۴ پاسخ

خخخخ عه سلام من
منم خیلی پیش میاد تو جمع خانوادگی با دوستانه کلاااااا گرم صحبت ک میشم یادم میره بچه ایم دارم😀

پیش میادعزیزم ما چن روز پیش رفته بودیم عروسی با اینکه خیلی حواسم به پسرم بود یه لحظه بچم رفت پیش دختر جاریم با خودم گفتم حواسش هست دیگه که یدفعه پسرم از پله افتاد باز خدا رحم کرد چیزیش نشد

تا سه سالگی
باید خیلی حواست باشه چون نمیتونه از خودش دفاع کنه
سه سالگی میتونی یکم شل کنی ولی بازم از دور مراقب باش
بحث با بچه بزرگتر هم باید مداخله کنی
منم تو پارک با وجود اینکه دا قدم ازش فاصله داشتم
بچه ها یهو دویدن و خوردن بهش و افتاد زمین
قلبم داشت از جا کنده میشد

البته قبلا با هم بازی میکردن میدیدم خوب بازی میکنن دوبار هست که اینجور میشه

سوال های مرتبط

مامان لیام💙 مامان لیام💙 ۲ سالگی
سلام واقعا نظرتونو راجب این موضوع دوس دارم بدونم
من پسرم دوسالش
دختر برادرشوهرم ۴ ماهش این دحتر ماشالااا بهش از روزی که بدنیا اومده نه گریه ما ازش دیدید نه بدخلقی خداروشکر آروم و آروم فقط برا شیر بیدار میشه و بقیش بازی یا خواب اینو بدونید تا بقیه اش بگم
من پسرم شیطون ماشالا خیلیم کنجکاو کلا پسر شیطونی پسری نیست که بخای هی سر ب سرش بزاری
چندین بار ما همو دیدیم از همون موقع که بدنیا اومد هروقت پسرم میخاد نزدیک بچه بشه که اصلا نمیزارن سریع برش میدارن یا میگن نرو نزدیکش تاحالا بگم اصلا ندیده بچه رو پسرم در این حد😂
بعد اینکه مثلا خابه اون تا لیام مثلا میخاد حرف بزنه یا بازی کنه برادرشوهر هی با تندی میگه ساکت بچه خابه هیچی نگو ساکت
هی چندین بار تکرار شد این قضیه تا چند روز پیش خونه داداش دیگه اشون بودیم اونجا دو روز بودیم پسرم همش کنترل کردم نزدیک نشه با سرگرم میکردم اذیت نکنه مثلا بچه من خاب بود میومد بالا سرش با صدای بلند اهنگ میزاشت بلند میخوند یا مثلا میخاست از خواب بچه رو بیدار کنه ولی ما حق نداشتیم بریم داخل اون اتاق بچه اون خواب
بعد تزدیک ظهر پسرم با بچه برادرشوهر دیگم دعوا افتادن پسرم گریهههه میکرد وای اینم با داد هی میگفت ساکتش کن بچه خوابه مگ نمیگم فلان چنان از این حرفا منم بچه رو زدم زیر بغل اوردم دم در صدای شوهرم زدم گفتم بریم ...بعد اومدم داخل دیدم داره میگه بچه رو باید زد تو گوشش تا بفهمه بعد من گفتم چجوری آدم بزنه تو گوش بچش گفت تربیت بلد نیستی بچه هرچی خاسته بعش دادین لجباز شده باید درس تربیت کنید منم گفتم از بچه دوسال چ توقعی دارید اخه؟؟ حالا شما که لیسانس تربیت دارید بچه خودتونو تربیت کنید ما بلد نیستیم.....
مامان 💙محمد💙🍓🍫 مامان 💙محمد💙🍓🍫 ۲ سالگی
میخام امشب یکی از حاجت هامو که از امام حسین گرفتم اینجا واستون بگم 🥰پسرم دوم محرم ۱۴۰۳به دنیا اومد قربونش برم چندساعتی از به دنیا اومدنش گذشته بود که از دور چشمم به پاهاش اوفتاد به خواهرم گفتم چرا پاهاش اینشکلیه پرستارا کسایی که اونجا بودن رو صدا زدم گفتم پاهای پسرم چرا اینجوریه پاهاش یه حالت کجی روبه بالا داشتن....پرستارا واسه اینکه من ناراحت نشم میگفتن چیزی نیست میبری دکتر یه آتل میگیره خوب میشه وااای وقتی اینو شنیدم اون لحظه دوس داشتم بمیرم میگفتم مگه پاهاش چیشده که باید آتل بگیرن اینقدر ناراحت شده بودم که حد نداشت پرستارا چندتا چندتا واسه معاینه میومدن بهشون نشون میدادم میگفتم پاهای پسرم چرا اینجوریه باهمدیگه پچ پچ میکردن در گوشی چیزی بهم نمیگفتن میرفتن خلاصه یه دکتر اومد آقا بود میگفت بچه هارو معاینه میکنه که بعدش ترخیص بشیم نوبت به پسر من شد بردم ببینه بهش گفتم آقای دکتر پاهای پسرم چرا اینجوره گفت چیزی نیست ببر دکتر ارتوپد ببینه نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت 😢 ولی بیشتر ناراحت بودم اصلا خوشحال نبودم خلاصه ترخیص شدم رفتیم خونه موضوع رو با
تاپیک بعد
مامان ارشیا مامان ارشیا ۱ سالگی
مامانا میشه یه لحظه بیاین یه چیزی ذهنم و درگیر کرده می‌خوام ببینم چند درصد مثل من فکر میکنید
من دوتا دوست دارم خیلی صمیمی یکی و اول دبستان باهاش دوستم که میشه حدود ۱۸سال یکی دیگه هم حدود ۱۴یا۱۵سال که باهم رفیقم عین خواهیم بعد یکی از این دوستام حدود چهل روز پیش زایمان کرد ما رفتیم پیشش بیمارستان بعد من خیلی ذوق کردم و نتونستم جلوی خودم و بگیرم و بچه اش رو بغل کردم آخه واقعا ما عین خواهریم بعد دیگه نشد بریم پیشش چون یا من مسافرت بودم یا اون یکی دوستم نبود و اینا امروز رفتیم بعد بهم گفت که آره بچه من چون بچه اوله ما ناراحت شدیم که بغلش کردی بعد اینکه اون یکی دوستم بچه اش بغل کرد و ولی من دیگه اصلا بغلش نکردم اصلا هم اون نگفت میخوای بغلش کنی انگار که مهر بچه از دلم رفت این که از این قضیه
داشتم فکر میکردم شیش سال پیش که بچه اولم دنیا اومد من چرا اینقدر حساس نبودم با اینکه اوج شیوع کرونا بود و همه میترسیدن اما من کسی میومد پیشم من اصلا حساس نبودم که بچه ام و بغل کنه اصلا ها یادمه اون موقع خانواده شوهرم خاله هاش و اینا اومدن من اصلا نگفتم بغل نکنید یا من ناراحت میشم بعد هم بچه دوم هم همینجور اصلا نمی گفتم کسی بغل نکنه نمی‌دونم حالا کدوم درسته یا چند درصد مثل منن امروز دلم گرفت اینکه واقعا من بچه دوست دارم اما هر بچه ای رو بغل نمی‌گیرم مگه اینکه اون بچه خیلی عزیز باشه برا اون یکی دوستم بهم گفت اگه من زاییدن تو تا شیش ماه نیا پیشم اگه میخوای بچه ام و بغل کنی نمی‌دونم شاید من خیلی توقعم زیاده و اونا درست میگن