سلام مامانا شما کتاب میخونید؟؟ من کتاب تربیت فرزند میخونم. بعد کتاب منِ دیگرِ ما رو خوندم خیلی واقعا قشنگ بود و تاثیر گذار حتما بخونید چند جلد داره . یه قسمتش از گزاره های تصویری که بچه میبینه و یادمیگیره رو خوندم اصن اعصابم خورد شد خلاصش این یود که بچه هرچی ببینه بعد همونو انجام میده از نوزادی ضبط میکنه تا بزرگسالی . بعد یکی درباره فریاد زدن پدر سر مادر یا مادرخودِ پدر بود که بچه میبینه و انجام میده . شوهر من کلا عصبی که بشه فقط با فریاد میتونه حرفشو بزنه😐😐😐
چند بار بهش گفتم جلو بچه با من اینجور صحبت نکن میگه دست خودم نیس دوباره سری بعد بدتر میکنه . هزار بارم بهش گفتم .به نظرتون چیکار کنم؟؟
تصمیم گرفتم از این به بعد اصن باهاش بحث نکنم نمیشه هم آخه ببخشید دور ازجونتون خیلی باید آره و نه شو بکنم وگرنه به باد میده همه چیزو . به نظرتون چجوری و چیکار باید بکنم دوست ندارم دخترمم بعد سر هرجفتمون فریاد بزنه

#فرزند پروری واکسن زایمان پوشک

تصویر
۳ پاسخ

شوهرم من زیاد فحش میده تو رانندگی تو خونه به ما نه ها از چیزی عصبی بشه فحش میده به زنین و زمان گاهی به بچه ها ها میگه پدرسگ همیشه سر این قضیه بحث داریم الان مدتی فقط منتظرم بچم به پدرشوهرم بگه پدرسگ تا شوهرم جلو خانوادش خجالت بکشه بلکه دهنش ببنده همیشه هم میگم بهش وقتی بچم فحش داد من میزنم تو دهن تو حق هم نداری چیزی بگی چون خودت داری یادشون میدی

کاملأ درسته حرفت بچه ها اینه تمام نمای ماهستن, به قول اون مثالی که بابامم همیشه میگه؛ ازکوزه همان تراود که دراوست!
ولی متأسفانه تغییر مردها خیلیییی سخته چون تک بعدی هستن!! مگه اینکه مثل همیشه ما کوتاه بیایم 😞که اینم سخته. اینم از باگ خلقت!!!

برید تو اتاقی جایی ک بچه نباشه

سوال های مرتبط

مامان lena👧🏼 مامان lena👧🏼 ۲ سالگی
مادر از خیلی وقته پیش مخ من رو خورده بود که بچه رو از پوشک بگیر چون بندر هوا گرمه عرق سوز میشد دخترم میگفت گناه داره و....
یکی فامیل ها دخترش از دختر من ۲ ماه بزرگتره اون دخترش رو کامل از پوشک گرفته هی اصرار به من که از پوشک بگیرش گناه داره وعرق سوز میشه و....
بعد من همش به مامانم و این خانومه میگفتم زوده گناه داره دخترم هنوز آمادگیش رو نداره اذیت میشه انقدر مادرم مخم خورد عصبیم کرد شروع کردم از پوشک گرفتن عصر تا شب قبل خواب چون بیرون میریم پوشکش میکنم از بعد خوابش تا فردا عصرش بدون پوشک توی این چند مدت بچم از استرس یبوست شد میبرمش جیش کنه بهونه میگیره عصبی میشه جیش هم نمیکنه اصلا توی این چند وقت کلا هم خودم عصبی شدم هم بچه همش مامانم میگفت بچه فلانی ببین مامانش از پوشک گرفتتش و....
امروز دیگه عصبی شدم بحثم شد باهاش گفتم بچه با بچه فرق داره چون اون بچه اش راحت از پوشک گرفته دلیل نیست بچه من الان بشه از پوشک گرفت🤕🤕
من خودم کتاب روانشناسی دارم نوشته بود اصلا بچه هاتون زیر دو سال نگیرید از پوشک
خانوما چیکار کنم الان؟ بخدا موندم چیکار کنم دوباره کامل پوشکش کنم؟ 😭
یجا توی کتاب روانشناسی خوندم اگه شروع به پوشک گرفتن کردید دوباره نباید پوشک کنید
البته من عصر تا شب دخترم پوشک میکنم نمیدونم الان چیکار کنم🥲
مامان محمدجواد مامان محمدجواد ۲ سالگی
مامانا میخوام درد دل کنم من به خاطر یه سری کار هام اومدم خونه مامانم الان ۳ روز که پسرم بمون پیش مامانم من صبح برم دنبال کارام بعد آبجیم خیلی حسودی پسرم میکنه خیلی ۱۴ سالش بعد امروز عصر خوابیده بود پاشد به من گفت بچت کجاس با حالت عصبانی گفتم که با مامان رفته حموم گفت که آره نگو حواسم نیست ها چند وقت داری بچت به مامان عادت میدی که بندازی سر ما منم گفتم بخدا مامان خودش برد گفت سرش بو میده بعد پسرم اومد بیرون یکم آب از دستم ریخت رو خواهرم شروع کرد به داد زدن بچت ادب نداره آسیبش به من میرسه تو خوشت میاد بچت بی ادب باشه نیا خونه ما ، ما مثل تو به نجس زندکی کردن عادت نداریم و اینا منم فقط لبخند زدم چیزی نگفتم بعد گرفت پسرم رو زد مامانم پاشد بزن نزاشتم گفتم ول کن بچس اینم بگم که تقصیر بابام خیلی رو داده بهش اونم به حرف هیچ کس گوش نمیده بعد شب دوباره اومد پسرم رو حل بده مامانم داد زد یدونه زد وسط کمرش بابام گفت دخترم نزن این بچه شلوغ و فلان بعد منم یدونه زدم رو دست پسرم گفتم بگیر بشین الان خیلی ناراحتم واسه بچم
از هیچ چی من شانس نیاورم همین پدری که الان با ناز خواهرم بازی میکنه تو ۱۷ سالگی به من گفت از خواستگار هات یکی رو باید بری حسودی نمیکنم که دوست ندارم خواهرم مثل من بشه خداروشکر که بابام باهاش خوبه فقط الان خیلی ناراحتم