خانوما بیایین اینجا
یکی از فامیلا که نزدیک هم هستش و خیلی مشتاق رفت آمد با ما هستن یه پسر ۷ ساله دارن که این پسر بچه به شدت بی ادب و بد دهن هستش خیلی ام شلوغه ینی میاد خونه ما همه وسایلای دخترمو دست میزنه خراب می‌کنه خیلی‌ها شون رو مشکنه و مادر بچه اصلا بهش نمیگه نکن یا بگه بچه بیا بشین، این کارشون هم روی اعصاب منه،
از هر راهی رفتم که قطع رابطه کنن نشد که نشد، دو شب پیش خونه ما بودن بچه سوار چرخ دخترم شد گفتم نشین تو بزرگی این می‌شکنه از چرخ اومد پایین برداشت بلند کرد محکم کوبید زمین فرمون چرخ شکست، یا توپ بزرگ رو میکوبید به تلویزیون گفتم نکن گریه کرد که این نمیزاره من بازی کنم، حالا خیلی از اخلاق های اونو دخترم تکرار می‌کنه چون همبازی نداره اون میاد با اون بازی می‌کنه مثل الگو شده برای دخترم،


تصمیم داشتم به مامان بچه به صورت تیکه یا طعنه بگم ادب هنوز رایگانه به بچت یاد بده، ( آخه مامانش خیلی آدم خسیسی هستش برای پسرش اسباب بازی نمیخره که بچه یاد بگیره با اسباب بازی چطوری بازی کنه)
یا چطوری بهش بگم نمیخام رفت آمد کنم باهاتون؟؟ واقعا رفتار بدی دارن اصلا دلم نمی‌خواد بچم اون کارا رو یاد بگیره،

۱۱ پاسخ

اشتباه بزرگی میکنی ک رف و آمد میکنی
منم با ی همچنین شخصی رف و آمد میکردم کامل پشیمون شدم و قط کردم رف و آمد و

همون حرفت خوبه بگو بزار بسوزه شایدم ی فرجی شد رابطه تونو کلا قطع کرد😂🤣🤣

ووی من حرصم گرفت دوچرخه بچه رو شکونده واقعا چ مامان نفهمی
بنظرم بگو دخترم یکم لجباز و عصبی شده بردمش مشاور گفته از بچه هایی ک رفتارای تهاجمی دارن و بهش تنش وارد میکنن فعلا رفت و آمد نکنید
میخوام یه مدت جایی نریم و کسیم نیاد خونمون تا رفتار دخترم خوب بشه
بگو و خودتو راحت کن

زنگ میزنه بیاد بپیچونش

خیلی رک ب مامانش بگو پیام بده اگ روت نمیشه
فلانی جان سلام ببخشید بابت بچه ها فکرم درگیره گفتم تو مادری درک میکنی.....مهزاد من رو وسایلاس حساسه با رفتارای بچت اذیت میشه همونطور ک تو بچتو دوس داری منم مادرم راحتی بچم مهمه ممنون میشم تا زمانی ک پسر گلت رفتارس تغییر نکرده تلفنی در ارتباط باشیم

عزیزم با همسرت هماهنگ کن و این موارد چ بهشون بگو بگو الگوی بدی! هست برای بچه و با توجه ب اخلاق پدرمادرش نباید رفت و امد کنییم... هربار خواستن بیان بهانه بیار ....نیستیم... مهمونی رفتیم... بچه مریضه...سفریم... کم کم متوجه میشه... خودتم بهانه بیار و خونشون نرو. اگه باز هم متوجه نشد بهش محترمانه بگو که رفت و امدمون برای بچه ها خوب نیست. من صلاح میبینم که تلفنی از حال هم خبردار بشیم

والا مهسا من باشم جدی نه خشن برخورد میکنم همون لحظه ک این اشتباه رو کرد بچش دستشو میگیرم میارم جلو ننه باباش پرت میکنم میگم گم شین از خونه من بیرون دیگ ریختتونو نبینم
نه خودتون ادب دارین نه به بچتونو یاد دادین

وای خوب حوصله ای داری من بودم صددرصد یجوری میگفتم یا ب یکی میگفتم بهشون بگه کی دیگ حوصله اینجور آدما رو داره

اسباب و وسیله به این گرونی بیکاری ها راحت بهش بگو ناراحت هم میشن به جهنم

وای چقدر رو مخ ؛ راه نده من که حوصلم نمیکشه ؛

وا من باشم دیگ راشون نمیدم
میگم تا وقتی به بچتون ادب یاد ندادین و خودتون هم هیچی به نمیگین خونه من جا ندارین

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
ادامه پشت پرده لجبازی
یه وقتایی بچه ها یه نیازهایی دارن که ما اصلا ازشون آگاه نیستیم باید به اون نیاز توجه کنیم بجای اینکه بحث و جدل داشته باشیم
و مورد بعدی مادری که بچش تکالیفش رو انجام نمیده خسته شده و برای هر تکلیفی باید کلی بحث کنه و خیلی وقتا برای هر تکلیفی که انجام نداد نباید هی معلم خصوصی بگیریم،نصیحتش کنیم ،و بیشتر باهاش تمرین کنیم گاهی وقت ها بچه مشکل توجه و تمرکز داره و مشکل یادگیری دارن و ما اینارو خبر نداریم و هی بچه رو نصیحت میکنیم در صورتی که باید این بچه رو ببریم پیش متخصص
یادگیری این بچه مسئلش با شما هم نیست و با تمرین این اختلال مدیریت میشه و دست خودش نیست که بشینه اون تکلیف رو تموم کنه
ممکنه بچه یه مشکل یا اختلالی داره که ما از اون بی خبریم و فکر می‌کنیم این بچه داره باهامون لجبازی میکنه و گوش نمیکنه در صورتی که اصلا این طور نیست و شما هی دارید اصرار میکنید و اون بیشتر باهاتون مخالفت میکنه
و مورد بعدی مسواک زدن
که بچه با پدر و مادرش دعوا داره مثلا یه بچه ۴ ساله چیکار کنیم اون مسواک زدن براش جذاب بشه
مثلا تکنیک جان بخشی به اشیا رو استفاده کنیم و چقدر این تکنیک میتونه اینجا به ما کمک کنه که بچه باهامون همکاری کنه
مثلا خشک و جدی میگیم بیا مسواکت رو بزن
بچه با این زبون نمیتونه با ما همراه بشه باید یاد بگیریم متناسب با سن کودک و ویژگی هایش بهش کمک کنیم
یه زمانی با بازی یه زمانی با گفتگو
بستگی به درک کودک داره
حالا ببینید مادر و پدر هی بچه رو نصیحت میکنن و تاکید میکنن
مامان هیما💕 مامان هیما💕 ۱ سالگی
رفته بودم باغ کتاب هیما رو بردم خانه بازی
همزمان با ما یه پسر بچه اومد ۲ سالش بود تقریبا هم سن هیما
از وقتی اومدم قشنگ نشست یه جا شروع کرد به بازی کردن با اسباب بازی‌ها از جاشم تکون نمی‌خورد مامانشم که یه دور رفت پیشش نشست به مامانش گفت برو می‌گفت نیا پیش من
حالا هیما دائماً دست منو گرفته بود و به من می‌گفت بیا با همدیگه باید بازی کنیم و اصلاً تنهایی بازی نمی‌کرد!
به مامانش گفتم چیکار کردی انقدر راحت با خودش بازی می‌کنه گفت هیچ کار خاصی نکردم ولی از بچگی کلاً خیلی مستقله و خودش بازی می‌کنه به منم میگه دخالت نکن ی می‌گفت من خودم برای اینکه احساس کنه که من پیششم هی میرم پیشش می‌شینم ولی پسرم دائما خودش دوست داره با خودش بازی کنه منم کلی می‌تونم آشپزی‌های رنگی و جالب انجام بدم!!!
یعنی عمیقاً بهش حسودیم شد و اونجا بود که فکر کردم یعنی فقط هیما اینجوریه؟! الان مثلاً نمی‌ذاره من روی مبل بشینم میگه باید روی زمین بشینی کنار من تا من یکم بازی کنم تازه اینکه خیلی خوبه معمولاً همش میگه بغلم کن یا بیا باهام بازی کن🥲
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته نهم بارداری
ادامه پشت پرده لجبازی
مثلا بچه دیگری رو نزنه و کاری نکنه به خودش و دیگری آسیب بزنه اما آروم آروم اون مهارت رو یادش میدیم یا میگید خیلی براش قصه گقتم یا گفتیم این بچه اون رو نمیزنه و باهاش دوست نمیشن چرا گوش نمیکنه
اول اینکه قصه گفتن و بازی کردن برای آموزش دادن اصول داره
خب میریم سراغ تجربه های کودک
مثلا میگید من دیروز و پریروز باهاش خوب بودم بیرون بردم خوش گذروندیم ولی دوباره همون کارهارو تکرار کرد
قرار نبوده با چند تا رفتار درست سریع اون مسئله حل بشه و یه سری مسائل در گذشته کودک در مغزش اثر گذاشته و شما متوجه اون ها نبودید و نیستید و یه سری عامل هایی باعث لجبازی اون شده باشه که میتونه چند روز چند ماه یا چند سال پیش اتفاق افتاده باشه مثلا خونه جابجا شده کودک آماده نبوده
خواهر و برادری به جمعتون اضافه شده
مهد و مدرسه رفتن
بیمارستان رفته
مادر و پدر دعواهای جدي داشتن
و سفری که برای بچه سخت بوده
مثلا یکباره میگیم چرا این بچه قشقرق میکنه لجبازی میکنه تمامی این ها اثر داره
حالا برای اینکه متوجه بشیم چی ذهن بچه رو مشغول کرده با بازی به روش cprt اینجا کمک میکنه
این بازی یه سری اصولی داره که باید یه سری اسباب بازی براش بخرید یا درست کنید براش روش خاصی باهاش بازی کنید که احساس امنیت کنه و همه جوره میپذیریمش که اونوقت اون چیزی که ناراحتش کرده رو به ما شون میده و با صبوری میتونیم کاری کنیم کودک از اون مرحله عبور کنه