مامانا میخوام درد دل کنم من به خاطر یه سری کار هام اومدم خونه مامانم الان ۳ روز که پسرم بمون پیش مامانم من صبح برم دنبال کارام بعد آبجیم خیلی حسودی پسرم میکنه خیلی ۱۴ سالش بعد امروز عصر خوابیده بود پاشد به من گفت بچت کجاس با حالت عصبانی گفتم که با مامان رفته حموم گفت که آره نگو حواسم نیست ها چند وقت داری بچت به مامان عادت میدی که بندازی سر ما منم گفتم بخدا مامان خودش برد گفت سرش بو میده بعد پسرم اومد بیرون یکم آب از دستم ریخت رو خواهرم شروع کرد به داد زدن بچت ادب نداره آسیبش به من میرسه تو خوشت میاد بچت بی ادب باشه نیا خونه ما ، ما مثل تو به نجس زندکی کردن عادت نداریم و اینا منم فقط لبخند زدم چیزی نگفتم بعد گرفت پسرم رو زد مامانم پاشد بزن نزاشتم گفتم ول کن بچس اینم بگم که تقصیر بابام خیلی رو داده بهش اونم به حرف هیچ کس گوش نمیده بعد شب دوباره اومد پسرم رو حل بده مامانم داد زد یدونه زد وسط کمرش بابام گفت دخترم نزن این بچه شلوغ و فلان بعد منم یدونه زدم رو دست پسرم گفتم بگیر بشین الان خیلی ناراحتم واسه بچم
از هیچ چی من شانس نیاورم همین پدری که الان با ناز خواهرم بازی میکنه تو ۱۷ سالگی به من گفت از خواستگار هات یکی رو باید بری حسودی نمیکنم که دوست ندارم خواهرم مثل من بشه خداروشکر که بابام باهاش خوبه فقط الان خیلی ناراحتم

۸ پاسخ

ببخشید بچت رو زد من نمیدونم چطوری و ب چه علت واجبه بمونی اونجا ب من ربط نداره ولی ببین ارزش داره علاوه بر خودت اون بچه مظلوم رو اونجا شکنجه میدید یعنی چی مگه بچس ۱۴ سالشه همسال اون الان باید حمایتت کنه مراقب بچت باشه نیس ب قول خودت تقصیر بزرگتر خوب تو که هستی تو ک میدونی چرا اجازه میدی دستش دراز شه من نمیگم بزنش چون ی دعوا بزرگ و دلخوری بزرگ میشه ولی جوری برخورد کن حساب کار دستش بیاد خواهرت بچه باباته واسش عزیزه تو بچت واست عزیز نیس چرا اجازه میدی بزنن

من باشم ببخشید از خجالت خواهرم درمیام تا حالیش بشه
یعنی چی این رفتارا
بگو فردای روز بچم بزرگ بشه محل 🐶 بهت نمیده با این رفتارت

خودش دو سوا دیگ بچه دار میشه همچین همه باید با ناز غشوه باهاش رفتارکنن اونوقت با بچه تو اینجوری میکنع...

ابجیت تو سنی هم که نیست بخواد حسودی بچه ترو بکنه
واینکع حرفایی ابجیت واقعا زشت بوده
بابات باید جوابشو بده نه بخاطر تو بخاطر تربیت شخصیت دختر خودش یعنی چی اون حرفا

اه اعصابم باز بهم ریخت

من جای تو بودم همچین موهای خواهر سرتق میکشیدم یع کفگرگیی میزدمش تا با بچم درست رفتار کنه

غصه نخورمهم نیست فقط تحت هییییچ شرایطی بچتو‌بخاطر کسی نزن

کاش میگفتی مامانت میومد خونه شما

سوال های مرتبط

مامان قند عسل👼🩵 مامان قند عسل👼🩵 ۲ سالگی
خانما مادرشوهرم واسه پسرم تشک درست کرده بود قبل از بدنیا اومدنش... چند وقت پیش که روکش تشک پسرم رو در آوردم متوجه شدم که یه سوزن بزرگ توی تشک گذاشته... به همسرم نشون دادم گفت حتما یادش رفته در بیاره وقتی می‌دوخته گذاشته توی تشک... سوزن اینجوری بود که دو طرفش توی تشک بود فقط وسطش مشخص بود... تهش هم یه کم نخ بسته بود... ممکنه عمدا گذاشته باشه؟ چون کلا خیلی به منو پسرم حسادت میکنه و از وقتی پسرم بدنیا اومد کلی دعوا راه انداخت و رابطه منو و همسرم رو خراب کرد و حتی به همسرم همون اوایل زایمان گفته بود منو طلاق بده... همسرمم بعد از یه مدت گفت مامانم خیرخواه ما نیست و حسادت میکنه به ما... رابطه رو باهاش قطع کرد از پارسال فقط چندبار بهش زنگ زده ولی دیگه مثل قبل گرم نیستن و بهش سر نمیزنه... اینم بگم که موقع زایمانم نذاشت برم دکتر و گفت بمون خونه دردات رو بکش و وقتی رسیدم بیمارستان هم خودم داشتم از درد میمردم هم بچم رو نزدیک بود از دست بدم... خیلی بهم بدی کرده
مامان مَهزاد و گیسو مامان مَهزاد و گیسو ۲ سالگی
خانوما بیایین اینجا
یکی از فامیلا که نزدیک هم هستش و خیلی مشتاق رفت آمد با ما هستن یه پسر ۷ ساله دارن که این پسر بچه به شدت بی ادب و بد دهن هستش خیلی ام شلوغه ینی میاد خونه ما همه وسایلای دخترمو دست میزنه خراب می‌کنه خیلی‌ها شون رو مشکنه و مادر بچه اصلا بهش نمیگه نکن یا بگه بچه بیا بشین، این کارشون هم روی اعصاب منه،
از هر راهی رفتم که قطع رابطه کنن نشد که نشد، دو شب پیش خونه ما بودن بچه سوار چرخ دخترم شد گفتم نشین تو بزرگی این می‌شکنه از چرخ اومد پایین برداشت بلند کرد محکم کوبید زمین فرمون چرخ شکست، یا توپ بزرگ رو میکوبید به تلویزیون گفتم نکن گریه کرد که این نمیزاره من بازی کنم، حالا خیلی از اخلاق های اونو دخترم تکرار می‌کنه چون همبازی نداره اون میاد با اون بازی می‌کنه مثل الگو شده برای دخترم،


تصمیم داشتم به مامان بچه به صورت تیکه یا طعنه بگم ادب هنوز رایگانه به بچت یاد بده، ( آخه مامانش خیلی آدم خسیسی هستش برای پسرش اسباب بازی نمیخره که بچه یاد بگیره با اسباب بازی چطوری بازی کنه)
یا چطوری بهش بگم نمیخام رفت آمد کنم باهاتون؟؟ واقعا رفتار بدی دارن اصلا دلم نمی‌خواد بچم اون کارا رو یاد بگیره،
مامان مهوا مامان مهوا ۲ سالگی
سلام خانوما
تورو خدا نیاین عین مامانم و مادر شوهرم بیاین بگین خداروشکر بچت سالمه و از این اراجیف
من واقعا به ته خط رسیدم
من دخترم‌بچه دومم یه پسر ۶ ساله هم دارم
واقعا دخترم روانیم کرده
از صبح که بلند میشه فقط جیغ میزنه فقط فریاد و گریه یا هر چی دم دستش بیاد سمت ما یا داداشش پرت میکنه
پسرم با اینکه شیطون بود اصلا اینجوری نبود .یعنی از روزی که باردار شدم تا همین الان یه روز خوش ندیدم از دستش واقعا از زنده بودن خودم خسته شدم میگم انشالا بمیرم ببینم کی اینو میخواد بزرگ کنه .
من یه آدم صبور و خنده رو بودم الان شدم عصبی و مریض
هر روز صبح با نا امیدی بیدار میشم چون میدونم دوباره شروع میکنه
۲ روز پیش عصبی شدم شروع کردم به داد و بیداد کردن مادر شوهرم اومد شروع کرد که چرا داد میزنی سر اونم داد زدم گفتم لطفا دخالتونکنید زمان خودتون سر هر چیزی پسرتونو زدین الان واسه ما جانماز اب نکشید رفته بود شکایتم به شوهرم کرده بود اونم گفته بود وقتی جای زن من نیستی نظر نده تا الان هیچ وقت دخالت نکردی کمکم نکردی از این به بعدم نظر نده فعلا اونم با دوتامون قهره 😄
اومدم درد و دل کنم واقعا خسته هستم دادم داغون میشم
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
سلام مامانا شما کتاب میخونید؟؟ من کتاب تربیت فرزند میخونم. بعد کتاب منِ دیگرِ ما رو خوندم خیلی واقعا قشنگ بود و تاثیر گذار حتما بخونید چند جلد داره . یه قسمتش از گزاره های تصویری که بچه میبینه و یادمیگیره رو خوندم اصن اعصابم خورد شد خلاصش این یود که بچه هرچی ببینه بعد همونو انجام میده از نوزادی ضبط میکنه تا بزرگسالی . بعد یکی درباره فریاد زدن پدر سر مادر یا مادرخودِ پدر بود که بچه میبینه و انجام میده . شوهر من کلا عصبی که بشه فقط با فریاد میتونه حرفشو بزنه😐😐😐
چند بار بهش گفتم جلو بچه با من اینجور صحبت نکن میگه دست خودم نیس دوباره سری بعد بدتر میکنه . هزار بارم بهش گفتم .به نظرتون چیکار کنم؟؟
تصمیم گرفتم از این به بعد اصن باهاش بحث نکنم نمیشه هم آخه ببخشید دور ازجونتون خیلی باید آره و نه شو بکنم وگرنه به باد میده همه چیزو . به نظرتون چجوری و چیکار باید بکنم دوست ندارم دخترمم بعد سر هرجفتمون فریاد بزنه

#فرزند پروری واکسن زایمان پوشک