بنظرم شما خیلی دارین سخت میگیرین هرچی هم میاوردن بالاخره یه عیب و ایرادی میگرفتین بادکنک میگین کوچیک بوده عروسکو میگین فلان بوده هی ی بهونه دارین
به من حتی تبریکم نگفتن
ب ی ورت هم نباشه چه توقعی ازخونواده شوهر میشه داشت!!! اوناهم ی روزی جای توقرار میگیرن همین برخورد وباهاشون داشته باش
من اگه برات تعریف کنم از روز عقدم تاالان چه بی احترامیهایی که بهم نکردن برام گریه میکنی
نقطه ضعف نشون نده هرچی بیخیالتر نشون بدی جر خوردنشون حتمی
مادرشوهر خواهرشوهرت هیچی نیاورد
ینی شوهرتم ی کمپوتی آبمیوه ای چیزی برات نگرفت ک بخوری!!!!
بنظرم خداروشکر کن اینجوری بودند
من با دعوا مادرشوهرمو از خونم بیرون کردم
خیلی فضول و کنترلگره
همش وسط زندگیمون بود
پاش به بحثای خصوصی منو همسرمم باز شد
اصلا یه افتضاحی
همون بهتر که نیومدن
هیچی نمیخواد بگی
من همسرم خیلییی در حق خانواده اش لطف کرده ... پسر خوبیه براشون اونا هم دوستش دارن و پسرم رو ب عشق پسرشون دوست دارند
به نظرم محل نده
یعنی کلا میان تحویل نگیر
و اگه مثل من کینه ای هستی کمی صبور باش به وقتش جبران کن😅
اهمیت نده گذشت توهم جبران کن محل نده 👍😂
عزیزم
اولا تو با خودت با این حرکاتت خودت کوچک میکنی به نظر من
اصلا اهمیت نده و کمتر رفت و امد کن
بعدم انتظار گل و شیرینی باید از همسرت داشتی
جلوتر از زایمانت میخریدی اماده
الانم که کلی شیرینی خشک که چند روز بمونه هست گلهای ربانی که ترند شده هست
بخاطر هزینهاش میگم میخریدی میزاشتی کنار که اومد بیمارستان بیاره
موقع زایمانم کلا میگن نباید اوایلش بخاطر داروها چیزی بخوری فکر کنم زایمانتم طبیعی بوده
ولی خو قبلا برای بیمارستان مثل چای و قهوه و خرما و ی چند جور میوه و کمپوت
خودت اماده میکردی میدادی همسرت
که الان انقدر حرص نخوری
هر کی براساس عقلش قدم برمیداره و احترام میزاره
احترام بزاری به طرفت اونم میزاره نزاری نه
من بودم با کمتر رفت و امد کردن و نرفتن خونشون
هم مغزم هم زندگیم اسایش داد
دنبال شر نبودم که بیافته به زندگیم بی محلی بهترین گزینه هست
چه انتظاراتي داري،من به اين مرحله رسيدم كه همين كه گند نزنن به زندگيمو ،عذابمون ندن و ريختشونو نبينم برام كافيه،هيچي تا الان نديدم خودشونم نبينم راحتم
به نظرم تولد بگیر دعوتشون نکن😎
خواهرشوهر مادرشوهر من که هیییییچی نیاوردن منم اصلا نگفتم بهشون اصلا برام مهممنبود الان تاپیکتو دیدم یادم اقتاد چیزی نیاوردن وگرنه اینقدر برام بی اهمیت بود ک بهش فکرم نمیکردم
ول کن بابا
همه همینن
فکردی براماخودشونوکشتن
بهش فکرم نکن
منم مثلا شما عزیزم ولشون کن خدا شرمندشون کنه توام اصلا برا تولد بچت دعوتشون نکن باز بیان همون اش همون کاسه کادو چیزی نیارن باز غصه میخوری توام ب وقتش جبران کن براشون
بی خیال بابا به این چیزا اصلا فکر نکن
من بعد دوازده سال خدا بهم بچه داد هیچ کس یه شاخه گل نیاورد برام نه شیرینی نه هیچی نه حتی همون کاچی
من به اصلا بهش فکرم نمیکردم الان شما گفتین اومد تو ذهنم
تمام کارام و مامانم که مریض بود میکرد اونا ده دقیقه ای میومدن و میرفتن یه بارم کمکم ندادن الان یادم افتاد گریم گرفت ولی هیچ وقت کینه به دل نگرفتم اصلا مهم نبود برام
ول کن عزیزم حیف ذهنت نیست درگیر کنی من پدرشوهرم زنگم نزد بهم تبریک بگه کلا هم نیومد پسرمو ببینه ، تازه بهتر
عزیزم هرچی بگی ضعف خودتو نشون میده بیشتر کیف میکنن
درسته خیلی سخت بود اون موقع ولی مهم اینه گذشته
به جاش تحویلشون نگیر
دخترتو خیلی نبر که ببیننش
و کلا بزار به موقعش که بهتر نیاز داشتن تلافی کن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.