۸ پاسخ

اکثر همینطوریم و شب که همه جا ارومه و ما به ارامش رسیدیم شروع میکنیم به غصه خوردن که چرا امروز داد زدم چرا اخم کردم چرا کم باهاش بازی کردم و...
و فردا دوباره همون کارای اشتباهمونو تکرار میکنیم گاهی تازه بدتر ،ولی بنظرم اگه به این فکر کنیم که چقدر مامانه خوبی بودم امروز، از صبح به بشقاب سالم و میان وعده ی مقوی و امن کردن جای جای خونه وقت گذروندم چقدر انرژی گذاشتم برای بچم دمم گرم فکر کنیم بنظرم احتمال اینکه فردا مامان بهتری باشیم بیشتره تا اینکه بخوایم مچ خودمونو بگیریم و خودمونو سرزنش کنیم
اره اشتباه اشتباهه هیچ توجیحی نداره ولی بالاخره ماهم انسانیم فرشته نیستیم، و از همه مهمتر امنترین ادمای زندگی این کوچولوها هستیم ولی با گریه و خودخوری درست نمیشیم

می‌دونی چرا عذاب وجدان میگیری ؟ چون بچه هر خراب کاری یا اشتباهی که انجام میده به چشم بازی به زندگی نگاه می‌کنه و برای اذیت کردن ما نیست
از اون طرف هم بچه ها اخلاقشون خوبه و دلشون بی کینه ست آدم از کار خودش پشیمون میشه میگی نکنه یه آدم بی اعصاب بار بیارم .
به نظرم یه تعادلی باید برقرار کنیم بین ول دادن بچه و قاطع بودن بهتره یه وقتایی جدی باشیم و بدون داد حواسشون پرت کنیم.

منم همینم

چقدرمانتیکن اینجا مامانا🤣😂

منم امروز خیلی دعواش کردم
الان خیلی دلم گرفته 🥺بخدا خیلی اذیتم میکنه منم دست تنهام
کارای خطرناک انجام میده یا مدام در حال گریه و غر زدنه

حق ک نداریم اما خب گاهی هم میگم حق داریم زیر این همه فشار هستیم واقعا بچه ها هم سن بدی هستن خسته میشیم ولی ک حق داری منم گاهی عذاب وجدان میگیرم دعواش کردنی

اره عزیزم‌‌پیام قبلیمو بخون منم نمیدونم چمه اخلاقم بد شده باهاش الانم داشتم گریه میکردم

دق نکن ولی سعی کن آروم رفتار کنی 😉
نمیشه،بگیم حق داریم

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱ سالگی
اندکی درد و دل...
این روزا خیلی خسته ام...خسته از بچه داری،همسرداری،خونه داری...
گاهی فکر میکنم خوشبحال قدیمیا...حداقل تو بچه داری اطرافیانشون کمکشون میکردن...البته الانم هستن کسایی ک کمک دارن...
ولی من بعد ده روزه زایمانم ک از جام پاشدم تا همین الان دست تنها بودم...
خسته ام...
دلم میخاد چند ساعت فقط چند ساعت برای خودم باشم...
یکی باشه بچمو نگه داره...
غذاش،تعویضش،شیرش،حمومش،بازیش،همش باخودمه...
الانم ک موندم بین از شیر گرفتن و نگرفتن...
شیر گرفتن برای اینکه دوتا دندونش کمی سیاه شده.
نگرفتن برای اینکه کلا ده کیلوعه...میترسم لاغر ترم بشه و اینکه دوست داشتم تا دوسال بخوره...
ولی نمیدونم از کی راهنمایی بگیرم...
مادر بودنم خیلی سخته ها،مگه نه؟
جدا از اینا خیلی اعصابم ضعیف شده همش سر دخترم داد میزنم دعواش میکنم...
بعد عین چی پشیمون میشم و حالم از خودم بد میشه...
خیلی حرف دارم اما ن کسیو دارم بشنوه و ن نایی برای گفتن دارم...
بازم خداررروشکر بابت داشتنش...
دوستت دارم دختر قشنگم💖
ببخش مامانو😓😭