واقعا چقدر سخته بچه بزرگ کردن،تربیت کردن،دلم خونه از دست پسرم.ای خدا،دردمو به کی بگم
حالم ازش بهم میخوره،آنقدر همیشه در حال خرابکاری و بالا رفتن از در و دیواره،رفتم دکتر،داروهای توی کیفم بوده،دو روزه برداشتشون، هرچی میگم بیآر میگه من برنداشتم.امروز تهدیدش کردم رفت آورد،کارت پولمو برداشته،نمیده،رفتم مغازه میبینم کارتم نیست.رفتم مغازه دوتا آدامس برداشته یه بادکنک یه آب‌نبات چوبی،یه نوشمک،یعنی هرچی آشغاله جمع کرد آورد،هی گفتم یه دونه آدامس بردار،اینا خوب نیست برات،دیگه بیشتر نتونستم پیش فروشنده بهش بگم،اومدیم بیرون دوتا محکم زدمش،دلم خنک شد،انقد بدم میآد میریم مغازه اینجور میکنه،
قبلش بهش گفتم رفتیم مغازه هرچی خواستی اول به مامان بگو بعد بردار،انگار نه انگار،یه پسر بی قانون،خاک بر سرم با این بچم

پسر دومی دستش تو دستم ،آروم آقا،مهربون،اما امان از پسر اولی،امان
خدا برا کسی نخواد اینجور بچه
دیوونم کرده
پیرم کرده

۱۶ پاسخ

عزیزم درک می کنم خودمم دو تا پسر دارم ولی به نظرم یکم روی روش تربیت و رفتار با بچه ات کار کن مشخصه که ظرف توجه و محبتشو پر نمی کنه که با اینکارای بد دنبال جلب توجه هست روزی نیم ساعت باهاش بازی کن فقط توجه ات به اون باشه تنبیه و بکن و نکن کمتر بگو ایشالا بهتر میشع

دنبال دیده شدن و محبته.حق میدم بهت اما بهتره خودتو کنترل کنی,به جای پرخاش و عصبانیت شیوه محروم کردن و تنبیه اخلاقی پیگیری کنی،طوری ک ی کار بد کرد از کاری یا چیزی ک دوست داره محرومش کنی.پسر بچس دگ مدام ۴قل بخون بذار شیطون ازش دور شه

خداشکر پسرندارم همه پسرا همینن شلوغن

من امروزچنان فشاری بهم اوردن که مثل بچه نشستم ازته دل دادزدموگریه کردم.واقعاحق داری دوتاداشتن خیلی خیلی سخته

پسر کوچیکه منم همینه
اگه به مامانم بگی میگه پسرت پیش فعاله

پسر منم اینجوریه دقیقا همش هم گریه می‌کنه یه روز نیست که نیفته و یه جاییش زخم نشه از بس در حال خرابکاریه هیچ کدوم از اسباب بازیهایش سالم نیست دوچرخش رو نصف کرده 🥴

من هم دلم خونه اتفاقا تاپیک گذاشتم ک با کسی درد دل کنم .من هیچی کم نذاشتم اما امان از شانس ک بچم اینجوریه

ناامید شدم از داشتن پسر حالا دخترمم رو‌روانم راه میره

منم عین‌خودتم پسربزرگم شیطنت زیاد میکنه لجبازه ولی چیزی قایم نمیکنه هرچی برداره میگه یازودبهم میده ببینه دنبالش میگردم منم گاهی میگم حالم ازش بهم میخوره بس که حرصم میده اصلا حرف گوش نمیده توروم وایمیسته دعواش کنم یاجتی میزنه وقتی بزنم یکی بهش کلا پروعه یکی روببینه جو گیر میشه بدنر میکنه تنهاتوخونه باشه بهتره

بعضی وقتا ژنتیکیه
منم با پسر بزرگم خیلی مشکل دارم
پسر کوچیکم خیلی فهمیده تره
اما امان از بزرگه فقط حرص ادمو درباره روزی چندبااااار جیغمو درمیاره اما چاره چیه
روشتو عوض کن
یبار برای ی چیز الکی برو مغازه اگر پیله کرد خریدتو ول کن نذار چیزی برداره اصلا برات مهم نباشه فروشنده چی میگه
من شوهرم خیلی زود وا میده
میرم مغازه میگن فلان چیزو بگیر میگم نه فروشنده میگه این باباتون نیست هرچی بخواین بخره
یعنی فروشنده میگ شوهر تو خیلی بها میده اما من نه

شاید اون حس می‌کنه تو پسر دومیتو بیشتر دوستداری
بشین باهاش حرف بزن پسرمن می‌رفتیم مغازه خیلی خوراکی برمیداشت به فروشنده میگفتم آقا اینا رو میفروشی فروشنده دیگه میفهمید می‌گفت نمی‌فروشم دیگه پسرم یاد می‌گرفت باید یه دونه برداره خودمم همیشه بهش میگفتم حق داری به دونه برداری

میفهمم چیمیگی .بعضی بچه ها واقعا لجبای و زبون نفهمن

پسر من تنهاست خیلی خوبه ولی مدام با بچه ها دعوا میفته فوهش میده میزنه
می‌ره رو اعصابم

منم تو خرید مشکل شما رو داشتم از قبل مغازه رفتن بهش می سپردم
ولی میرفتیم تو مغازه به کل یادش میرفت
البته خودم هم مقصر بودم زود وا میدادم
اما یکی دوبار محکم وایستادم بدون دعوا گفتم فقط اجازه یکی یا دوتا وسیله برداری.خودت انتخاب کن
حتی یه بار دست خالی اومدیم بیرون تا خونه غر زد ولی برنگشتم این شد که الان رفتار تو مغازه رو کنترل می کنه

حق داری حالا دختر من بیرون حرف گوش کنه اما تو خونه خسته ام می‌کنه مدام غر میزنه و هی از زمین و زمان ایراد میگیره میگه حوصله ام سر رفت میگم بیا بازی کنیم میگه نه حوصله بازی ندارم میگم بیا نقاشی بکشیم میگه نه تکراری شده میگم بیا خوراکی بخوریم میگه نه سیرم میگم بیا بریم پارک میگه نه بعداً و....

دقیقا عین منی بچه منم همش لج کرده باهام الان از پارک میاییم بیرون اونقدر منو زد فوحش داد آوردم به زور خونه

حالت ازش بهم میخورههه🫥

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
مامانا میشه برای حال پسرم یه دونه صلوات بفرستید دارم دیونه میشم حدود سه ماه پیش فهمیدیم چشمش تنبلی داره عینک و چسب میزد موقع چسب زدن خیلی گریه میکرد که نمیزنه به زور میزد از دو هفته پیش رفتیم خونه مامانم برگشتیم هی کم و بیش میگفت سرم درد میکنه من گفتم از چشمشه که صبر کنیم آخر ماه باید بریم چکاپ چشمم دندوناشم خرابه گفتم شایدم از دندونه که یهو سه روز پیش تب کرد همراه سردرد بردیم دکتر گفت گلوش و گوشش خوبه احتمالا ویروس جدیدست سردرد داره گفتم نگرانم ازمایش خون نوشت دادیم گفت جوابش خوبه و بیشتر بخاطر ویروسه فقط پاراکید داد در صورت تب بخوره که دادم پسر نوزادم تب کرد به اونم پاراکید دادم اون چون شیر میخوره بهتر اثر میکنه این یکی یه مدتی آب کم میخوره این سه روز کمتر و کمتر به زور حالا سردردش از سر شب بیشتر شد و بعد گفت گلو
م بعد گفت گوشم درد میکنه بعد کمرم بعد به زور دارو و آب دادم حالا سرش میتونه از کم آبی باشه تبش هم کمتر کنترل میشه فردا صبح مییبرم دکتر میگم سرم بنویسه بزنه ایشالا دیگه نگه سرم درد میکنه من دارم سکته میکنم از نگرانی