وای منم چند روز پیش پرنسا بردم بیرون بعد یه پسر بچه بود اینقدر شیطون بود که نگو هر بچه ای زد میشد میزدش منم داشتم پرنسا از پله میبردم بالا اومد پرنسا رو هل داد نزدیک بود از پله بیوفته منم دستش گرفتم گفتم اگه دستت بخوره دخترم من میدونم تو دیگه سمت پرنسا نرفت اما یه طوری نگاش میکرد که نگو
من یبار نیلارو وقتی خیلی کوچیک بود بردم خانه بازی از قضا یه پسربچه که اتفاقا مامانشم میشناختم اومد شروع کرد هرچی نیلا برمیداشت از دستش میکشید یا میومد پیش نیلا
من بخاطر مامانش چیزی نگفتم چون ازش بدم میومد و دوست نداشتم باهاش همکلام شم فقط اومد یچیز دیگه بکشه از دست نیلا محکم وسیله رو نگه داشتم هیچی بهش نگفتم
ننش صداش کرد رفتن بیرون
اره ماهم تو اطراف درجه یک داریم از اینا
یبار عصبی شدم بهش الانم که الانه مامانش میگه تو اونو زدی ترسیدی
میگم مامانت خوب پدرت خوب من فقط گفتم بهش نزن نفسو میگه نه میگه تو زدیش
میگم کاش زده بودمش انقد نمیسوختم🤣🤣
یبار تو پارک یه بچه اومد خیلی راحت سوار سه چرخه ی دختر من شد.دختر منم حسااااس..شروع کرد گریه کردن..منم گفتم عزیزم جونم پیاده شو دخترم سه چرخشو میخواد..مادره هم وایساده بود بالاسرش نگاه میکرد
اخر خودم بچه رو بغل کردم گذاشتم زمین
مادره همچنان نگاه
تکووون بده کون لامصبوووووو
منم یبار اینجوزی شد برده بودمش پارک دخترم سوار چرخش بود ی بچ کوچولو اومددهعی میگفت بده من برونمش اونقد چرخو کوبید زمین اخرش گفتم بده ب من
مادرشم هرهر میخندید😕
انقد بدم میاد بچمو میبرم بیرون بچه هاشونو میارن ول میکنن میندارن جون ملت
بخدا دختره هی پسرمو بغل میکرد اینم هی میخورد زمین هر چی گفتم نکن نمیتونه خووشو کنترل کنه مگه حالیش بود نفهم
پسرمم بچس دیگه نمیمود اونور با جیییغ و گریه اوردمش خونه
چقد وحشی واقعا -منم ازاین موارد خیلی دیدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.