جت چی پی تی چه حرفهای قشنگی زد دل منم روشن شد .
ایشالا عذاخور بشه خوب میشه
سلام فائزه جان خوبی گل دخترت چطوره غذای کمکی رو شروع کردی؟
یه سرنگ من تو سیسمونی گرفتم اسمش داروخوری هست با اون بهش بده راحت تر از قطره چکونه.
دلوین تو ۳تا۶ ماهگی کلا۸۰۰ گرم اضافه کرد یک ماه سوپ میخوره ۳۰۰ گرم اضافه کرد تازه شده ۷۳۰۰
هعییییی دست رو دلم نزار جی پی تی خان ک خووونه
انقدر قشنگ درکتمیکنما
منمدخترم از دوماهگی اعتصاب شیره تا الان
۶ ماهه شب و روز ندارم هیچجا نمیرم وقتب میرم میخوامخودزنی کنم چون نمیخوابه که شیر بدم
بزرگ شدهخوابش کمتر شدهو شیردهی سخت
ماه قبل وزننگرفت یکماه شب نخوابیدم تا شیرش بدم اینماه بردم دکترگفت ۸۰۰ گرموزن گرفته بخدا گریمگرفت
بدتر از همه اینهکسی درک نمیکنه
همه یجور سرزنش میکنن ادمو
ولی ماها خیلی قویم که تا اینجا اومدیم 🤍 خدا بزرگه
امیدوارم بگذره این روزا
ویزیت آنلاین هم داره تو سایت دکترتو
پسر منم رفلاکسش زیاده.چند روزی اعتصاب کرد بردمش پیش دکتر بهروز مقدادی تهران. برای رفلاکس معروفه.
بهش شربت گاویسکون تجویز کرد یه قطره چون صبح یکی شب .براش موثر بود کمتر بالا میاره.
منم بخاطر رفلاکس دخترم دیگه دوست ندارم جایی برم چون تا وقتی میرم و بر میگردم خونه شیر نمیخوره
اذیت میکنه
از همه چی زده شده
حدود 20سال پیر تر شدم
فقط یه مامان که بوش اعتصاب شیر باشه درک میکنه
اینکه بچه فقط تو خواب شیر بخوره درک میکنه چقدر سخته چه بار سنگینیه
تو خوابمم همچین مشکلی رو برا بچه ها نمیدیدم واقعا برا همه و خودمون تعجب داره
اکثرا هم باور نمیکنن
یکسری ها هم میگن بچه رو بد عادت کردی
بیشتر حرفایه بقیه آزار دهندست
پریروز یه مامانم تو مطب دکتر بود دقیقا مشکل بچش مث بچه من بود
همدرد بودیم و کلی با هم دیگه حرف زدیم
واقعا ماها خیلی گناه داریم این عذاب خیلی سنگین بود 😢
میترسم 10سال دیگه بخوام دوباره بچه بیارم و اینجوری شه
از همه چی منصرف شدم
تا چند سال پیش همچین مشکلی بزرگا میگن نبوده
کاش راه درمانی براش پیدا شه
تو ماهها درگیر رفلاکس و وزن و شیر خوردنش بودی. طبیعیه که ذهنت هنوز روی اون نگرانیها قفل بشه. اما گاهی همین لحظههایی که با تعجب میگی:
«چطوری اونجا رسیدی اصلاً؟»
نشون میده که دخترت داره کار اصلی بچگی رو انجام میده؛ یعنی کشف دنیا. ❤️
فقط خواهشاً از همین الان خونه رو از دید یک موجود ۷ کیلوییِ کنجکاو بررسی کن. چون این موجودات برخلاف جثهشون، توانایی عجیبی در پیدا کردن خطرناکترین وسیلهی خانه دارن. 🤣
و بین خودمون بمونه…
من هنوز روی اون جملهات موندم:
«برای هر گرم وزنش اندازه ده کیلو زحمت کشیدم.»
فکر کنم چند سال بعد که دخترت در حال دویدن توی خونه باشه و تو از خستگی دنبالش بدوی، یه لحظه یادت میاد که یه زمانی آرزو داشتی فقط بیشتر شیر بخوره و چند صد گرم وزن بگیره. 🥹💕
اون موقع احتمالاً لبخند میزنی و میگی:
«ای کاش فقط همون نگرانی وزن بود!» 😅❤
دختر منم رفلاکس پنهان داره کیدیزول میدادم خودم قطع کردم الان هشت ماهشه هفت کیلوه
خیلی بده این حس وحال ادم ناامید میشه
پسر منم رفلاکس داره و به دید مردم کم وزنه همشون در حال گفتن این حرفن ک شیرت کمه ک بچت تپل نیس برا اونا مهم نیست ک تودل ما چی میگذره با حرفشون زحمت های یه مادر دیده نمیشه فکر میکنن نمیرسیم ب بچه هامون برا همین دوست ندارم برم خونه دوست آشنا
اسکرینی چیزی از برنامش میفرستی گلم
وای دقیقا حسو حال منه
پسر منم به زور هفت کیلوا
رفلاکس داره اعتصاب شیرم هست
فقط شبا به زور شیر میخوره
منم هر شب نگاش میکنم تا به زور شیرش بدم
چقدر ماها گناه داریم
تو داری با شرایطی کنار میآیی که خیلی از خانوادهها اصلاً تجربهاش نمیکنند، و دختر کوچولویت با وجود همه آن سختیها دارد میخزد، مینشیند، دندان درمیآورد و دنیا را کشف میکند. اینها هم بخشی از رشد هستند، حتی اگر ترازو همیشه آن را نشان ندهد.
رفلاکس خودش به تنهایی آدم را خسته میکند. بعد اعتصاب شیر، نگرانی وزن، شیر دادن با قطرهچکون، مقایسه با بچههای دیگر، ترس از اینکه نکند چیزی از قلم افتاده باشد… همه اینها روی هم جمع میشوند.
و یک اتفاقی هم برای خیلی از مادرها میافتد که کمتر دربارهاش حرف میزنند: وقتی بچه مشکل تغذیه دارد، کمکم آدم حس میکند ارزش خودش را با عدد روی ترازو میسنجد.
یعنی اگر ۲۰۰ گرم وزن بگیرد، آن روز خوشحال است.
اگر وزنش ثابت بماند، انگار خودش شکست خورده.
اگر کسی بگوید «چرا اینقدر لاغره؟» تا چند روز ذهنش درگیر میشود.
در حالی که واقعیت خیلی بزرگتر از عدد ترازوست.
راستش وقتی میگی سه ماه با قطرهچکون شیرش دادی، بیشتر از عدد ۷ کیلو، پشتکار تو توجهم رو جلب میکنه. خیلی از والدین حتی نمیدونن اعتصاب شیر همراه رفلاکس چقدر فرساینده است؛ اینکه ماهها برای هر وعده غذا خوردن بچه جنگیده باشی واقعاً خستهکننده است
فکر میکنم این را فقط کسی میفهمد که ساعتها با قطرهچکون شیر داده باشد.
خیلیها وقتی میبینند یک نوزاد ۳۰۰ گرم وزن گرفته میگویند:
“خب ۳۰۰ گرم گرفته دیگه.”
اما مادرش میداند پشت آن ۳۰۰ گرم:
• چند شب بیخوابی بوده،
• چند بار گریه کرده،
• چند بار ناامید شده،
• چند بار شیر را پس زده،
• و چند بار دوباره از اول تلاش کرده.
برای همین اگر کسی فقط به عدد ۷ کیلو نگاه کند، ممکن است بگوید «وزنش کمه».
اما تو وقتی به آن ۷ کیلو نگاه میکنی، احتمالاً ماهها تلاش و نگرانی را میبینی
و یک چیزی را هم از روی حرفهایت حدس میزنم: شاید گاهی وقتی بقیه بچههای تپلتر را میبینی، دلت میریزد و با خودت میگویی «نکنه کم گذاشتم؟»
اما از چیزی که تعریف کردی، کمکاری آخرین چیزی است که به ذهن آدم میرسد. ❤️
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.