من تو تاپیک قبلم خیلیی نظرات مختلف بود و جالب ولی یسری بحثا پیش اومد که بیشار قابل بحث بود.
من وقتی میگم بچه ای بیتربیته لقب ندادم مدل رفتار مادر و خاله بچرو دیدم وقتی بچه داره بچه هارو میزنه و مادرخونسرد نگاه میکنه و میخنده و به بچه تاکید میکنه که مراقب خودت باش پس داره تاییدیه میده بابت کارش.تو مورد دوم وقتی میبینم خاله بچه ازینکه پسر من از نزدیک شدن به اون بچه ترس داره و میخنده و میگه وایی تا میبینه فرار میکنه پس داره تایید میکنه که کار بچه درسته.صد البته که من بازهم به اون بچه میگم بیتربیت چون مدل رفتاری اطرافیانش کاملا ثابت کرد.دومین مورد راجب این بود که من تند رفتم بله من از عمد تند رفتم و باز هم تکرار میکنم بچه ۴ساله ای که داره وسط سرسره بچه هارو میزنه و مادررهاش کرده بعد داره به بچه ۲ساله من بخاطر اینکه پایین سرسره وایساده تذکر میده لازمه که بهش یاداوری بشه اگر خیلیی تربیت و نظم برات مهمه پس اول از بچه خودت شروع کن هرکسی مسئول بچه خودشه.
تو مورد سوم چرا باید وقتی داره بچم کتک میخوره بهش بگم بیا ازینجا بریم که یادبگیره هرجل بهش زور گفتم فرار کنه؟
مطلقا این کارو نمیکنم جلو خودش وایمیسم و خیلیی راحت راجب مسئله صحبت میکنم تا یادبگیره حقشو بگیره این تو این سن کفاف نمیده تو سن بالاتر اگر بخواد فرار کنه دیگه نمیتونه از پس خودش بربیاد.
من اگر بازهم تکرار بشه باز هم همین کارو انجام میدم چون بچه من اندازه بچه بقیه عزیزه و هیچکس تو هیچ جایگاهی حق اینو نداره که بخواد بهش زور بگه

۷ پاسخ

شما بهترین رفتار رو کردی عزیزم
کلا یه سریا هستند دوست دارن نظر مخالف بدن اصلا نه کامل میخونن نه فکر میکنن
من که اگر جای شما باشم بچه ای تو سر سره با لگد برنه به دخترم بچه رو از یقه میگیرم از بالای سرسره آویزونش میکنم به مامانش میگم بیا بادش بده جای عمومی چیکار کنه یا جای حرف شما به خالهه میگفتم اره بچه وحشی ترس داره اپم داعشی ببینه میترسه دیگه

من پسرم ۴سالشه بخاطر خواهر کوچیکتر ک دارع مرتب گفتم حواسش باشه اما منم پارک میبرم میبینم پسرمو‌هول میدن همونجا ب پسرم میگم از خودت دفاع کن یعنی سعی بر این دارم‌بهش یاد بدم با هرکسی مث خودش رفتار کنه اما بعضی اوقات پیش خودم فک‌میکنم رفتارم بده اما خوب بعضی ‌جاها میبینم‌ب‌پسرم همش گفتم خواسش ب کوچیکترا باشه همون کوچیکه ب پسرم زور گفته

آفرین

عزیزم شما خوب برخورد کردی من گاهی پسرمو میبردم پارک میدیدم چند تا مادر بچه های بزرگ ترشونو ول میکنن میشینن دور هم به حرف زدن و بچه ها شون‌میدوعن و بچه های کوچیک تر خب نمیتونن سریع حرکت کنن یا میخورن به اونا میفتن یا توی سرسرخ برعکس میان و باعث ازار کوچک تر ها میشن،درسته اون‌ها هم بچه هستن اما واقعا مادرشون بایپ‌مراقب باشه به کسی اسیبی نزنن حداقل کاره این یا تذکر بدن بچه بفهمه کارش اشتباهه و باید مراقب باشه موقع بازی به کسی اسیبی نزنه.یکبار یکی از این بچه ها وقتی پسرم سر میخورد میدید که این‌بچه ۱ سالشه خیلی کوچیکه و داره بلند میشع بیاد اینور فوری با دوتا پا‌سر خورد منم سریع پسرم‌برداشتم گفتم عزیزم این‌کوچولوعه نمیتونه حپاست باشه نخوری دیدم قشنگ از عمد رفت پشت بچه من باز بیاد من بچرو سریع برمیداشتم گفتم‌بچس ولی دیگه عصبانی شدم از دستش . یعنی چی خب بچتو ول دادی زن نشستی واسه خودت.به‌بچش گفتم اینبار اینکارو کنی خودت میدونی و حالت چشم غره 😅 اقا اینم‌گریه‌کرد رفت‌پیش‌مادرش.باورت میشه مادرش حتی به خودش زحمت نداد بیاد بگه‌چرا اینجوری کفتم‌چون‌خودمو اماده کردم مادرش بیادو قشنگ بشورمش.اصلا اعتماد به نفس بچرو میگیرن بزننش بزرگتر ها چون فکر میکنن ضعیفن‌خوب کردی.

من تازه تاپیکتونو دیدم بنظر کارتون درست بود و اگه این جریانو یه پسری بزرگتر با پسر همون خانوم انجام میداد بعد مامانه و خاله دعوا راه مینداختن واقعا درک نمیکنم تربیت بعضی بچه هارو منم ارسلان میبرم پارک از این مدلا زیاد میبینم‌وخب چون کوچیک خودم دائم کنارشم و مراقبت میکنم تو این محیط ها خیلی باید مراقب بچه هامون باشیم

چخوب ک تجربه تو نوشتی الیکا جون. من تحربه ای تو این زمینه ندارم ولی خ دوس داشتم کارتو و نظرتو...
من کلا آدم بی زبونی ام و از خودم یا دفاع نمیکنم و رد میشم یا واکنش شدید نشون میدم، که جفتش اعصابمو خورد میکنه😂😂 ولی با واکنش نشون دادنه حالم بهتره🤣
حالا موندم چجوری میخوام از پسرم دفاع کنم و بهش یاد بدم🫤🤦🏻‍♀️

کلا بعضیا رو مخن ولش کن

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
سلاممم❣️❣️❣️
دیروز تو مبحث دوسالگی پردردسر تا جایی گفتیم که بچه میتونه از یسری مسائل کوچولو مثل مثلا دست کردن تو لیوان پیروی نکنه و ماهم بخاطر اینکه آسیبی نمیزنه خیلیی روش مانور ندیم❣️
حالا میریم سر بحث بدغذایی دقیقا تو این زمان پردردسر.
ما اگر از سلامت بچه و دندون دراوردن و .... اطمینان داشته باشیم پس بطور قطع میتونیم بگیم این بد غذایی مختص همین سن و گذرا هست.
نکته:ما منظورمون بچه هایی که کلا بدغذایی دارن و از قبل مشکلات کم اشتهایی دارن این دسته از بچه ها نیستن❣️
بچه ها تو این سن شروع میکنن به کشف مزه های جدید و تجربه و توجه به طعم های مختلف پس زمان لازم دارن برای هندل کردن چندمزه و انتخاب مزه باب دلشون.
حالا بچه ما چندروز قبلتر خیلیی عالی قرمه سبزی میخورد و غذای مورد علاقش بوده اما جدیدا اصلا نمیخوره یا کلا سر سفره نمیمونه که غذا بخوره.
این دوره و این مسائل گذارست و مربوط به همون مرز گذاریه هستش.حالا راهکارش چیه اگر غذایی نمیخوره اصلاا بهش اصرار نکنیم و عصبی نشیم چند مدت اون غذارو از لیست غذایی بچه حذف کنیم و بعد دوباره بهش معرفی کنیم.
حالا یه بچه ای شیر پاستوریزه میخورده الان دیگه نمیخوره و خب طبیعتا خیلیی برای بچه مفیده و باعث ناراحتی بچه اگر نخوره یهو.ما بجای استفاده مستقیم از شیر پاستوریزه دنبال جایگرین ترکیبی میریم.مثلا شیرموز شیر کاکائو و....بهترین کار اینکه تو تهیه این ترکیبات بچه همکاری داشته باشه و خودش هم فعالیت کنه این همکاری باعث این میشه بچه از اون گارد نمیخوام بیرون بیاد و خیلیی راحت غذاشو بخوره.
به بچه هاتون تو غذا خوردن حق انتخاب بدید.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خب نشونه بعدی که خیلیی از ماها درگیریم و خیلیی اذیت میشیم و اکثرا باعث عصبانیت و خشممون میشه.
بیخوابی بچه ها.کم غذا شدن بچه ها(این ربطه به این نداره که چون تز شیر گرفتید بد غذا شده).همکاری نکردن بچه ها تو کارهای عادی که قبلا انجام میدادن.
مثلا مامانی بچشو از پوشک گرفته و بچه تا چندروز پیش خیلیی قشنگ همکاری میکرده ولی الان داره هی خطا میده و دستشویی نمیره.یا مثلا قبلا بازی خاصی دوست داشته و الان اصلا سمتش نمیره یا برعکسش شروع میکنن به انجام بازی که قبلا اصلا علاقه ای بهش نداشته.
تو این دسته رفتارا ما تا یه جایی با بچه همکاری میکنیم که بچه در نهایت انتخابش بشه هدفی که ما داشتیم.
مثلا الان تایم خواب هامین میشه من به هامین میگم خب دیگه بیا بریم اماده بشیم برای خواب و این کار هرشب راحت انجام میداد ولی امشب نمیخواد بخوابه و هی میگه نه بازی کنیم نه میخوام کارتون ببینم نه میخوام اب بازی کنم و بهونه هایی که جدیدا یادگرفته.ما هیچ اجباری تو رفتارمون با بچه نداریم چون این موجود کوچولو بلد نیست با ما سازگار بشه ما بزرگیم و یادگرفتیم سازگاری با اطرافیانو پس ما باید همس اینا بشیم و با قدم اینا راه بریم.
مامان حسین مامان حسین ۲ سالگی
خانوما میخوام یک روش از خوابوندن مستقل بچه رو یادتون بدم
ولی این روش وقتی مهمونی و... هستین یکم سخته تو خونه خودش آدم راحت تره
اول از همه وقتی می‌خواست بچه مستقل بخوابه حواستون باشه تو دوره دندون در آوردن نباشه یعنی اون موقع تو پیله نباشه، مریض نباشه و حتی خودتون هم مریض نباشید، واکسن نزده باشه
کلا از نظر جسمی اوکی باشه
اونایی که بچه هاتون ۶ ماه به بالا هستن شروع کن به انجام این کار هرچی سن بچه کمتر راحت تر
اینا که میگم مربوط به خواب مستقل هست نه اتاق جدا کردن
۱)خوب اول از همه اگر بچه هنوز شیر میخوره بهش شیر بدین
۲) برق های خونه رو یه مقدار کم کنید
۳) شروع کنید به بازی کردن بازی های که انرژی بچه تخلیه بشه
۴) برید جایی که قرار بچه بخوابه و نور هم در حد یک چراغ خواب کم نور باشه
۵) کنار بچه دراز بکشید
۶) اگر عادت به غصه یا لالایی داره براش بخونید
۷) اگر نوازش دوست داره نوازشش کنید
۸) خودتون رو بزنید به خواب و سکوت کنید
۹) بچه علت میزنه یا با خودش بازی می‌کنه ولی در آخر خوابش می‌بره
این کار ها نیاز به حوصله و صبوری داره زمان می‌بره ولی در آخر از نتیجه لذت میبرید
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
نمیدونم یسری مامانا فاز روشن فکری میگیرن یا فاز تربیت اروپایی واقعا درک نمیکنم😑😑
امروز رفتیم پارک هامین سوار سرسره شد یهو یه پسر بچه ۴ساله هی بهش لگد میزد🫥هرچی گفتم نکن عزیزم نزن چرا میزنی خلاصه آخرش دیگه دعواش کردم تا ول کرد.
باز هامین اومد پایین سرسره وایساد پسری دید پایین وایساده یهو پرید سر بخوره که بزنه به هامین.
مامان مسره گفت عزیزمم نباید اینجا وایسی بچه ها میخوان سر بخورننن گفتم آخی راست میگن مامان فقط نمیدونم چرا یاد نمیدن تو مارک بچه هاشون به بقیه لگد نزنن.مامانه رنگ از صورتش رفت.گفت وایی ببخشید گفتم خواهش میکنم فقط قبل تربیت بچه های دیگران به تربیت بچه خودتون رسیدگی کنین نصف بچه هارو داره میزنه یا هول میده.هامین تا پسررو دید اومد پیش من.خاله پسره خندید گفت وای تا میبینتش فرار میکنه گفتم آره ولی بچه بیتربیت افتخار و خنده نداره.لال شدن.انقدر بدم میاد ازین مادرا فکر میکنن خدایی روانشناسین بیسوادای پر ادعا😐😐😐
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
مامانای عزیزی که تاپیکای منو تو بخش فرزند پروری میبینن اگر نظری دارید لفطا تاپیکای امروزمو کامل بخونین زنجیره ای بهم مرتبط هستن.
خب حالا روش Time-Out چیه و چطوری انجام میده.
تو این روش ما بچرو از محیط و وسیله ای که داره باهاش رفتار نامناسبی انجام میده جدا میکنیم.و در کنار خودمون و فضایی که خودمون باهاش هستیم(تاکید میکنم ما حبس و تنبیه تو هیچ موردی نداریم)به بچه تاکید میکنیم که کنار من بشین و تا وقتی من اجازه ندادم نمیتونی کاری انجام بدی.
ما دنبال تنبیه بچه نیستیم زمانTime-Out به ازای هر سال بچه ۱دقیقه هستی یعنی شما وقتی به بجه دوساله میگید بشین این زمان بیشتراز دودقیقه نباید بشه چون بچه ها تحمل انجام ندادن و ساکت نشستن تو تایم زیاد ندارن.
حالا بعد اینکه این تایم تموم شد باید چکار کنیم؟
بچه حالا میتونه به بازیش برسه مثلا توپ بازی ما کنار بچه میشینیم و باهاش صحبت میکنیم که اگر توپ پرتاب کنی ممکنه وسیله بشکنه و اسیب ببینه برای همین ما میتونی قل بدیم و باهم بازی کنیم.یا اگر اونکار قبلی کلا رفتار نامناسبی بوده ما بعد زمانTime-Out دعوتش میکنیم به کار دیکه ای.
مثلا بیا بریم باهم آشپزی کنیم.من میخوام شام درست کنم میتونی کمکم کنی و تو مثلا فلان کارو انجام بدی.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
این مدت که دارم مطالب دوسالگی میزارم با یه کامنتی دائم دارم روبرو میشم که بچه ها نمیفهمن🙂
چرا عزیز جان بچه میفهمه و یادمیگیره.منم عین شما بچه دوساله دارم و همین بحرانهارو دقیقا باهاش روبرو هستم.
بچه ای که نفهمه تو هیچ موردی نباید درکی از مسائل داشته باشه.ما توقعمون از بچه ها بالاست بعد میگیم نه نمیفهمه.
تو یه کامنت نوشته بودن بابچه خرید رفتم اشتباهه چون هی درخواست میکنه.خب شما قبل خرید تاکید کن ما فقط یه خوراکی داریم.قبل ورود به فروشگاه تاکید کن فقط یه حق انتخاب داری بعد وارد فروشگاه که شدی همون اول نیارید یه بستنی بدید دستش خب مشخصا وقتی تموم بشه باز بهونه میاره.تو این روند وقتی وارد فروشگاه میشید با بچه راجب خریداتون صحبت کنین بچه وقتی ذهنش مشغول باشه تا مدتی بهونه نمیاره بعد یه تایمی که خسته میشه حالا وقت پیشنهاد خوراکی و دادن حق انتخاب و باز تاکید به اینکه یکیش برای تو انتخاب کن.
خواهش میکنم با جمله بچه نمیفهمه بچه قانون سرش نمیشه خلاص نکنین خودتونو بچه کاملا درک محیطی داره و متوجه تمام حرفا میشه اماااا ازش توقع نمیره همیشه پیروی کنه و اونجاست که من والد بایدد وارد بشم و نزارم قانون شکنی کنه.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
دوساگی پر دردسر✋️
خب حالا نشونه های شروع این چالشا چیه.
اولین نشونه ها بقول ما مامانا لجبازی که ما اسمشو گذاشتیم و درستش اینکه بچه داره مزر و حدشو با ما مشخص میکنه مثلا عین ما که میگیم من با فلانی انقدر دوستم و انقدر حقداره و انقدر میتونه بهم نزدیک بشه.
بچه ها تو این سن شروع میکنن به پیدا کردن مرزشون با پدر مادر.اگر بچه کار اشتباهیی داره انجام میده مثلا اداختن توپ که تو خونتون ممنوع بوده مستقیم داره رفتار شمارو نگاه میکنه نه صرف اینوه حرصتونو دربیاره و عصبیتون کنه بخاطر اینکه واکنشتونو راجب اون مسئله ببینه و جریان ازونجایی مهم میشه که ما مادرها چه نوع رفتاری نشون بدیم.
اگر وقت پرت کردن توپ داد بزنین تنبیه کنین و واکنش تنشی داشته باشید مطمئن باشید در آینده همین واکنش از بچه سرمیزنه و همین رفتارو در مقابله با کارهای اشتباه دیگران انجام میده.بهترین کار اینکه با ارامش از اون کار دورش کنیم.
بچه ها با تکرار اشتباه و ازمون خطا مرزای مارو مشخص میکنن و ماهم باید با تکرار و ازامش بهشون کار اشتباهشونو تذکر بدیم.