ترس از خون با این ک خودمم کادر درمانم منو واقعا از پا انداخته چیزی که هرگز نتونستم باهاش کنار بیام
از تاریکی و ارتفاع ب شدت میترسم
ترس معمولا ریشه در کودکی داره
مثلا من ترس این دارم تو آب خفه شم بمیرم
این ترس از وقتی خودمو شناختم داشتم
ترس دیگم اینه ک همیشه ساپورت شدم میترسم روزی کشی نباشه ساپورتم کنه چون درخورم نمیبینم ک اونقدر قوی باشم تا از پس خودم بیام 😅😅هنوز ب اون درجه از استقلال نرسیدم
واس همین دارم امسال وقت میزازم ک بتونم رانندگی کنم هی همش منتظر نمونم تا کشی منو ببره بیاره
ترس از بسته شدن چشمم حتی موقع خواب هم حتما یکی باید بالاسرم بیدار باشه وقتی من چشامث بستم خوابیدم بعد اون طرف بخوابه
ترس از شلوغی زیاد
من بیشترین ترسم ترس از بیماری نزدیکانم خودم هم مریض بشم مهم نیست میگم تحمل میکنم ولی مریضی دیگرا ن خیلی برام سخته شبها هم همه اش بهش فکر میکنم خیلی بده
من ترسم از حیوانات مثل یه حشره کوچیکم ببینم شروع میکنم جیغ و داد سر همون پسرم با حیوانات خوب نیست میترسخ😂😂😂
ترس از دست دادن و تنها موندن
ترس از تاریکی
ترایپوفوبیا
ترس از آتش سوزی
ماشاالله چقد موهات خوشرنگه
چه رنگی گذاشتین
از دست دادن عزیزان خیلی 😔😔😔😔
از گربه به شدت
ترس خفه شدن و زیر آوار موندن , حتی یه پتو میاد رو صورتم حس مردن دارم.
جای تنگ و تاریک بچه بودم فک میکردم همه اینجورن مثلا رفتم سرسره بچه ها راه سرسره رو بستن من گیر کردم وسط سرسره ایقد جیغ میزدم وفپقتی دیدم راه باز نمیشه پا گذاشتم رو پاهاشون فقط میخاستم از اونجا بیام بیرون تنگی نفس میگیرم از حشره هیلی بدم میاد
من خودِ ترسم فقط گاهی زندگی میکنم
منم همینم یابدتر🥴
من از سگ و گربه
من ترس وفوبیا رانندگی اینقدر م از این درد رنج وضربه خوردم😔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.