۱۴ پاسخ

ترس از خون با این ک خودمم کادر درمانم منو واقعا از پا انداخته چیزی که هرگز نتونستم باهاش کنار بیام

از تاریکی و ارتفاع ب شدت میترسم

ترس معمولا ریشه در کودکی داره
مثلا من ترس این دارم تو آب خفه شم بمیرم

این ترس از وقتی خودمو شناختم داشتم

ترس دیگم اینه ک همیشه ساپورت شدم میترسم روزی کشی نباشه ساپورتم کنه چون درخورم نمیبینم ک اونقدر قوی باشم تا از پس خودم بیام 😅😅هنوز ب اون درجه از استقلال نرسیدم
واس همین دارم امسال وقت میزازم ک بتونم رانندگی کنم هی همش منتظر نمونم تا کشی منو ببره بیاره

ترس از بسته شدن چشمم حتی موقع خواب هم حتما یکی باید بالاسرم بیدار باشه وقتی من چشامث بستم خوابیدم بعد اون طرف بخوابه
ترس از شلوغی زیاد

من بیشترین ترسم ترس از بیماری نزدیکانم خودم هم مریض بشم مهم نیست میگم تحمل میکنم ولی مریضی دیگرا ن خیلی برام سخته شبها هم همه اش بهش فکر میکنم خیلی بده

من ترسم از حیوانات مثل یه حشره کوچیکم ببینم شروع میکنم جیغ و داد سر همون پسرم با حیوانات خوب نیست میترسخ😂😂😂

ترس از دست دادن و تنها موندن
ترس از تاریکی
ترایپوفوبیا
ترس از آتش سوزی

ماشاالله چقد موهات خوشرنگه
چه رنگی گذاشتین

از دست دادن عزیزان خیلی 😔😔😔😔
از گربه به شدت
ترس خفه شدن و زیر آوار موندن , حتی یه پتو میاد رو صورتم حس مردن دارم.

جای تنگ و تاریک بچه بودم فک میکردم همه اینجورن مثلا رفتم سرسره بچه ها راه سرسره رو بستن من گیر کردم وسط سرسره ایقد جیغ میزدم وفپقتی دیدم راه باز نمیشه پا گذاشتم رو پاهاشون فقط میخاستم از اونجا بیام بیرون تنگی نفس میگیرم از حشره هیلی بدم میاد

من خودِ ترسم فقط گاهی زندگی میکنم

منم همینم یابدتر🥴

من از سگ و گربه

من ترس وفوبیا رانندگی اینقدر م از این درد رنج وضربه خوردم😔

سوال های مرتبط

مامان حُسنا مامان حُسنا ۳ سالگی
پوشک پوشک
اسهال
استفراغ
تب

پوشک،تب،دلدرد،فرزندپروی


بیاین خواهرانه بهم بگید …

طلاق خیلی بده؟
من اگر جدا بشم مامان بدیم؟
دخترم منو میبخشه؟
نمیگه مامانم خودخواه بود که از بابا جدا شد🥲


من عجیب گیرافتادم توی زندگیم ، بین زمین آسمونم ، دیگه نمیدونم چیکار کنم تا خودمو نجات بدم ، لحظه لحظه زندگیم برام شده عذاب ، شدم یه افسرده‌ی عصبیه تنها ، غرقه غرقم تو تنهاییم و حس میکنم اصلا جای درستی تو زندگیم واینستادم🙂
من هیچ تفاهمی با همسرم و خانوادش ندارم ، ۸ سال گذشته و به جای نزدیک شدن بهشون فقط دارم دور میشم ، خسته شدم از بی پناه بودم از تنهاییم ، دلم یه مرد واقعی میخواد ، من تو این چندسال زندگی خصوصا اژ وقتی دخترم بدنیا اومده خودم بودمو خودم ، خیانت دیدم ، قد ی دنیا تنهایی کشیدم ، اصلا دیگه نمیدونم چیکار کنم ، حس میکنم دارم خفه میشم ، دلم میخواد همه چیزو ول کنمو برم ، حتی دخترمو ، از حجم فشاری که رومه از هر نظر دیگه بریدم از همه چیز ، توی تاپیکای قبلم هست که چه چیزای رو دارم میگذرونم ، اونایی ک جدا شدن ، زندگی بعدش خیلی سخته ؟

من وقتی بهش فکر نمیکنم حس گناه سراسر وجودمو میگیره حس میکنم دخترم هیچ وقت نمیبخشتم و میکه من خودخواه بودم😞😭
مامان آرتا😍🥰 مامان آرتا😍🥰 ۴ سالگی