۶ پاسخ

وای منم بزرگترین اشتباهو کردم سع سانت بودم بدون هیچ دردی رفتم بستری شدم امپول فشار زدن دستشویی هم نذاشتن برم واسه یکم ادرار سوند بهم وصل کردن خلاصه مردم و زنده شدم کاش دردامو تو خونه میکشیدم

خداروشکر عزیزم
دعا کن منم زایمان راحتی داشته باشم
اتفاقا من زایمان اولم راحت بود،تنها مشکلم این بود زود رفتم چون نمیدونستم دردا چجوریه
ولی برا این دومی میخوام دردامو تو خونه بکشم بعد برم

از صب ماما گفت پیاده روی شروع کنم ورزش کنم نزذیکی

خدا روشکر انشالله که ما هم همچین زایمان راحتی داشته باشیم
عزیزم میشه بگی وزن بچه هم چقدر بود

وای چ عالی خداروشکر دعا کن ماهم همینطور باشیم زایمان دومم

خداروشکر دست راستت رو سر همه ی ما

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۱۶ ماهگی
سلام خانما تجربه من به عنوان مامان اولی زایمان طبیعی
اینقدری که ترس داشتم و وحشت داشتم از چیزایی که در مورد زایمان طبیعی شنیده بودم از معاینه ها گرفته تا خوده زایمان
چون دیابتی بودم دکتر گفت 37هفته ختم بارداری
رفتم معاینه شدم گفتن یه سانت بازی و دهانه رحمت خیلی نرمه
من از هفته 37روزی نیم ساعت پیاده روی و روزی دو تا شیاف گل مغربی و ورزش های که خیلی تاثیر داشت و رابطه بدون جلوگیری
رفتم معاینه تحریکی انجام دادم چون تجربه نداشتم اینقدر ازش استرس داشتم و حالم بد بود که چقدر وحشتناک ولی واقعا اینجوری نبود با تنفس میشد تحملش کرد و بستگی داره کی معاینه کنه
یه شب بعد از معاینه تحریکی کیسه ابم پاره شد و ساعت دو شب بستری شدم
با آمپول فشار و ورزش ها و وان آب گرم و ماساژ ها ساعت و نه و نیم صبح دخترم دنیا اومد
سه تا بخیه خوردم
ماما همراه داشتم واقعا واقعا خیلی تاثیر داشت و خیلی خوب بود از صفر تا صد کارا خودش برام انجام داد و همش کنارم بود تا دو ساعت بعد دنیا اومدن بچه
به عنوان مامان اولی که تجربه کردم دردش یکم بد بود ولی از لحاظ روحی من اذیت شدم و درد تو کمرش قابل تحمل بود یکم تو زیر شکم میزد تحملش سخت بود یکم ولی راضی ام و می ارزید
اینم تجربه من
مامان عدنان مامان عدنان ۱۱ ماهگی
مامان آیهان مامان آیهان ۱۳ ماهگی