نمیدونم یسری مامانا فاز روشن فکری میگیرن یا فاز تربیت اروپایی واقعا درک نمیکنم😑😑
امروز رفتیم پارک هامین سوار سرسره شد یهو یه پسر بچه ۴ساله هی بهش لگد میزد🫥هرچی گفتم نکن عزیزم نزن چرا میزنی خلاصه آخرش دیگه دعواش کردم تا ول کرد.
باز هامین اومد پایین سرسره وایساد پسری دید پایین وایساده یهو پرید سر بخوره که بزنه به هامین.
مامان مسره گفت عزیزمم نباید اینجا وایسی بچه ها میخوان سر بخورننن گفتم آخی راست میگن مامان فقط نمیدونم چرا یاد نمیدن تو مارک بچه هاشون به بقیه لگد نزنن.مامانه رنگ از صورتش رفت.گفت وایی ببخشید گفتم خواهش میکنم فقط قبل تربیت بچه های دیگران به تربیت بچه خودتون رسیدگی کنین نصف بچه هارو داره میزنه یا هول میده.هامین تا پسررو دید اومد پیش من.خاله پسره خندید گفت وای تا میبینتش فرار میکنه گفتم آره ولی بچه بیتربیت افتخار و خنده نداره.لال شدن.انقدر بدم میاد ازین مادرا فکر میکنن خدایی روانشناسین بیسوادای پر ادعا😐😐😐

۲۲ پاسخ

اونکه باید بچشو توجیح میکرد و دوست شدن یاد میداد ولی شما چرا انقد بی اعصاب شدی یهو،آدم بیرون میره روحیش عوض شه دیگه درگیر شدن خوب نیس

ولی به نظرم شما تند رفتی ، لقب دادن به بچه ی دیگران هم افتخار نداره نباید می‌گفتید بی تربیت هست پسرتون

چقدر دوستت داشتم😍
شیر مادر نان پدر حلالت که آنقدر خوب جواب دادی

حالا این کجاش به تربیت اروپایی این چیزا ربط داشت؟عزیزم اینا پدرمادرای بیشعورن که افتخار میکنن به زور گویی بچشون فکر میکنن بچشون از پس همه برمیاد نمیدونن فردا دودش تو چشم خودشون میره

بااحترام من جای مادر بچه بودم جرت میدادم عزیززززم😁😀

دلیل نمیشه هرچی رو رو تربیت مادر بیچاره بزاری اونم بچه اسمش روشه

خوب جوابی دادی حالا من بودم حرف پیدا نمیکردم بزنم

بگو تا جایی که به خودش و دیگران آسیب نزنه نباید نکن و بشین گفت. وقتی از حدش فراتر بره خب اشتباهه و باید بهش یاد بده. این مادره خودش اگاه بوده از تربیت اشتباهش ولی لذت میبرده. ای‌کاش برای بچه دار شدن از پدر مادرها تست سلامت روان بگیرن. اتفاقا اکثرا اروپایی ها از تو همون مهد اینچیزارو اموزش میدن. در عین حال که زورگویی بده بهشون یاد میدن از حقشون دفاع کنند.

عزیزم واقعا کارت درست بوده.نمونه این بچرو توفامیل داریم و مادرش بچه هارو که میزد میخندید و افتخار میکرد به قلدر بودنش.توفامیل به بچه بی تربیت معروف شده و الان که شش سالش شده مامانش مجبوره خیلی جاها نبرتش چون هنوز بقیه بچه ها وحتی ادم بزرگارو میزنه و اذیت میکنه.متاسغانه مادرایی که طرفداری از اون خانم کردن ،اکثرا خودشون همون روش تربیتو دارند و هیچی به بچشون نمیگند ققط کافیه یکی از همین مادرا بچه خودشون کتک بخوره.ببین چه کار که نمیکنند.من پسرم دوسال کتک میخورد از دست اینبچه فامیل یبار این بچرو زدش،بعداز کلی که گفتیم ازحقت دفاع کن مادرش همچین اتیشی شد،که چرا بچموزدی.از دستت به شدت عصبانیم

یه بار من پارچه فروشی بودم یه پسره 5 سالش بود دخترم که 2 سالش بود میزد یه دفعه ای من دیدم مادره داره میخنده و.کیف میکنه منم به پسره گفتم چرا میزنی مادره گفت بچس دیگه منم عصبانی گفتم اون بچست شما حالیتون نیست داره میزنه بچتو بگیری نه که افتخار کنی بخندی آدم غیضش میگیره از بعضی آدم ها

خودت میگی بچه.... مامانش ک بش نگفته برو لگد بزن اونم حتما حساسه رو تربیت بچه اش ولی گاهی وقتا بچه ها کارایی میکنن خودمون تعجب میکنیم.. من پسرم تو خونمون چیزی نمیخوره مهمون اومد انگار میوه ندیده میوه خیلی خورد... یا مثلا اون روز رفتیم خونه داداشم بچه داداشمو موقع بازی گاز گرفت.. من ک یادش ندادم... بنظرم خوب نیس لقب بی تربیت رو پسرشون بزاری خودتم تند رفتی..

حرف حق 👌👌✌

دقیقا این اتفاق سر ما افتاد ،رفته بودیم پارک خلوت بود در واقع فقط من و نوا بودیم بعد دوتا بچه دیگه با ماماناشون اومدن ،نوا که بالای سرسره بود رفت کنار که اونا سر بخورن ،یه پسر بچه اومد فک کنم ۵ساله محکم با پاش میزد به ساق پای بچه ی به این ظریفی که برو برو بعد این میخواست بشینه نمیتونست هی به پسر بچه گفتم نکن میخواد بشینه بکش کنار بدتر زد خدا رو شکر مامان اون یکی بچه زود نوا رو گرفت اورد پایین وگرنه بچم با صورت میومد زمین ،داد زدم گفتم پس مامان این کیه عین خیالش نیست ،مامانش اومد بدهکار بود که بچه تو کوچیکه خودت باید مواظبش باشی ،گفتم خدا رو شکر اینجا بوذیم من مواظبش بودم وگرنه با سر میومد زمین ،فک کنم بچه اصلا یه جوری بود وسط اون دعوا هر بچه ای باشه میترسه یا ساکت میشه مظلوم میشه این داشت اون یکی بچه رو هم میزد😕دیگه هر دوتامون بچه هامونو برداشتیم اومدیم

افرین خوب کردی منم جات بودم دقیقا همین کااارومیکردم سربچم باهیچکس شوووخی ندارم

منم خیلی ناراحت میشم و واکنش نشون میدم ولی اون مادر هم معذرت خواهی کرده دیگه شما یکم تند رفتی

چه خوب جوابشونو دادی

منم وقتی میرم پارک خانواده بیشعور زیاد میبینم
اما به محض اینکه رفتار بد ببینم از بچه شون ، به پدرمادره میگم که دختر یا پسرتون داره میزنه یا فلان کار بدو میکنه . خواهش میکنم کنترلش کنید
خیلی کوتاه و مستقیم ، بدون تیکه کنایه

منم پارک میبرم بحثم میشع بخصوص با مادرهای این مدلی برای همین تایم خلوت میرم خانه بازی اینجوری یکم تو آرامشم

الان این موضوع چه ربطی به اروپاییا داشت،،😂 یعنی مادرای اروپایی به زور گویی بچه هاشون افتخار میکنند😂

آی گفتی
آی گفتی
😍😍

افرین

حالم از پارم بهم خورده جدیدا خیلی مادرای بیشعور توش هست واسه منم هفته پیش پیش اومد بچم پیشم نبود دلم میخواست بزنم مادرو من مثل شما ارامش نمیتونم جواب بدم یهو عصبی میشم

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
من تو تاپیک قبلم خیلیی نظرات مختلف بود و جالب ولی یسری بحثا پیش اومد که بیشار قابل بحث بود.
من وقتی میگم بچه ای بیتربیته لقب ندادم مدل رفتار مادر و خاله بچرو دیدم وقتی بچه داره بچه هارو میزنه و مادرخونسرد نگاه میکنه و میخنده و به بچه تاکید میکنه که مراقب خودت باش پس داره تاییدیه میده بابت کارش.تو مورد دوم وقتی میبینم خاله بچه ازینکه پسر من از نزدیک شدن به اون بچه ترس داره و میخنده و میگه وایی تا میبینه فرار میکنه پس داره تایید میکنه که کار بچه درسته.صد البته که من بازهم به اون بچه میگم بیتربیت چون مدل رفتاری اطرافیانش کاملا ثابت کرد.دومین مورد راجب این بود که من تند رفتم بله من از عمد تند رفتم و باز هم تکرار میکنم بچه ۴ساله ای که داره وسط سرسره بچه هارو میزنه و مادررهاش کرده بعد داره به بچه ۲ساله من بخاطر اینکه پایین سرسره وایساده تذکر میده لازمه که بهش یاداوری بشه اگر خیلیی تربیت و نظم برات مهمه پس اول از بچه خودت شروع کن هرکسی مسئول بچه خودشه.
تو مورد سوم چرا باید وقتی داره بچم کتک میخوره بهش بگم بیا ازینجا بریم که یادبگیره هرجل بهش زور گفتم فرار کنه؟
مطلقا این کارو نمیکنم جلو خودش وایمیسم و خیلیی راحت راجب مسئله صحبت میکنم تا یادبگیره حقشو بگیره این تو این سن کفاف نمیده تو سن بالاتر اگر بخواد فرار کنه دیگه نمیتونه از پس خودش بربیاد.
من اگر بازهم تکرار بشه باز هم همین کارو انجام میدم چون بچه من اندازه بچه بقیه عزیزه و هیچکس تو هیچ جایگاهی حق اینو نداره که بخواد بهش زور بگه
مامان لیام💙 مامان لیام💙 ۲ سالگی
سلام واقعا نظرتونو راجب این موضوع دوس دارم بدونم
من پسرم دوسالش
دختر برادرشوهرم ۴ ماهش این دحتر ماشالااا بهش از روزی که بدنیا اومده نه گریه ما ازش دیدید نه بدخلقی خداروشکر آروم و آروم فقط برا شیر بیدار میشه و بقیش بازی یا خواب اینو بدونید تا بقیه اش بگم
من پسرم شیطون ماشالا خیلیم کنجکاو کلا پسر شیطونی پسری نیست که بخای هی سر ب سرش بزاری
چندین بار ما همو دیدیم از همون موقع که بدنیا اومد هروقت پسرم میخاد نزدیک بچه بشه که اصلا نمیزارن سریع برش میدارن یا میگن نرو نزدیکش تاحالا بگم اصلا ندیده بچه رو پسرم در این حد😂
بعد اینکه مثلا خابه اون تا لیام مثلا میخاد حرف بزنه یا بازی کنه برادرشوهر هی با تندی میگه ساکت بچه خابه هیچی نگو ساکت
هی چندین بار تکرار شد این قضیه تا چند روز پیش خونه داداش دیگه اشون بودیم اونجا دو روز بودیم پسرم همش کنترل کردم نزدیک نشه با سرگرم میکردم اذیت نکنه مثلا بچه من خاب بود میومد بالا سرش با صدای بلند اهنگ میزاشت بلند میخوند یا مثلا میخاست از خواب بچه رو بیدار کنه ولی ما حق نداشتیم بریم داخل اون اتاق بچه اون خواب
بعد تزدیک ظهر پسرم با بچه برادرشوهر دیگم دعوا افتادن پسرم گریهههه میکرد وای اینم با داد هی میگفت ساکتش کن بچه خوابه مگ نمیگم فلان چنان از این حرفا منم بچه رو زدم زیر بغل اوردم دم در صدای شوهرم زدم گفتم بریم ...بعد اومدم داخل دیدم داره میگه بچه رو باید زد تو گوشش تا بفهمه بعد من گفتم چجوری آدم بزنه تو گوش بچش گفت تربیت بلد نیستی بچه هرچی خاسته بعش دادین لجباز شده باید درس تربیت کنید منم گفتم از بچه دوسال چ توقعی دارید اخه؟؟ حالا شما که لیسانس تربیت دارید بچه خودتونو تربیت کنید ما بلد نیستیم.....
مامان آریا مهر 👶 مامان آریا مهر 👶 ۲ سالگی
من همیشه با پسرم میریم پارک نزدیک خونمون اما دیروز با همسرو‌ پسرم. رفتیم یه جای دورتر از خونمون تقریبا از شهر دوره ، بعد من پسرم رو بردم سرسره بازی کنه یدفع چندتا موتوری اومدن که همشون پشتشون بچه مدرسه ای سوار کرده بودن بچه‌ ها از مدرسه تعطیل شده بودن با دوست پسراشون اومده بودن پارک بعد هممممممه سن پایین دخترا کلا بچه بودن، بعد یه نیم ساعتی گذشت من بین سره سره ها بودم تنها بودم زیاد مشخص نبودم بعد موتوری ها هر کدوم پارک کردن یه طرف نشستن ، یدفع یکیشونو نکاه کردم دیدم رفتن تو بغل هم دختره سرش تو خشتک پسره بود پسره هم سر دختر رو محکم گرفته بود، بالا و پایین میکرد ، منم خو فقط نگاه کردم 😁تعجب کرده بودم بچه های سن پایین اینکارارو بکنن اونم تو روز روشن تو پارک ولی خب خلوت بود،، پیش خودم گفتم اینا از خانواده هاشون نمی‌ترسن مثلا نمیگن الان خونوادمون یا اشنامون مارو میبینن یا خونواده ها نمیگن بعد از مدرسه تا الان کجا بودی؟؟؟؟خلاصه بقیش و بگم تو کامنت می‌زارم
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
سلام مامانا شما کتاب میخونید؟؟ من کتاب تربیت فرزند میخونم. بعد کتاب منِ دیگرِ ما رو خوندم خیلی واقعا قشنگ بود و تاثیر گذار حتما بخونید چند جلد داره . یه قسمتش از گزاره های تصویری که بچه میبینه و یادمیگیره رو خوندم اصن اعصابم خورد شد خلاصش این یود که بچه هرچی ببینه بعد همونو انجام میده از نوزادی ضبط میکنه تا بزرگسالی . بعد یکی درباره فریاد زدن پدر سر مادر یا مادرخودِ پدر بود که بچه میبینه و انجام میده . شوهر من کلا عصبی که بشه فقط با فریاد میتونه حرفشو بزنه😐😐😐
چند بار بهش گفتم جلو بچه با من اینجور صحبت نکن میگه دست خودم نیس دوباره سری بعد بدتر میکنه . هزار بارم بهش گفتم .به نظرتون چیکار کنم؟؟
تصمیم گرفتم از این به بعد اصن باهاش بحث نکنم نمیشه هم آخه ببخشید دور ازجونتون خیلی باید آره و نه شو بکنم وگرنه به باد میده همه چیزو . به نظرتون چجوری و چیکار باید بکنم دوست ندارم دخترمم بعد سر هرجفتمون فریاد بزنه

#فرزند پروری واکسن زایمان پوشک
مامان ❀بنـد انگشتے❀ مامان ❀بنـد انگشتے❀ ۲ سالگی
اونایی که تاپیک قبلیمو دیدن راجع به اینکه مادرشوهرم دست میزد به سینه دخترم
منم چند بار با صدای بچگونه گفتم نکن ناحیه خصوصیه و چند بارم جدی گفتم نکنید دارم تربیت جنسی یادش میدم
برای بار هزارم دستشو کرد زیر دو بنده دخترم سینه هاشو کشید دخترمم زد رو دستش مادرشوهرم گفت وای نگاه کن چرا زد
منم شوهرم و پدرشوهرم نشسته بودن
گفتم آخه من هرروز دارم بهش میگم مامان اینجا خصوصیه کسی نباید دست بزنه بعد شما هم هر بار دست می‌زنید
اونم گفت من براي همه بچه هارو دست میزنم
منم گفتم آخه بچه بلوغ زود رس میگیره سینه هاش زود بزرگ میشه اینا تربیت جنسیه پدرشوهرمم معلوم بود تو سکوت داره گوش میده مادرشوهرم بلند شد رفت آشپزخونه دیگه نیومد قیافه گرفت منم بعد چند دقیقه رفتم پیشش و ازش سوالای بیخود پرسیدم که یعنی اصلا متوجه رفتارت نشدم که قهری
ولی بهتون بگم آدمی که هزار بار بهش میگی نکن محترمانه یا صدای بچگونه خودشو زده بخواب نمیشه بیدارش کرد چون فک میکنه من عروسم باید حرصم بده
یه بار تا دیروقت ساعت ۱۲ شب خونشون بودیم بچم دیگه می‌خورد درو دیوار و نق میزد به شوهرم گفتم تایم خوابش گذشته پاشو بریم از اونروز همش تیکه مینداختن چرا بیداره مگه تابم خوابش نگذشته یا زنگ میزدن ببینن بیداره یا خوابه مادرشوهرم رو اسپیکر بود داد میزد چیه می‌آید اینجا زود باید بخوابه چرا الان ۱۱ شبه بیداره درصورتی که من داشتم میخوابوندمش خلاصه شوهر بی زبونم که وابستشونه و حساب میبره ازشون مجبورم یه تنه بجنگم با قو مالظالمین