درک میکنم تک تک کلماتتو
اما اینو بدون کسی ک قراره صفرتا صد کارای بچرو انجام بده خودتی ببین توانشو داری میتونی ؟؟
مردا فقط بار مالی رو دوششون هست درسته تو این اوضاع پول دراوردنم سخته ولی لطمه به روح آدم دردناک تر و سخت تره
امیدوارم بهترین تصمیمو بگیری و زودتر ازین حالت دربیای
عزیزممم
واقعا با تمام وجودم درکت میکنم
منم تصور این اتفاق از پا درم میاره
ولی یه نصیحت خواهرانه بهت بکنم
هیچوقت دیگه این اشتباه رو تکرار نکن و سقط نکن من بارها خیلی هارو دیدم که بعد سقط زندگیشون بد شده
بدبیاری میارن چون واقعا گناه بزرگیه
به این فکر کن که این بچه یه تیکه از وجودته و خدا اونو بهت داده منم دقیقا با شرایط شما بودم و قبل از باردار شدنم حدودا ۹ ماه نازایی داشتم و انقد غصه میخوردم ...ولی تهش خدا این بچه رو به من داد
شاید اولش سخت باشه ولی بخدا روز به روز آسون تر میشه
مثلا من خودمو مقایسه میکنم با چندماه قبل بچم حتی نمیخوابید که من بتونم استراحت کنم ولی الان خداروشکر خوابش منظم شده میخوابه من وقت دارم استراحت کنم برای خودم باشم فیلم و اینا ببینم و بازم مطمعنم هرچقدر بزرگتر بشه بهترم میشه
منم بچم نق نقوعه بیش از حد منم کلافم خیلی ضربه های روحی بدی خوردم بعد زایمانم ولی هیچوقت اگه باردار بشم ناخواسته تصورشم نمیکنم که بخوام سقط کنم حتی الان و با این شرایط سختم
عوضش فکر میکنم که بچه هام باهم بزرگ میشن
میدونمچقدر حالت بده ولی ازاونجایی که قراره همه سختی های زندگیو مادری رو خودت ب دوش بکشی نمیتونم بهت مثل بقیه بگم نکن،یه موجودی تو وجودت داره نفس میکشه از تو تغذیه میکنه مسئول ب وجوداومدنش هم شمایید سعی کن یکم باخودت صحبت کنی حال بده قبلیت گره خورده به این اتفاق،منم بعد زایمان باگذشت یه سال هنوز نتونستم خودمو پیدا کنم یه جورایی دیگه خودمو ازدست دادم تبدیل به کسی شدم که نمیشناسمش
به مهمون خداخواسته ات خوشامد بگو باهاش مهربون باش ، قراره نگه دار یه فرشته دیگه باشی تبریک میگم بهت! بخاطر خواسته ی خدا علایقتو فعلا کنار بذاری و این مسیرو بری ! مراقب خودت باش
توی این جنگ و استرس و گرونی یه بچرو به زور میشه بزرگ کرد . عاقلانه تصمیم بگیر اگه میتونی که بسملا
عزیزدلم افسردگی داری بخاطر هورمونات کاش از دستم برات کاری برمیومد🥺
چقدر منی
تک تک احساسات منو گفتی
دلم میخواد ی مدت نباشم،نیاز به استراحت دارم،هیچ کمکی ندارم،از خودم دور شدم از علائقم
همش این مدت تو فکرتم فائزه
خیلی عجیب درکت میکنم
حق داری واقعا
خیلی تصمیم سختیه
و اینکه کامنت ها رو خوندم
راست میگن
الان مهم تر از هرچیزی درمان افسردگیته
برو پیش مشاور و اگه لازم بود دارو هم بخور تو بارداری هم اکی هست یه سری هاش
من میخوردم
هنوزم دارم میخورم منتظرم یکم آراد بزرگ بشه به زندگی نرمال تری برگردم بعد قطعش کنم کم کم
درکت میکنم با تمام وجود کاش همون دفه ک سقط کردی میگفتی همسرت بقول خودت عقیم سازی میکرد تنها کسی ک تو دردسرو سختیه مادره
مردا سرکارن ولی فکرکردن چون پول درمیارن زحمته براشون و خیلی یختی میکشن . نمیفهمن زحمت اصلی با زن بدبخته جرعتم ندارم الان بهت بگم فلانکارو کن ک چنتا فوزول بیان بگن چرا بهش میگی سقط کن اما اگر فکرمیکنی کارت درسته انجام بده من خودم باشم صددرصد انجام میدم واقعا نمیتونم دوباره مادربشم حتی فکرشم میکنم عذاب میکشم چ برسه واقعیت خدا ب اونی ک میخاد ایشالا دودستی بهش بچه بده انتظار نکشه ن ماهایی ک نمیخایم .
کاملا احساساتت قابل درکه و این تناقضی هم که ازش حرف میزنی نشون دهنده ی افسردگیه عزیزدلم.. احتمالا قبلش داشتی و الان با بارداری مجددت و تغییر هورمونات عود کرده.. لطفا قبل از هررر اقدامی برو تراپی بعد تصمیم بگیر الان درمان روحت خیلی خیلی واجب تر از چیزای دیگس🫂💋
منم خییییلی حالم بد بود افسردگی گرفتم بعد دنیا اومدن دخترم ولی خودمو جم کردم نزاشتم افسردگی بهم غلبه کنه و کارمو زندگیمو خراب کنه
ن دکتر رفتم ن داروخوردم ن چیزی
تروخدا سقطش نکن گنااااه عذاب وجدانش ی عمر گلوتو میگیره
سال دیگ اینموقع میای میگی خداروشکر ک نگهش داشتم
منم پسرم ۱۰ماهش بود بی بی چکم مثبت شد
همه باهام دعوا کردن ک چرا حواست نبود
فقط ی نفر کبچه دار نمیشد پشتم وایساد و گفت خدا دوست داشت مامان خوبی بودی بهت جایره داده خدا تورو لایق دونسته من کلی دکترارو چرخیدم خدا بهم نداد ولی الان ب تو دومیو انقد راحت داد قدرشو بدون
اونو ک دیدم دیگ ناراحتی نکردم
منم بدون کمک و تو اپارتمان هستم.
دیابت بارداری هم داشتم پسرمم دیر راه افتاد دائم بغلم بود
ولی فقط یک سال اول اذیت شدم سخت بود واسم.
ب خونه زندگی اصصصلا اهمیت نمیدادم بیشتر از بیرون غذا میگرفتیم
ولی الان ک دخترم ۱ سال و ۳ماهشه رااااحت شدم
باهم بازی میکنن شیرین کاری میکنن لذت میبرم همه اونایی ک اولش دعوام میکردن الان میگن خوشبحالت
عزیزم حق داری احساس سر درگمی داشته باشی حق داری خسته بشی کم بیاری...سعی کن به همسرت بفهمونی که بچه دوم اگه بیاد نیاز به کمکی داری و باید پرستار بگیره که بتونی کمی واسه خودتم وقت بذاری یا اینکه بچه اول رو ببره مهد بذاره
عزیزم
خواهش میکنم زمان بزار و تراپی بگیر
من کااااملا میفهمم چقدر کلافه ای و میخوای خوب بشی
از همکده تلفنی بگیر
عزیزم شما نیاز به مشاور داری چون افسردگی گرفتی سعی کن تو مغزت خودتو شاد کنی لبخند بزن همش
واس مردا نظر دادن راحته ولی اونی ک اذیت میشه تویی ی تصمیم جدی بگیر و سعی کن کنار بیای با اون تصمیم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.