سلام خانوما
تورو خدا نیاین عین مامانم و مادر شوهرم بیاین بگین خداروشکر بچت سالمه و از این اراجیف
من واقعا به ته خط رسیدم
من دخترم‌بچه دومم یه پسر ۶ ساله هم دارم
واقعا دخترم روانیم کرده
از صبح که بلند میشه فقط جیغ میزنه فقط فریاد و گریه یا هر چی دم دستش بیاد سمت ما یا داداشش پرت میکنه
پسرم با اینکه شیطون بود اصلا اینجوری نبود .یعنی از روزی که باردار شدم تا همین الان یه روز خوش ندیدم از دستش واقعا از زنده بودن خودم خسته شدم میگم انشالا بمیرم ببینم کی اینو میخواد بزرگ کنه .
من یه آدم صبور و خنده رو بودم الان شدم عصبی و مریض
هر روز صبح با نا امیدی بیدار میشم چون میدونم دوباره شروع میکنه
۲ روز پیش عصبی شدم شروع کردم به داد و بیداد کردن مادر شوهرم اومد شروع کرد که چرا داد میزنی سر اونم داد زدم گفتم لطفا دخالتونکنید زمان خودتون سر هر چیزی پسرتونو زدین الان واسه ما جانماز اب نکشید رفته بود شکایتم به شوهرم کرده بود اونم گفته بود وقتی جای زن من نیستی نظر نده تا الان هیچ وقت دخالت نکردی کمکم نکردی از این به بعدم نظر نده فعلا اونم با دوتامون قهره 😄
اومدم درد و دل کنم واقعا خسته هستم دادم داغون میشم

۳۳ پاسخ

حتما برید روانشناس کودک.. خیلی کمک میکنه بهتون..

ینی دخترررررم کااااااری کرده از هر چی بچه و بچه داری ب‌دم میاد، بخدا همه چی شااانسییه، بچه من اااصن آروم و قرار نداره، بااا همه چی کار داره، حتی لوله های داخل خونه!!! اصن دگه بچه نمیارم به هیچ وجه

عزیزم حق داری
نمیتونی ببریش خونه بازی؟ شاید اونجا سرگرم شد انرژیش تخلیه شد


و اینکه آفرین بخاطر همسرت که انقدر با درکه

ادن الان همه چیو درک میکنه دلش میخواد حرف بزنه نمیتونه طبیعیه عصبی باشه

سعی کن بهش محبت کنی باهاش آرامتر حرف بزن نازشو بکش دستای کوچیکشو ببوس بخدا بهت قول میدم آروم میشه

عزیزم شاید بختطر اینه ک سرش داد میزنی بچه ها میفهمن من خودم بچه بودم خیلی گریه میکردم یادمه حس میکردم کسی دوسم نداره بچه رو اگ سرش داد بزنی بخاطر اشتباهش نمیفهمه بخاطر کاریه ک انجام داده سرش داد زدی برعکس فکر میکنه دوسداشتنی نیست

فقط میتونی تو لحظه ای که داد میزنه و گریه میکنه بغلش کنی و بچرخونی تو خونه آرومش کنی باهاش آروم حرف بزنی
میدونم چقدر سخته خدا قوت بهت
معتقدم تو اتاق بچه قرآن بذارم همش براش صلوات بفرستم و آیه الکرسی میخونم بعضی وقتها

تاپیکتو خوندم یاد دوسالگی دختر خودم افتادم😆
دختر من دقیقا از ۲سالگی ب بعدش صبحا با گریه بیدار میشد کل روز نق میزد جیغ میزد سرچیزای الکی حرص میخورد گریه میکرد چنگ میگرفت روانی کرده بود مارو بخدا
الان خداروهزار مرتبه شکر عاقلتر شده ولی هنوز جیغ اینا میزنه😆
اینم جزوی از مراحل رشدشونه فک‌کنم..باید مدارا کنی باهاش😮‍💨🫠

سلام عزیز دلم خدا قوت.
کاملا حق با شماست و شمارو درک میکنم.
با این اخلاق وروجک خانوم کل انرژی شما گرفته میشه و صبح با استرس شروع میکنی.
میشه خواهش کنم ی مدت رو خودتون کار کنین.
درسته تو این شرایط سخته ولی هر روز با ی آهنگ شاد روزتو شروع کن.دخترتو بغل بگیر باهاش بپر بپر کن وقتی دادو بیداد میکنه محل نذار آهنگ بذار برقص کم کم درست میشه.
چیزی پرت کردنی توپ بیارین باهم بازی کنین.
بعضا بیخیال نظم خونه بشین خوراکی بدین دستش بخوره تا کمتر غر بزنه خوراکیهای بده خوردنش زمانبر باشه یکم مثل بلال آبپز،خیار نصف شده.
کاغذ باطله بده دستش مچاله کنه،بنویسه،پاره کنه.
کاش نزدیکم بودی میاوردی ۲ ساعتی نگه میداشتم استراحت کنی.

وای از دل من گفتی بعضی وقتا میخوام فقط از خونه برم آنقدر گریه میکنه و جیغ میزنه به نظرم یکم لوسم دکتر به من گفت خانوم پسر شما گردن کلفته لجبازی اونم به خاطر سنه.به شوهرم میگم قیافش که شبیهت بود اخلاقش دیگه چرا شبیه تو شده😂

خوبه باز شوهرت طرف تو رو گرفته،والا واسه ما که میگه مگه چیکار میکنی ولی خودش نمیتونه ی دقه نگه داره بچرو ،ولی ننه خودش مادر نمونس

بچه داری خودش همینجوری سخته چه برسه بچه شیطون نق نقو🥺

من قشنگ درکت میکنم دختر دومی من همش جیغ میزنه برا هر چیزی واقعا روانی شدیم از دستش
میبریش دورش بدی خیابون اینقدر تو ماشین اذیت می‌کنه که میگم کی بشه مارو به فنا بده خوابیدنش مصیبته تا ساعت دو همینجور گریه ما دیگه بیخیالش میشیم تا خودش بیهوش بشه همسایه ها دیگه شناختنش هیچی نمیگن بنده خداها

بنظرم لوسه

حق داری بعضی وقتا بچه هاآدموروانی میکنن اونم تواین شرایط

وضعیت منم همینه به شوهرم میگم ما همچین ژن قشنگی نداشتیم از شما به ارث برده منم دیوونه کرده

منم دقیقا همین دردو دارم تاپیک آخرم ببین

عزیزم حتما برو مشاوره یا روانشناس
خودتم هم نیاز به کمک داری
افسردگی بعد زایمان شاید داری

دقیقا مثل دختر من
یک عصبی دیوانه هستم
دختر منم همش در حال گریه کردنه

عزیزم شاید بیش از حد یکی بهش توجه میکنه که لوس شده و داره سواستفاده میکنه یا اینکه حسادت میکنه دنبال توجه شماست از این دوحالت خارج نیست

درکت میکنم حق داری

واقعا درکت میکنم، دختر منم سر همه چی گریه میکنه، به همه چی کار داره، نمیزاره هیچ کاری بکنم، بنظر منم طبیعیه تو این سن حالا ی سری بچه ها بیشتر لج بازی میکنن، فقط به خودت بگو این دوران موقتیه، این دورانم میگزره، منم فقط با همین خودمو اروم میکنم، باور کن من امروز میگفتم کاش بمیرم راحت شم، تو این شرایط هم همه تو خونه ایم سخت تره
با ی مشاور کودک هم اگه تونستی مشورت کن

سلام عزیزم، واقعا حق داری، بعضی بچه ها واقعا بدقلق و سختن، آدم کلافه میشه و کم میاره. با مشاور کودک مشورت نکردی؟ علائمش رو بگی شاید راه حلی داشته باشه.
اینم در نظر بگیر که از ۱۸ ماهگی به بعد بچه ها لجباز و پرخاشگر میشن، یعنی جزو مراحل رشدشونه، بعضی بچه ها هم توی این دوران بدقلق ترن. به این فکر کن و به خودت امید بده که این دوران گذراست. ولی به نظرم حتما با مشاور کودک یا دکتر اطفال هم مشورت کن

بابا عینه پسر من فقط میگه منو ببرید بیرون

حق داری عزیزم واقعا بچه بد قلق ادم و پیر میکنه، من دخترم تقریبا اکی ولی اصلا قصد بچه دوم ندارم چون میگم تمام انرژیم باید صرف بزرگ کردن بچه بره پس خودم چی میشم

قطره آهنش میدی؟

وای حق داری
پسر من فک کنم عین پسر تو
ولی یه بچه تو فروشگاه دیدم جیغ جیغ وسیله پرت میکرد
پسر من ترسیده بود نگاه می‌کرد این بچه چرا اینجوری میکنه .مادرش بنده خدا خجالت کشید بغلش کرد تند تند برد
الان گفتی دخترت اینحوری یادم افتاد
واقعا حق داری عصبی شدی
بزرگتر بشن خیلی بهتر میشن دیدم که میگم

یه جا خوندم بچه هایی که از هوش بالایی برخوردار هستن این رفتارها رو میکنن

مشکلش چیه ؟ الکی گریه میکنه؟

فقط میتونم بگم خداقوت

عزیزم دختر منم وقتی داداشش به دنیا اومد عصبی بود رفتم دکتر حالت هاشو گفتم یه شربت گیاهی داد خیلی خوب بود گفت دو دوره بده یه دوره دادم رفتارش عالی شد خواب شب تنظیم شد غذا خوردن خوب شد تو هم ببر دکتر انشالله دکتر همین شربت بده بچت خوب بشه

واي دقيقا مث من يكم پيش سر پسرم با داييم و شوهرم دعوام شد همه جا جيش ميكنه نميتونم بگم اينكار بده يا خوب خسته خستم خدا بدادت برسه

درکت میکنم عزیزم ،بعضی بچه ها خیلی سختن

سوال های مرتبط

مامان محمدجواد مامان محمدجواد ۲ سالگی
مامانا میخوام درد دل کنم من به خاطر یه سری کار هام اومدم خونه مامانم الان ۳ روز که پسرم بمون پیش مامانم من صبح برم دنبال کارام بعد آبجیم خیلی حسودی پسرم میکنه خیلی ۱۴ سالش بعد امروز عصر خوابیده بود پاشد به من گفت بچت کجاس با حالت عصبانی گفتم که با مامان رفته حموم گفت که آره نگو حواسم نیست ها چند وقت داری بچت به مامان عادت میدی که بندازی سر ما منم گفتم بخدا مامان خودش برد گفت سرش بو میده بعد پسرم اومد بیرون یکم آب از دستم ریخت رو خواهرم شروع کرد به داد زدن بچت ادب نداره آسیبش به من میرسه تو خوشت میاد بچت بی ادب باشه نیا خونه ما ، ما مثل تو به نجس زندکی کردن عادت نداریم و اینا منم فقط لبخند زدم چیزی نگفتم بعد گرفت پسرم رو زد مامانم پاشد بزن نزاشتم گفتم ول کن بچس اینم بگم که تقصیر بابام خیلی رو داده بهش اونم به حرف هیچ کس گوش نمیده بعد شب دوباره اومد پسرم رو حل بده مامانم داد زد یدونه زد وسط کمرش بابام گفت دخترم نزن این بچه شلوغ و فلان بعد منم یدونه زدم رو دست پسرم گفتم بگیر بشین الان خیلی ناراحتم واسه بچم
از هیچ چی من شانس نیاورم همین پدری که الان با ناز خواهرم بازی میکنه تو ۱۷ سالگی به من گفت از خواستگار هات یکی رو باید بری حسودی نمیکنم که دوست ندارم خواهرم مثل من بشه خداروشکر که بابام باهاش خوبه فقط الان خیلی ناراحتم
مامان دردونه🌸👸🏻 مامان دردونه🌸👸🏻 ۲ سالگی
آیا من مادر خوبیم ؟؟ خیر 😥💔
دخترم تازگیا خیلی اذیت می‌کنه واقعا دیوانه شدم خستم روح و روانم خسته شده من خیلی زود عصبی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم و اینا اثارات گذشتمه و فهمیدم یه مرد چقدر می‌تونه تو زندگی یه زن تاثیر گذار باشه کنارش داغون شدم بی‌کس شدم افسرده بی روح شدم ولی بازم شکر چه میشه کرد سرنوشت همینه حالا بماند دیشب پریود شدم به شدت کم حوصله و دختر جیغ میزد گریه میکرد عصبی شدم بردمش تو اتاق انداختم روی تخت داد زدم خفشو ازت بدم میاد بعد پاک گیر کرد به تخت عصبانیتم چند برابر شد تا خواستم بزنمش شوهرم اومد برش داشت گفت بس کن بچس گفتم اگه خیلی هم. داری از اون گوشی وامانده دربیا بچتو ساکت کن بعد داد زد فاطمه جان ساکتشو منم بیشتر داد زدم گفتم نمیشم چیه میخوای بزنی منو منم بلدم حلش داد اونم منو. حل داد رو تخت چند بار گفت فاطمه جان سمت شو من واقعا حالم بد بود نیم ساعتی تو اتاق بودم اونم با دخترم حرف میزد دیگه اومدم بیرون و پتو انداختم دراز کشیدم دیگه باهم حرف نزدیک دیشب مقصر بودم .و دخترم روز به روز بیشتر منو اذیت می‌کنه من دیوانه میشم من اصلا بلد نیستم بچه تربیت کنم نمی‌دونم واقعا چطوری رفتار کنم باهاش چه کاری باید انجام بدم کاش مادر نمی‌شدم 😓 خیلی جاها غلط نوشتم ولی واقعا حس خوبی ندارم دیگه جملات هم بهم حس خوب نمی‌ده ای خدا بسه💔