردن بقبه متن بعد
مامان طاها و هلنا مامان طاها و هلنا ۱ ماهگی
پارت ۱ زایمان طببعی
من اومدم با تجربه ی رایمان طبیعی دوم من از هفته ی ۳۲ ورزش های لگنی رو شروع کردم و از هفته ی ۳۵ پباده روی رو شروع کردم هر شب با شوهرم و پسرم شبی یک تا دو ساعت پیاده روی میرفتیم اینم بگم که انقباض های کاذب یا همون ماه درد ها از هفته ی ۳۵ شروع شد و بیشتر شب تا صبح میگرفت خلاصه من دیدم به اول هفته ی ۳۸ رسیدم و از درد ها خبری نیست به توصیه ی ماما شیاف کپسول گل مغربی رو شروع کردم و روزی یه لیوان دمنوش گل گاو زبون تا اینکه رسیدم به ۳۸ هفته و ۵ روز اون روز گوشیم خراب شده بود مجبور شدم حسابی پیاده روی کنم مغازه هارو دور بزنم تا ببینم گوشی تعمیر میشه یانه حسابی هم استرس و ناراحتی داشتم به خاطره گوشی دیگه شب اومدیم خونه موقع شام یه دردی اومد سراغم شکمم حسابی سفت شد و کمرم درد گرفت شوهرم گفت درد داری گفتم نه بابا بچه خودشو سفت میکنه یه ساعت گذشت دوباره یه درد دیگه اومد سراغم شوهرم گفت دقیق یه ساعت شده ها گفتم نه بابا اینا کاذبه دیگه شوهرم خوابید منم خوابیدم ولی با هر درد از خواب بیدار میشدم دردا نیم ساعتی شده بود ۵ صبح دردا یکم شدید شد مثل درد پریودی و فاصله ش هر بیست دقیقه یه بار بود
مامان TAHA 💕 مامان TAHA 💕 ۱۶ ماهگی
سلام منم اومدم از تجربه زایمانم بگم اول رفتم طبیعی بعدش سزارین اجباری شدم
پارت اول
از خواب بیدار شدم رفتم سرویس اومدم بیرون دیدم کمرم داره شدید تیر میکشه زیر دلمم درد گرفته نتونستم راه برم رفتم دراز کشیدم یه 20 دقیقه ای بعد که اومدم از جام پاشم یه دفعه ای کلی آب با ترشح بی رنگ ازم خارج شد هم دامنم پر شد هم تخت همینجوری هم داشت می‌ریخت ازم خلاصه کیسه آبم پاره شده بود زنگ زدم دکترم اونم گفت خودتو برسون زایشگاه که منم اول یه ساعتی رفتم حموم بعدش حرکت کردم سمت زایشگاه اولش درد پریودی داشتم اما کم کم درده بیشتر شد تا جایی که نمیتونستم خودمو کنترل کنم انقدر درد داشتم بدنم خودش می‌لرزید فقط گریه میکردم و به درو دیوار چنگ میزدم از ساعت 8 و نیم شب درد داشتم تا ساعت 12 ظهر روز
انقدر اومدن معاینه کردن که دردام بعد هر معاینه بیشتر می‌شد جوری که دلم میخواست زمین دهن باز کنه منو ببلعه چند باری جیغ زدم از درد که دیگه اونم تحملم تموم شده بود یه متخصص اومد معاینه کرد گفت 8 سانت بازی کم کم ببرینش رو تخت زایمان تو اون مدت که بخوان ببرنم من همون جا بعد هر درد تا ادرار نمیومد درده آروم نمیشد هر چند ثانیه یه درد بد داشتم
حس مدفوع هم داشتم آخرش که بردنم رو تخت زایمان ...
مامان نهال🌱🙂 مامان نهال🌱🙂 ۳ ماهگی
شب بعد گذشت و خبری نبود شب بعدی از پیاده روی خیلی طولانی که حدود پنج ساعت پیاده روی کردم اومدم خونه داشتم غذا می‌خوردم که یهو یه درد خیلی‌ عجیب زیر دلم و کمرم رو گرفت جوری که غذا تو گلوم گیر کرد اما فقط در حد سه ثانیه بود و ول کرد بعد دو ساعت دوباره همینجور دردی گرفتم و در حد همون چند ثانیه ول کرد ساعتا ۱۲شب باز همون درد اومدم سراغم و سریع ول کرد تا ساعت ۲که رفتم سرویس چند قطره لک قهوه ای دیدم و یه ترشح قهوه ای رنگ کلی ترسیدم با خودم گفتم من دگ الان تو خونه زایمان می‌کنم😐 فکر میکردم همون دردا چند ثانیه ای شبیه به پریودی درد زایمان بوده و من درد رو کشیدم و الآن که لک قهوه ای دیدم ینی زایمان 😐😑با خودم گفتم چه راحت 😂تا صبح واستادم صبح رفتم پیش مامام البته تا صبح کلی همین درد چند ثانیه ای هی گرفت و ول کرد صبح ک‌ رفتم معاینه کرد گفت یک سانت دهانه‌ رحمت باز شده برو ورزش کن پیاده روی کن بزار دردا شدید تر بشه و بیشتر دهانه‌ رحمت باز بشه