من وعده ها رو دارم کم میکنم
از صبح تا ظهر که همسرم نیس فعلا نمیتونم کاری کنم ولی بهش ناهار میدم، بعد یع ساعت شیر و میخوابه، بیدار شه هرچی اصرار کنه دیگه خبری از شیر نیست میدم همسرم ببره بیرون منو نبینه هوس شیر کنه یا بهش خوراکی میدیم خلاصه تا قبل خواب فعلا بهش شیر نمیدم عادت کنه کم کم شیر بین صبحانه و ناهار رو حذف میکنم
الان خوابش هم بهتر شده
آی چطور دلت میاد ایجور میگی اون این کار رو دوست داره من هم خیلی اذیتم ولی اصلا اصلا دلم نمیاد فرشتمو از شیر بگیرم خیلی معصومن
خب حتما دندون درمیاره با مکیدن خودش اروم میکنه
منم همینم
فک میکنم شیر مادر همینه
اصلا اون مکیدن بخاطر گرسنگی یا نیازشون نیست بخاطر وابستگیه و این خیلی بده
شروع کن و از شیر بگیرش ، منم یک ماه میشه دیگه وقتی شیر میخورد حالت تهوع میگرفتم و حالم لد میشد ، تا اینکه تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون وابسته بود سخته براش ، الان ده روز درگیرم خیلی کم شده الان ولی هنوز قطع نشده، چون نمیخواستم یکهو بگیرم بهش اسیب بزنم
من فوش ناموس ب خودم کشیدم
تا دوهفته پیش تقریبا منم دقیقا شرایط تو رو داشتم
ینی سلنا اثلا براش فرقی نداشت حتی اگه خمین الان غذا خورده بود ولی باید میچسبید بهم شیرم میخورد..منم از مکیدن زیادش دیگه حالت تهوع میگرفتم اصلا کلافه شده بودم ولی الان دو هفته س ک از شیر گرفتم هم خودم راحت شدم هم سلنا اشتهاش ب غذا بهتر شده
خیلی بد عادت شدن دیروز باشوهرم رفتیم خریدکنیم توی پاساژ دادمیزد میگفت می می یعنی آبروم رفت آخر یجا پیداکردم بهش دادم خورد هیچی هم نمیره دهنش فقط الکی میک میزنه
خوب بگیرش از شیر ایمقدر حرص نخور جیگر
بگیر خب عزیزم
وای دختر من فقط آویزونههع😭😭
من دخترمو ۱ سال و ۱ ماهش بود ک گرفتم باردار شدم
۱ سال و ۵ ماهه هم از شیر خشک گرفتم
راحت بود
فقط ی مدت شیر پاستوریزه میدادم تو شیشه شیرش عادت کرد پدرمو دراورد تا از شیشه شیر گرفتم
عزیزم منم ماه پیش مثل تو بودم حالم از خودم به هم میخورد بخدا به زور قرص لاکتاول شیر داشتم ولی میدونی چیه بچه ها با سینه ی ما پیوند عاطفی دارن شیر نمیخوره که سیر بشه اون داره عشق و علاقه اشو نسبت به ما درمیون میذاره
من که از شیر گرفتم یه هفته سخت بود خوب شد
منم دخترمو تا ۳ماهگی شیر خودم میدادم هرسری شیر میخورد ضعف میکردم حالت تهوع میکرفتم بیحال میشدم وواقعا شوهرم از خورد وخوراک هیچی برام کم نمیذاشت ولی واقعا توانایی نداشتم شوهرم گفت دیگه نمیذارم بچه رو شیر بدی و شیر خشکیش کردم
منم حال و وضع تورو داشتم تا از شیر نگیریش اوضاع همینه من ۱ سال و نیم بود با صبر زرد تو چن روز گرفتم
چرا از شیر نمیگیری خب
الان فایده ای نداره براش
جداش کن
دقیقا منم متنفرررر شدم از شیر دادن از ترسش جرات ندارم دراز بکشم یا بشینم دیگ کمر و زانو برام نمونده بسکه سرپا میمونم از دستش
از امروز صب دیگ شروع کردم بگیزمش
الانم از ۶ صب پاشده شیر میخاد من آب و شیر گاو دادم تو تاب گذاشتم یکم خابید باز بیدار شد شیر خاست باز گذاشتم کریر خابید
خداکنه فقط از بی خوابی نمیرم این مدت😐
خداروشکر تنها نیستم که این مشکلو دارم😐☹️
عزیزم منم همینطور بودم
از شیر بگیر بخدا الان فقط اذیتیییی
تازه بعدش میفهمی زندگی ینی چی بچه داری چقد بهتره
اگه نگران هوای گرمی فقط اب بیشتر بده بهش
هییی چقد منی🤣🤣
تا هوا خیلی گرم نشده از شیربگیرش کلا سه چهار روز سختی داره ولی جفتتونم راحت میشید
منم بیچاره شده بودم دیگه یه روز تصمیم گرفتم دیگه بهش شیر ندم
برو بمون خونه مامانت دو شب سخته بعدش راحت میشی
منم الان پسرم اینجوریه حتاکمکی دارم میدم امامیگه ۲۴ساعته سینه بایددهنم باشه ۵۰روزشه
داشتم شیرمیدادمو خودمو میخوردم پیامتو دیدم
من یک سال و هفت ماهگی دخترم اینطور بود خودمم باردار شدم،قشنگ روانی شدم
ترکش دادم نفس راحت کشیدم
وای درکت می کنم منم اینطورم اما دیگه چاره ای نیست باید تجمل کنیم
حین ممه دادن دارم پیامتو میخونم😅
درکت میکنم با تموم وجوووود😣😣😣😫😫😫
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.