۱ پاسخ

این پسرا دوقلو بودن با خواهر کوچیکشون داشتن کالسکه سواری میدادنش.
برون گرا هااااا
اومده شروع کرده حرف زدن ولی خیلی با بچه خوش اخلاق بودن. (امیدوارم سلمان هم بعدا اینجوری بشه با خواهر یا برادرش🥹🤍)
خلاصه هرجا میرفتم میومدن
دیگه خسته شده بودم خواستم زودتر برم میوه بخرم گفتم بچه ها شما برین من کارم طول میکشه.
خدا شاهده تمام مدت زل زده بودن به خرید کردن من😭😂
دیگه اخر فرار کردم تند تند رفتم دیدم پشت سرم سه تا بچه دارم میدوان🤣

یسری هم یه دختره اومده بود باهام دوست شده بود اخر گفت کارتتو بده برم برای خودم بستنی بخرم🫠🤣

کلا از بچگی منو خواهرام رابطمون با بچه‌ها خیلی خوب بود (طاهرا متاسفانه😭😂)

سوال های مرتبط

مامان نیهان👼🌸 مامان نیهان👼🌸 ۱ سالگی