سلاممم❣️❣️❣️
دیروز تو مبحث دوسالگی پردردسر تا جایی گفتیم که بچه میتونه از یسری مسائل کوچولو مثل مثلا دست کردن تو لیوان پیروی نکنه و ماهم بخاطر اینکه آسیبی نمیزنه خیلیی روش مانور ندیم❣️
حالا میریم سر بحث بدغذایی دقیقا تو این زمان پردردسر.
ما اگر از سلامت بچه و دندون دراوردن و .... اطمینان داشته باشیم پس بطور قطع میتونیم بگیم این بد غذایی مختص همین سن و گذرا هست.
نکته:ما منظورمون بچه هایی که کلا بدغذایی دارن و از قبل مشکلات کم اشتهایی دارن این دسته از بچه ها نیستن❣️
بچه ها تو این سن شروع میکنن به کشف مزه های جدید و تجربه و توجه به طعم های مختلف پس زمان لازم دارن برای هندل کردن چندمزه و انتخاب مزه باب دلشون.
حالا بچه ما چندروز قبلتر خیلیی عالی قرمه سبزی میخورد و غذای مورد علاقش بوده اما جدیدا اصلا نمیخوره یا کلا سر سفره نمیمونه که غذا بخوره.
این دوره و این مسائل گذارست و مربوط به همون مرز گذاریه هستش.حالا راهکارش چیه اگر غذایی نمیخوره اصلاا بهش اصرار نکنیم و عصبی نشیم چند مدت اون غذارو از لیست غذایی بچه حذف کنیم و بعد دوباره بهش معرفی کنیم.
حالا یه بچه ای شیر پاستوریزه میخورده الان دیگه نمیخوره و خب طبیعتا خیلیی برای بچه مفیده و باعث ناراحتی بچه اگر نخوره یهو.ما بجای استفاده مستقیم از شیر پاستوریزه دنبال جایگرین ترکیبی میریم.مثلا شیرموز شیر کاکائو و....بهترین کار اینکه تو تهیه این ترکیبات بچه همکاری داشته باشه و خودش هم فعالیت کنه این همکاری باعث این میشه بچه از اون گارد نمیخوام بیرون بیاد و خیلیی راحت غذاشو بخوره.
به بچه هاتون تو غذا خوردن حق انتخاب بدید.

۲ پاسخ

پسر منم تازگی ها بد غذا شده قبلا بهتر غذا میخورد

👌👌👌👌👌

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خب نشونه بعدی که خیلیی از ماها درگیریم و خیلیی اذیت میشیم و اکثرا باعث عصبانیت و خشممون میشه.
بیخوابی بچه ها.کم غذا شدن بچه ها(این ربطه به این نداره که چون تز شیر گرفتید بد غذا شده).همکاری نکردن بچه ها تو کارهای عادی که قبلا انجام میدادن.
مثلا مامانی بچشو از پوشک گرفته و بچه تا چندروز پیش خیلیی قشنگ همکاری میکرده ولی الان داره هی خطا میده و دستشویی نمیره.یا مثلا قبلا بازی خاصی دوست داشته و الان اصلا سمتش نمیره یا برعکسش شروع میکنن به انجام بازی که قبلا اصلا علاقه ای بهش نداشته.
تو این دسته رفتارا ما تا یه جایی با بچه همکاری میکنیم که بچه در نهایت انتخابش بشه هدفی که ما داشتیم.
مثلا الان تایم خواب هامین میشه من به هامین میگم خب دیگه بیا بریم اماده بشیم برای خواب و این کار هرشب راحت انجام میداد ولی امشب نمیخواد بخوابه و هی میگه نه بازی کنیم نه میخوام کارتون ببینم نه میخوام اب بازی کنم و بهونه هایی که جدیدا یادگرفته.ما هیچ اجباری تو رفتارمون با بچه نداریم چون این موجود کوچولو بلد نیست با ما سازگار بشه ما بزرگیم و یادگرفتیم سازگاری با اطرافیانو پس ما باید همس اینا بشیم و با قدم اینا راه بریم.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
من تو تاپیک قبلم خیلیی نظرات مختلف بود و جالب ولی یسری بحثا پیش اومد که بیشار قابل بحث بود.
من وقتی میگم بچه ای بیتربیته لقب ندادم مدل رفتار مادر و خاله بچرو دیدم وقتی بچه داره بچه هارو میزنه و مادرخونسرد نگاه میکنه و میخنده و به بچه تاکید میکنه که مراقب خودت باش پس داره تاییدیه میده بابت کارش.تو مورد دوم وقتی میبینم خاله بچه ازینکه پسر من از نزدیک شدن به اون بچه ترس داره و میخنده و میگه وایی تا میبینه فرار میکنه پس داره تایید میکنه که کار بچه درسته.صد البته که من بازهم به اون بچه میگم بیتربیت چون مدل رفتاری اطرافیانش کاملا ثابت کرد.دومین مورد راجب این بود که من تند رفتم بله من از عمد تند رفتم و باز هم تکرار میکنم بچه ۴ساله ای که داره وسط سرسره بچه هارو میزنه و مادررهاش کرده بعد داره به بچه ۲ساله من بخاطر اینکه پایین سرسره وایساده تذکر میده لازمه که بهش یاداوری بشه اگر خیلیی تربیت و نظم برات مهمه پس اول از بچه خودت شروع کن هرکسی مسئول بچه خودشه.
تو مورد سوم چرا باید وقتی داره بچم کتک میخوره بهش بگم بیا ازینجا بریم که یادبگیره هرجل بهش زور گفتم فرار کنه؟
مطلقا این کارو نمیکنم جلو خودش وایمیسم و خیلیی راحت راجب مسئله صحبت میکنم تا یادبگیره حقشو بگیره این تو این سن کفاف نمیده تو سن بالاتر اگر بخواد فرار کنه دیگه نمیتونه از پس خودش بربیاد.
من اگر بازهم تکرار بشه باز هم همین کارو انجام میدم چون بچه من اندازه بچه بقیه عزیزه و هیچکس تو هیچ جایگاهی حق اینو نداره که بخواد بهش زور بگه