سلام #تجربه_اگزما_کودکی
قبلا هم گفتم دخترم اگزما پوستی داشته از دوماهگی یعنی تا زردیش رفع شد اگزماش شروع شد
اوایل که که هنوز به غذاخوردن نیوفتاده بود خیلی سطحی و کم بود و به کرم مرطوب کننده ... رفع میشد از وقتی کم کم به غذا خوردن افتاد بیشتر و عمیق تر شدخیلی دکتر بردمش هرکدوم یه پماد و کرم میدادن هرکدوم هم میپرسیدم از چیه نمیدونستن فقط یه جور دیگه از مرطوب کننده رو میدادن
اخرین بار پیش یه دکتر توی داروخونه معروف بردم که کرم های دست ساز درست میکرد اوم براش یه کرم درست کرد که از وازلین بچه چرب تر خیلی خیلی بهتر شد یعنی دخترم این اخرینا دور از جونش از کمر به پایین عین سوختگی شده بود پوستش
خیلی اون کرم بهترش کرد و فقط یه زخم خیلی عمیق روی سطح پاهاش موند که اونم خیلی کمررنگ اما همونم یه روز ناپدید بود یه روز پیدا پیدا واقعا نمیفهمیدم چی بدترش میکنه
تا امروز قسمت شد رفتیم دکتر طب اسلامی فهمیدم از شکر سفید میاد اگزماش و گفت به هیچ عنوان نباید بستنی و چیزهایی که شکر سفید داره بخوره دور از جونش مثل سم میمونه و خیلی چیزهای دیگه رو هم گفت باید ها و نباید ها که باید تا ۸ .۹ ماه انجام بدم تا رفع بشه وگرنه هرچی بزرگتر بشه و بدتر میشه و به اندام های داخلیش اسیب میزنه یه خانمی هم بود گفت خواهرزاده من الان زده به لوزالمعده اش و اوضاعش خیلی خرابه
همه باید نباید ها رو اگر دقت کنم و انجام بدم تموم میشه تا یه سال دیگه اما شکر سفید و بستنی رو فعلا تا بزرگسالی باید نخوره

تصویر
۹ پاسخ

این شکر لعنتی 🤦🏻‍♀️

و فقط هم چیزهای خنک بخوره مثل کاسنی

دختر منم دقیقا همین بود و از ۱۵ روزگیش شروع شد تا شش ماهگی هم ادامه داشت تا اینکه حجامتش کردم کاااامل خوب شد
پیشنهاد میکنم امتحان کن ضرر نداره

دقیقا منم
انواع شیرخشک ها دادم بازم همینجور بود کل صورتش میزد کرمی نبود که نزنم تا اخر کرم دست ساز گرفتم فوری رفت باز میومد
که فهمیدم با شکر و پرتین گاوی حساسیت دارع بردمس زیر نظر دکتر دیگع از ۱سال ول شد خوب خوب شذ

وقتی تست نگرفته چطور فهمید از اینه؟اصلا شماره نظام پزشکیشو دیدی؟کدوم دانشگاه فوق تخصص اطفال یا آلرژی رو گرفته؟طب اسلامی دیگه چیه خدایا

حالا چجوری باید به اطرافیان بفهمونی که این چیزارو ندن به بچه بخوره
دخترمن که هرجا میره فقط شکلات بهش میدن هرچی میگن دندوناش خراب میشه گوش نمیدن اصلا😑

منم پسرم اگزمامیزد اوایل نمیدونستم ازچیه بعددکترگفت بخاطر حساسیت به پروتئین گاوی لبنیات حذف کردم اگزماش خوب شد الان اگه به چیزی حساسیت بده فورا اگزمامیزنه به خیلی چیزا حساسیت داره اما بهش عناب واین چیزا ندادم

ارین با خاک و تخم مرغ حساسیت داشت

ببین حتی بدتر

تصویر

سوال های مرتبط

مامان سبحان و بهار مامان سبحان و بهار ۳ ماهگی
تجربه ویروس "دست پا دهان" پسرم که حدود ۱۰ روز طول کشید:

پسرم اول فقط تب کرد. دو روز تب داشت بدون علامت دیگه‌ای. یبوست هم شد. روز سوم روی زبونش یه نقطه سفید دیدم و کم اشتها شده بود و با گاز زدن هرچیزی گریه میکرد از درد دهنش.
روز سوم با دادن شربت انجیر، بالاخره شکمش کار کرد و تبش افتاد.
دونه‌های قرمز تو دهن و دور دهنش همینجوری هی زیاد شد و دیگه واقعا هیچی نمیخورد جز شیر.
روز چهارم یه ویزیت آنلاین از یه متخصص کودک گرفتم و گفت با وجود اینکه دست و پاش دونه قرمز نداره، ولی همون ویروس دست پا دهانه و کرم باکتروماد داد که روی دونه قرمزا بزنم و دیفن هیدرامین و آلومینیوم ام جی برای اینکه قاطی کنم و بدم بخوره. همچنین گفت چیزای سرد مثل هندونه و بستنی و اینا بدم که بهترش میکنه. ولی خب ۴-۵ روز تمام این بچه تقریبا چیزی نمیخورد و اکثرا فقط شیر میخورد. خیلی اذیت کننده بود براش که نمیتونه چیزی بخوره. ولی خب داروها خوب بود و اثر کرد و دونه قرمزا هردفعه که درمیومد با پماد خشک میشد و دهنش هم که زخم بود و خون میومد کم کم بهتر شد.
تمام تلاشم رو کردم تو این چند وقت از یبوست شدن دوباره‌ش جلوگیری کنم. روغن زیتون تو غذا، آب انجیر خیس خورده، شربت انجیر و اینا.
مامان نورا مامان نورا ۱ سالگی
ترک تدریجی شیر: روز اول
امروز باید از وقتی بیدار میشد تا ساعت ۱۲ ظهر بهش شیر نمیدادم.
از شب قبل با باباش رفتیم خوراکی های مختلف خریدیم که هر وقت بهانه گرفت بتونم حواسشو از شیر پرت کنم. نهارمو هم سر هم بندی کردم که صبح بتونم کامل در اختیارِ خانم باشم.
صبح قبل از اینکه بیدار شه براش فرنی مغزیجات که یکی از صبحانه های مورد علاقشه و خوب میخوره درست کردم.
ساعت ۸ بیدار شد بردمش خونه مامانم (طبقه بالا) که همیشه براش شوق داره. همونجا صبحانه‌شو خورد و بازی کرد. منم رفتم خونمون حمام و وقتی برگشتم براش شیر پاستوریزه بردم. توی یه استکان دادم خورد.
برنامه بعدی این بود که عروسکشو ببریم بیرون بگردونیم.وقتی رفتیم خونه دیدم انگار مشغول شده و بهانه نمیگیره. منم از فرصت استفاده کردم و یه بیست دقیقه‌ای کارای خونه رو انجام دادم. تا شروع کرد به بهانه گرفتن لباس تنش کردم و رفتیم بیرون. تقریبا از ۱۰:۳۰ تا ۱۱:۱۵ بیرون گردوندمش. بعدم برگشتیم خونه پیش دختر خاله‌ش که چند ماه ازش کوچیکتره یه مقدارم با اون بازی کرد تا ساعت شد ۱۲ و وقت نهارش بود.
نهارم دمپخت عدس و کلم درست کرده بودم که دوست داره. با اینکه حسابی بی‌تاب شیر بود خدا رو شکر نهارشو خورد و در نهایت تعجب تا ساعت ۱:۳۰ بهونه نگرفت. دیگه ۱:۳۰ بهش شیر دادم و خوابید.
در کل بزنم به تخته روز اول خیلی بهتر از انتظارم بود. دخترم عادت به مکیدن انگشتش داره ولی حتی اونم امروز به حداقل رسیده بود.
امیدوارم این نوشته‌ها بتونه به یه مامان دیگه برای این مسیر قوت قلب بده و مسیر منم همینجور راحت و بی دغدغه بگذره.
الهی آمین
مامان هانا مامان هانا ۱ سالگی
مامان كنجد مامان كنجد ۱ سالگی
تجربه من از تخم کبوتر(کفتر) برا زبون باز کردن بجه
لایک کنید بیاد بالا همه مامانا ببینن
دختر من خیلی جیغ میزد و کلافه بود از اینکه نمیتونه منظورشو بگه
یکسال و نیمش بود و حدودا ۳۰ تا کلمه میگفت اما اکثرش ناقص بود
۱۰ تا تخم کبوتر تو فاصله یه هفته بهش دادم
هربار دوتا شو میشکوندم توی کاسه با پودر سیر و اویشن هم میزدم و نون تست میزدم توش و سرخ میکردم
حدودا ۱۰ روز جیغاش شدیدتر شد و خیلی بهونه گرفت میفهمیدم که میخاد حرف بزنه و داره بهش فشار میاد
و یه هویی یه روز خیلی فعل ها و کلمه رو گفت و اروم تر شد. الان دیگه منظورش رو کامل میرسونه و خیلی اخلاقش بهتر شده.
فصل تخم کبوتر از اواخر بهمن تا اوایل اردیبهشت هست. اگه میخاین به بچتون بدین سریعتر اقدام کنید. فقط پوستش خیلی نازکه حواستون باشه توی یخچال نشکنه. داخل دستمال کاغذی بذارین.
اینم بگم من تخم بلدرچین هم مرتب میدم دخترم و اونم بی تاثیر نبوده.
الان یکسال و ۸ ماهشه تقریبا و حرف میزنه.

پوشک
واکسن
شیرخشک
پستونک
مامان آریا مهر مامان آریا مهر ۱ سالگی
امروز ۸روز که پسرم رو از شیر گرفتم خیلی فک میکردم چجوری باید این وابستگی به سینم رو قطع کنم خدارو شکر که شد تونستیم از پسش بر بیایم
یه هفته فاصله ی بین شیرخوردنش رو زیاد کردم و تونستم عادتش به اینکه قبل خواب حتما باید شیر بخوره بخوابه رو قطع کنم
ساعت ۵عصر یکشنبه تلخک زدم اما در کمال ناباوری پسرم کلی شیر خورد انگار نه انگار😁😁
دوباره بعد یه ساعت رب انار زدم نشونش دادم ترسید گفت ممه بوو اون روز هروقت گفت ممه همین کارو تکرار کردم البته شب اول سخت بود ۳بار بیدار شد هر دفعه بهش آب دادم رو پام خوابوندم بعد ۳روز کلا دیگه يادش رفت چن روز اول همش باهاش بازی کردم بردمش بیرون براش چیزای متنوع و غذاهایی که دوست داشت رو درست کردم دوشب خوابیدنش شکر خدابهتر شده دیگه بعد آب خوردن نمیزارم رو پام آب میخوره می‌خوابه این تجربه من از شیر گرفتن پسرم بود گفتم شاید به درد کسی بخوره هرچند که دلم خیلی برای این روزا تنگ میشه اما اینم اولین چالش زندگی من پسرم بود
#فرزند پروری#مادر#گهواره#کودک