سلام واقعا نظرتونو راجب این موضوع دوس دارم بدونم
من پسرم دوسالش
دختر برادرشوهرم ۴ ماهش این دحتر ماشالااا بهش از روزی که بدنیا اومده نه گریه ما ازش دیدید نه بدخلقی خداروشکر آروم و آروم فقط برا شیر بیدار میشه و بقیش بازی یا خواب اینو بدونید تا بقیه اش بگم
من پسرم شیطون ماشالا خیلیم کنجکاو کلا پسر شیطونی پسری نیست که بخای هی سر ب سرش بزاری
چندین بار ما همو دیدیم از همون موقع که بدنیا اومد هروقت پسرم میخاد نزدیک بچه بشه که اصلا نمیزارن سریع برش میدارن یا میگن نرو نزدیکش تاحالا بگم اصلا ندیده بچه رو پسرم در این حد😂
بعد اینکه مثلا خابه اون تا لیام مثلا میخاد حرف بزنه یا بازی کنه برادرشوهر هی با تندی میگه ساکت بچه خابه هیچی نگو ساکت
هی چندین بار تکرار شد این قضیه تا چند روز پیش خونه داداش دیگه اشون بودیم اونجا دو روز بودیم پسرم همش کنترل کردم نزدیک نشه با سرگرم میکردم اذیت نکنه مثلا بچه من خاب بود میومد بالا سرش با صدای بلند اهنگ میزاشت بلند میخوند یا مثلا میخاست از خواب بچه رو بیدار کنه ولی ما حق نداشتیم بریم داخل اون اتاق بچه اون خواب
بعد تزدیک ظهر پسرم با بچه برادرشوهر دیگم دعوا افتادن پسرم گریهههه میکرد وای اینم با داد هی میگفت ساکتش کن بچه خوابه مگ نمیگم فلان چنان از این حرفا منم بچه رو زدم زیر بغل اوردم دم در صدای شوهرم زدم گفتم بریم ...بعد اومدم داخل دیدم داره میگه بچه رو باید زد تو گوشش تا بفهمه بعد من گفتم چجوری آدم بزنه تو گوش بچش گفت تربیت بلد نیستی بچه هرچی خاسته بعش دادین لجباز شده باید درس تربیت کنید منم گفتم از بچه دوسال چ توقعی دارید اخه؟؟ حالا شما که لیسانس تربیت دارید بچه خودتونو تربیت کنید ما بلد نیستیم.....

تصویر
۳۱ پاسخ

اگه من بودم میگفتم تو گوش دختر خودت بزن تا بیدار شه اونقد نخوابه ک ما چسی چسی رفتار کنیم ،
با هر گاوی باید مث خودش رفتار کرد

احترام پسر خودتو حفظ کن اصلا نباید اجازه میدادی بار اول بهش بگن ساکت باید میزدی تو دهنشون... من سر بچه ام با احدی شوخی ندارم بهش بگن تو جدوآبادشونو میارم جلو چشمشون

اینکه نمیزارن نزدیک بشن حق دارن نباید ناراحت بشی چون پسر شمام بچه است ممکنه بیفته رو بچه یا اینکه یهو دستش یا پاشو فشار بده
...
دختر منم شیطونه
من خودم همش حواسم هست بچه کوچیک جایی باشه نمیزارم نزدیک بشه کنترلش میکنم...
اما اینکه داد میزنه سر بچه شما
یا میگه کتکش بزنید و اینطور چیزا
واقعا درست نیست
بی شخصیت بودن خودشو نشون میده
باهاش برخورد کن حدشو بدونه
قشنگ بگو بهشون

ببین شوهرت نباید اجازه بده
تا جایی که میشه ما نباید با خانوداده شوهر به طور مستقیم درگیر بشیم
شوهرت باید از اول قضیه رو حل و فصل میکرد

با بچه ی چهارماهه وقتی راه میوفتن اینطرف اونطرف میرن نمیشه توقع داشته باشن همه ساکت باشن و کار درستی کردی عزیزم دیگه هم نرو تا معذرت خواهی کنن

اشتباه از تو نیسته عزیزم بچه دوست داره بچگی و شیطونی تازه هر بچه ای یک نوع رفتاری داره اون برادر شوهرت خیلی پر توقع هسته کف فکر میکنه بچه خودش فقط!مهم هسته تازه بهترین کارو کردی اومدی بیرون

بچه ی دوساله موقع بازی و شیطنت و اتیش سوزوندنشه
بچه ایی ک‌۴ماهشه آرامش خونه خودش رو‌میخاد اصن‌نباید مدت طولانی جایی بمونن در حد یکی دوساعت باید برن مهمونی برگردن خونشون
بنظر من‌تربیت خودشون اشتباهه ک نوزاد رو اذیت
میکنن با مهمونی اون‌نوزاد الان فقط ارامش خونه میخاد
دفعه بعدی دیدیشون بهشون بگو😇

بیخیال بابا اونا روانی ان😐😐
انگاری فقط خودشون بچه زاییدن

روانی ان

قطع ارتباط کن
ارامش بچه خودت مهمتره

میدونی درسته من جای شما نیستم ولی اگر بودم اصلا نمیرقتم

قطعا تقصیر شوهرته اون باید ترمز داداششو میکشید

حالا بزار بچه خودش بزرگ بشه بی تربیتی کنه دهنشونو سرویس کنه اون موقع بگو تربیت بلد نیستی بکنید بزن تو گوش دخترت ادب بشه

وایییی دلم میخواد برادرشوهرتو خفهههه کنم.بگو بزن تو گوش دختر خودت واس من نسخه نپیچ.یا میگفتی کاش مامانت میزد تو گوش خودت ک با این سنت با بچه در نیوفتی

چه قدر ناراحت شدم این متن و دیدم عزیزم تحت هر شرایطی پشت بچت باش و حتی اگه کار اشتباهی کرد خودت خونه تذکر بده کسی حق اینو نداره بچه ی ما رو چه به درست و چه به غلط تربیت کنه بار اول اگه باهاش برخورد میکردی که عالی بود

عزیزم رفتار پسر شما کاملا طبیعیه و اونها دارن به بچه شما بی احترامی میکنن حرفتو محکم بزن و از پسرت دفاع کن و ازشون فاصله بگیر تا عذرخواهی کنن

میگفتی تو با این سنت خودت تربیت نداری مردک
اصلا اجازه نده ب بچت توهین بشه محکم بنشون سرجاشون

چه ادمای مسخره ای

اول توام به بچت احترام بزار هر کی نگاه چپم کرد پاره ش کنم مخصکصا اون برادرشوهرت
تا تو به بچت احترام و ارزش قائل نشی و اهمیت ندی ، هیچ احدی نمیکنه
دوم ، حق داره گفته نزدیک نشه واقعا خطرناکه ،یه بچه دو سال دارم و یدونم ۳ ماه ، یذره رو بش میدم خودشو ول میده رو بچه یا احساس راحتی میکنی ،یا میخواد پیش پیش کنه محکم میکوبه چون‌ درک نداره و...
در رابطه با سروصدا و اهنگ غلط کرده توام باید پارش میکردی که ساکت بچم خوابه ،درباره اون حرفا کتک و ... کاملا گ.و خورده ، درباره ساکت ساکت گفتنشم با کتکم میگفتی اره توام هیچی نشده هر چی میشه لی لی به لالاش میزاری بچت بدتر از بچه من میشه ، از الان بزن تو گوش بچت درست رفتار کنه من نمیتونم ولی تو حتما از الان شروع کن که بچه از پایه درست بشه

تازه بچه اون عزیزه بچه ی تو نه!!! به نظرم برخورد کن بچه ی تو هم عزیز و قابل احترام... اگه حلش نکنی تا بزرگ بشه نوجوون بشه احترامی نداره بین فامیل

خب انقدر رو بچه و خوابش حساسن نباید برن جای شلوغ یا مهمونی
چقدر پر روووو
بچه ها همه لجبازن این با لوس بودن ربطی نداره.بعد خودشون فردا میزنن دهن بچه خودشون؟؟؟ اینکه هنوز ۴ ماهه ش همه رو دارن ناراحت میکنند بخاطر خوابش حالا چیزای دیگه بماند

اووووه بدم میاد از بعضیا انگار ببخشید کون اسمون پاره شده فقط اینا بچه دارن

ا‌‌وووووچ خبره دگ نوزاد ک نیس ماشالا 4ماهشه جون گرفته درسته بچه ان جفتشون ولی حق ندارن از بالا بچشون بچه بقیه رو نهی کنن ک مشکل دارین رفت امد نکنین نمیشه ک همه دست ب سینه بشینن برا تحفه شما!!!! والا ماهم نوزاد داشتیم بچه بزرگ کردیم این عنتر بازیا چیه دگ!!!! بگو بچه خودتم فرار نیس تا ابد انقدی بمونه سال دگ سلامت میکنم

من اگه ببینم اینجوری با بچم حرف میزنن قهوه‌ایشون میکردم مودبانه حرف نمیزدم باهاشون دیگه

مواظب بچشون باشن اون درست،ولی احدی حق نداره آرامش بچه ی تو رو بهم بزنه یا بهش حرفی بزنی یا دستورات تربیتی بده،چقدر عوضیه!

عزیزم تو ام قشنگ میریدی به برادر شوهرت از کی حیا کردی

من جات بودم دیگه اصلا باهاشون رفت و آمد نمیکردم..والا...

والا من اگ جای تو بودم از همون اول جوابشونو میدادم ک هیچ
کلا قطع رابطه میکردم
هیچ کس از بچه خودم واجب تر ک نیس
منم چند روز رفتم خونه خواهرم بجه اش میخابید همش ب بچه من میگفتن هیس
خیلی عذاب وجدان گرفتم ک رفتم خونشون
دیگ نمیرم

شما هم باید رو بچه تون حساس باشید تا به خودشون اجازه ندن همچنین رفتاری کنن

نه اونا یه مشت بیشعورن که فهم ندارند بعدم بچشون واسه خودشون عزیزه واسه کسی دیگه که پادشاه نیست که حکومت نظامی میزارن توی مهمونی که ساکت ساکت ؛ بچه جاری گه منم همینه حالم بهم میخوره ؛ بعدم چون برادرشوهرم به درد نمیخورد چند تا جا رفت خواستگاری تا زنش دادن ؛ دیگه مادرشوهر و خواهر شوهرام دو دستی زندگی اینو چسبیدن ؛ خود برادرشوهرمم یه سگ اخلاقیه ؛ ازش میترسن تا یه چی میشه

حالا واقعا مشکل بچه منه ؟؟ من چجوری اخه بچه دوسال کنترل کنم تا اونجا که تونستم کردمممم😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خب نشونه بعدی که خیلیی از ماها درگیریم و خیلیی اذیت میشیم و اکثرا باعث عصبانیت و خشممون میشه.
بیخوابی بچه ها.کم غذا شدن بچه ها(این ربطه به این نداره که چون تز شیر گرفتید بد غذا شده).همکاری نکردن بچه ها تو کارهای عادی که قبلا انجام میدادن.
مثلا مامانی بچشو از پوشک گرفته و بچه تا چندروز پیش خیلیی قشنگ همکاری میکرده ولی الان داره هی خطا میده و دستشویی نمیره.یا مثلا قبلا بازی خاصی دوست داشته و الان اصلا سمتش نمیره یا برعکسش شروع میکنن به انجام بازی که قبلا اصلا علاقه ای بهش نداشته.
تو این دسته رفتارا ما تا یه جایی با بچه همکاری میکنیم که بچه در نهایت انتخابش بشه هدفی که ما داشتیم.
مثلا الان تایم خواب هامین میشه من به هامین میگم خب دیگه بیا بریم اماده بشیم برای خواب و این کار هرشب راحت انجام میداد ولی امشب نمیخواد بخوابه و هی میگه نه بازی کنیم نه میخوام کارتون ببینم نه میخوام اب بازی کنم و بهونه هایی که جدیدا یادگرفته.ما هیچ اجباری تو رفتارمون با بچه نداریم چون این موجود کوچولو بلد نیست با ما سازگار بشه ما بزرگیم و یادگرفتیم سازگاری با اطرافیانو پس ما باید همس اینا بشیم و با قدم اینا راه بریم.
مامان ایلیا و نی نی مامان ایلیا و نی نی هفته یازدهم بارداری
امروز ایلیا رو بردم پارک یه جریانی پیش اومد اصلا هنوز تو شک هستم، لطفا نظراتتون رو بگید
رفتیم تاب سوار بشیم پر بود و وایسادیم صف منم به ایلیا گفتم مامان نینی اومد پایین ما سوار میشیم، طفلی پسرمم گوش کرد و منتظر شد، دو تا دختر بچه اونجا بودن حدود ۵ سال نهایتا
یکیشون رو تاب بود یکیش تو صف ، با هم دوست و فامیل بودن انگار این دوتا به همه میگفتن زودباش پیاده شو خودشون که سوار میشدن به بقیه میگفتن ما پیاده نمیشیم تا صبح هم وایسین نمیاین پایین، حتی یکیشون که من بهش تذکر دادم نوبتیه گفت بهم به تو ربطی نداره، مال خودمونه اصلا خریدیم،
بعد تا پسرمو سوار کردم اومده بود تاب و میکشید می‌گفت پیاده اش کن که بهش اخم کردم گفتم برو مامانتو صدا بزن
وای بچه اومده بود دستمو چنگ میزد هل میداد منو😐😐😐😐

ینی من از این همه بی ادبی و وقاحت و گستاخی پشمام ریخته بود، خلاصه کلی بچه جمع شدن صف که بازی کنند اینام نمیذاشتن منم به بچه ها گفتم این دو تا دختر خیلی وقته بازی میکنن هیچکسو نمی‌زارم سوار بشه بعد یکی از دخترا داداشش اومد ۹-۸ سالش بود بهش گفتم برو مامانتو صدا کن
مامانه اومد از بچه بدتر😂😐
اول گفت چرا نمیزارید دخترم بازی کنه بعد گفت بیا پایین مامان جان مگه نمی‌بینی بی فرهنگن اینا
من برگشتم گفتم خانوم من خیلی وقته اینجا وایسادم دخترای شما با همه دعوا میکنن حتی فحش می‌دن و نمی‌زارن کسی بازی کنه، گفت نهههه بچه من با کسی اصلااا دعوا نمیکنه، بعد برگشته به من میگه شما هنوز بچت کوچیکه بزرگ بشه میفهمی
برای چی تو که بزرگی به بچه میگی پیاده شو و از این حرفا
منم گفتم اگر خودت بچتو تربیت کنی کسی بهش چیزی نمیگه
دوبار فقط منو هل داده و چنگ زده اگر من میخواستم بهش چیزی بگم میگفتم خب
مامان گل دختر مامان گل دختر ۵ ماهگی
مامانا امروز پسرم مریض شده بود تب داشت از شانسم شوهرمم خونه بود امروز. حالا اول گفتم بچه رو ببریم دکتر گفت هم بچه مریض میشه که دکتر نمیبرن اگه خوب نشد فردا ببریم. یکم گذشت پسرم گریه میکرد هی میگفت ای دستم ای پام درد . همینطور اشک می‌ریخت حالا من ترسیدم گفتم بچه چیکار شده بیا بریم دکتر رفتیم دکتر ، فقط استامینوفن و پلارژین داد گفت ویروس سبک گرفته. حالا اومدیم بیرون شوهرم اینقدر به من غر زد که چرا هر چی میشه میگی بریم دکتر همین استامینوفن رو که تو خونه خودت بهش دادی دیگه الان اومدیم دکتر چی شد مثلا بعد اینا به کنار
به من میگه تو با این پسر مثل دخترا رفتار کردی این لوس شده یکم مریض شده ببین چه گریه ای میکنه. دکتر میخواد معاینه کنه یه جوری گریع می‌کنه انگار میخوان چیکارش کنن. گفتم خب بچه است دیگه میگه نه همه بچه‌ها اینطوری نیستن تو اینو لوس کردی هی به خودت از اول چسبوندی این اگه نازکش نداشت اینقدر ناز نمی‌کرد اینقدر از این حرفاش به دلم میاد
میدونین مادرشوهر من خیلی زن خوبیه ولی اصلا محبت نمیکنه نه به بچه‌هاش نه به نوه‌اش اصلا بچه منو بغل نمی‌کنه نمی‌بوسه. حتی یک بار از دهنش عزیزم و قربونت برم نشنیدم به بچه‌هاش یا نوه‌اش بگه کلا یخه اخلاقشه بعد شوهرم فکر می‌کنه منم باید با بچه یخ باشم ولی من پسرمو هر روز صد بار می‌بوسم و بغل می‌کنم و قربون صدقه میرم این اختلاف اذیتم می‌کنه
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
سلام مامانا شما کتاب میخونید؟؟ من کتاب تربیت فرزند میخونم. بعد کتاب منِ دیگرِ ما رو خوندم خیلی واقعا قشنگ بود و تاثیر گذار حتما بخونید چند جلد داره . یه قسمتش از گزاره های تصویری که بچه میبینه و یادمیگیره رو خوندم اصن اعصابم خورد شد خلاصش این یود که بچه هرچی ببینه بعد همونو انجام میده از نوزادی ضبط میکنه تا بزرگسالی . بعد یکی درباره فریاد زدن پدر سر مادر یا مادرخودِ پدر بود که بچه میبینه و انجام میده . شوهر من کلا عصبی که بشه فقط با فریاد میتونه حرفشو بزنه😐😐😐
چند بار بهش گفتم جلو بچه با من اینجور صحبت نکن میگه دست خودم نیس دوباره سری بعد بدتر میکنه . هزار بارم بهش گفتم .به نظرتون چیکار کنم؟؟
تصمیم گرفتم از این به بعد اصن باهاش بحث نکنم نمیشه هم آخه ببخشید دور ازجونتون خیلی باید آره و نه شو بکنم وگرنه به باد میده همه چیزو . به نظرتون چجوری و چیکار باید بکنم دوست ندارم دخترمم بعد سر هرجفتمون فریاد بزنه

#فرزند پروری واکسن زایمان پوشک
مامان آریا مهر 👶 مامان آریا مهر 👶 ۲ سالگی
من همیشه با پسرم میریم پارک نزدیک خونمون اما دیروز با همسرو‌ پسرم. رفتیم یه جای دورتر از خونمون تقریبا از شهر دوره ، بعد من پسرم رو بردم سرسره بازی کنه یدفع چندتا موتوری اومدن که همشون پشتشون بچه مدرسه ای سوار کرده بودن بچه‌ ها از مدرسه تعطیل شده بودن با دوست پسراشون اومده بودن پارک بعد هممممممه سن پایین دخترا کلا بچه بودن، بعد یه نیم ساعتی گذشت من بین سره سره ها بودم تنها بودم زیاد مشخص نبودم بعد موتوری ها هر کدوم پارک کردن یه طرف نشستن ، یدفع یکیشونو نکاه کردم دیدم رفتن تو بغل هم دختره سرش تو خشتک پسره بود پسره هم سر دختر رو محکم گرفته بود، بالا و پایین میکرد ، منم خو فقط نگاه کردم 😁تعجب کرده بودم بچه های سن پایین اینکارارو بکنن اونم تو روز روشن تو پارک ولی خب خلوت بود،، پیش خودم گفتم اینا از خانواده هاشون نمی‌ترسن مثلا نمیگن الان خونوادمون یا اشنامون مارو میبینن یا خونواده ها نمیگن بعد از مدرسه تا الان کجا بودی؟؟؟؟خلاصه بقیش و بگم تو کامنت می‌زارم