۹ پاسخ

ماهم توروستازندگی میکنیم سگ نگه میداریم توقفس.دخترم تانبرم پشت حیاط اون ببینه دهنش بازنمیکنه انگارعادت کرده بایداونجاباشه بخوره...تحمل کن وهرچقد بادخترم آروم رفتارکنم بهترمیشه اگه سرش دادبزنم یاخودم ناراحت بشم دخترم بیشترروانی میشه

خوب یه لحظه فکر کن لثه هات دارن پاره میشن (ک دندون دربیا) میتونی جیزی بخوری ک بچه رو زورش میکنی؟

بذار گشنه ش شه شیر هم نده خودش میاد التماس. پسر من دوروز بود خونه مادربزرگم از فرط بازی هیچی نخورده بود دیشب اومد گفت نون میخوام. توش گوشت و سیب زمینی دادم خورد بعدش میگفت گوشت بده.

سلام کاملا میفهمم منم نوک قلم گوشیمو خوردن، قلمشم اینقد کاز زدن دیگه گیرکرده در نمیاد از گوشی
گلسشم شکسته
ولی خب واقعا متوجه نیستن چیکار میکنن
من غذارو مجبور نمیکنم
شیر روز که اصلا نمیدم غذاهم میزارم تو کاسه خودشون بخورن، منم کنارشون میخورم و اگه در حال خوردن بودن از بشقابم میدم بخورن

من غذا میارم خورد خورد نخورد میبرم اصلا مهم نیست نخوره

با گوشی نده اصلا من با کتاب میدم گاهی. می‌دونم سخته اما خودت میگی هم سرماخورده هم دندون در میاره پس صبرت بیشتر کن. غذاهای نرم که نیاز به جویدن نداره مثل شیر برنج بده

لجبازی و عصبانیت

جهش رشدی عزیزم
چون باگوشی دادی عادت کرده ی مدت ندی اوکی میشه
گوشی خودش عامل لجبازی ک عصبانیت بچه هاس

عزیزم درکت میکنم. خودت بزن بی‌خیالی ی روش جدید انتخاب کن . یا ی چیزی آبکی درست کن پرش کن پودر مغزیجات ک مقوی باشه .خیالت راحت میشه ی چیزی خورده.

چقدر بچت گاهی بچه منع
چاره ای جز تحمل نیست عزیزم
بهتره خودتو بزنی ب بی خیالی

سوال های مرتبط

مامان مهوا مامان مهوا ۲ سالگی
سلام خانوما
تورو خدا نیاین عین مامانم و مادر شوهرم بیاین بگین خداروشکر بچت سالمه و از این اراجیف
من واقعا به ته خط رسیدم
من دخترم‌بچه دومم یه پسر ۶ ساله هم دارم
واقعا دخترم روانیم کرده
از صبح که بلند میشه فقط جیغ میزنه فقط فریاد و گریه یا هر چی دم دستش بیاد سمت ما یا داداشش پرت میکنه
پسرم با اینکه شیطون بود اصلا اینجوری نبود .یعنی از روزی که باردار شدم تا همین الان یه روز خوش ندیدم از دستش واقعا از زنده بودن خودم خسته شدم میگم انشالا بمیرم ببینم کی اینو میخواد بزرگ کنه .
من یه آدم صبور و خنده رو بودم الان شدم عصبی و مریض
هر روز صبح با نا امیدی بیدار میشم چون میدونم دوباره شروع میکنه
۲ روز پیش عصبی شدم شروع کردم به داد و بیداد کردن مادر شوهرم اومد شروع کرد که چرا داد میزنی سر اونم داد زدم گفتم لطفا دخالتونکنید زمان خودتون سر هر چیزی پسرتونو زدین الان واسه ما جانماز اب نکشید رفته بود شکایتم به شوهرم کرده بود اونم گفته بود وقتی جای زن من نیستی نظر نده تا الان هیچ وقت دخالت نکردی کمکم نکردی از این به بعدم نظر نده فعلا اونم با دوتامون قهره 😄
اومدم درد و دل کنم واقعا خسته هستم دادم داغون میشم