۷ پاسخ

وا اون چه مادری بوده اصلا وسایل بچتو به هیچکس نده من خودم قبلا که پسرمو میبردم پارک بچه ها میگفتن خاله با فلان وسیله بازی کنیم میگفتم باشه بعد میدیدم هیچ مادری وسیله ی بچشو نمیده پسر من بازی کنه سریع میگیره منم یاد گرفتم هیچ وسیله ی بازی بچمو ندم حتی چس ترین اسباب بازی واسشون عزیزه منم مث بقیه شدم دیگه نمیدم

اولین اشتباهی که کردی این بود که بچتو از وسیله شخصی خودش پیاده کردی بدون اینکه ازش بپرسی دوست داری بدی به بهش یا نه.وسیله بچه ها حریم خصوصی بچه ها هستن.
کار درستی کردی برخورد کردی اصلا عذلب وجدان نداشته باش اگر وسیله بچت خراب میکرد مطمئن بچت خیلی بیشتر ناراحت میشد

اره کارت خیلی زشت بود وسیله بازی ک خود بچه ذوقش داشت دادی ب یکی دیگ نکن توراخدا چرا جوجه خودت بخاطر کسی دیگ باید غصه بخوره

تجربه شد دیگه بیخیال
اصلا هم کار بدی نکردی عزیزم

من کلا سعی میکنم چیزی ندم.میگم روش حساسه گریه میکنه با این بهونه ها بچه رو دور میکنم.البته واقعا هم رو وسایلش حساسه

بد که نه ولی میتونستی به مامانش بگی ولی خب میگی اونم به روش نیاورده منم بودم عصبانی میشدم

حالا خوب نبردتش

سوال های مرتبط

مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۲ سالگی
آنقدر کسل وبی حالم آنقدر تو تنهایی گریه کردم که نگوووو..چشمام سرخ شده من یه مدت مسافرت بودم با پسرم این شوهر احمق من گفت میام دنبالتون وگرنه خودم ماکسیم گرفتم برم دلم نمیخواست شوهرم بیاد ولی خوب گفت میام دنبالتون اومد قطار گرفتیم واسه برگشت تو راه اهن تهران پسرم خیلی خسته بود خوابش میومد باباش بردش کلی تو محوطه چرخوندش موقع سوار شدن یه بچه ماشین اسباب بازی داشت پسرم دید گریه جیغ فریاد خودشو زد زمین که اسباب بازی رو میخواد هی بوسیدمش نازش کردم حالا همه دارن سوار میشن پسر منم جیغ نمیومد شوهرمم عصبی سرش داد زد پسرم زار میزد از گریه آنقدر منم عصبی شدم سرش داد زدم واقعا شرایط وحشتناک بود همه دیگه سوار شده بودن فقط ما مونده بودیم شوهرمم سر من داد آره تو بچه رو لوش کردی فلان فوش سر صدا ..من اصلا از فوشای شوهرمو بددهنیاش اصلا اهمیت بهش ندادم ولی گریه کردنم واسه پسرم که سرش داد زدم بچم خیلی ترسید تا اومدیم تو قطار آنقدر بوسش کردم تا خوابش برد مرده شور شوهرمو ببرن حالم بهم میخوره ازش تو که اعصاب نداری غلط می‌کنی بیای دنبالمون کثافت
#بچه
#بچه
#پوشک
پوشک#مرد الاغ
مامان فسقلی👶 مامان فسقلی👶 ۲ سالگی
مامان لیام💙 مامان لیام💙 ۲ سالگی
سلام واقعا نظرتونو راجب این موضوع دوس دارم بدونم
من پسرم دوسالش
دختر برادرشوهرم ۴ ماهش این دحتر ماشالااا بهش از روزی که بدنیا اومده نه گریه ما ازش دیدید نه بدخلقی خداروشکر آروم و آروم فقط برا شیر بیدار میشه و بقیش بازی یا خواب اینو بدونید تا بقیه اش بگم
من پسرم شیطون ماشالا خیلیم کنجکاو کلا پسر شیطونی پسری نیست که بخای هی سر ب سرش بزاری
چندین بار ما همو دیدیم از همون موقع که بدنیا اومد هروقت پسرم میخاد نزدیک بچه بشه که اصلا نمیزارن سریع برش میدارن یا میگن نرو نزدیکش تاحالا بگم اصلا ندیده بچه رو پسرم در این حد😂
بعد اینکه مثلا خابه اون تا لیام مثلا میخاد حرف بزنه یا بازی کنه برادرشوهر هی با تندی میگه ساکت بچه خابه هیچی نگو ساکت
هی چندین بار تکرار شد این قضیه تا چند روز پیش خونه داداش دیگه اشون بودیم اونجا دو روز بودیم پسرم همش کنترل کردم نزدیک نشه با سرگرم میکردم اذیت نکنه مثلا بچه من خاب بود میومد بالا سرش با صدای بلند اهنگ میزاشت بلند میخوند یا مثلا میخاست از خواب بچه رو بیدار کنه ولی ما حق نداشتیم بریم داخل اون اتاق بچه اون خواب
بعد تزدیک ظهر پسرم با بچه برادرشوهر دیگم دعوا افتادن پسرم گریهههه میکرد وای اینم با داد هی میگفت ساکتش کن بچه خوابه مگ نمیگم فلان چنان از این حرفا منم بچه رو زدم زیر بغل اوردم دم در صدای شوهرم زدم گفتم بریم ...بعد اومدم داخل دیدم داره میگه بچه رو باید زد تو گوشش تا بفهمه بعد من گفتم چجوری آدم بزنه تو گوش بچش گفت تربیت بلد نیستی بچه هرچی خاسته بعش دادین لجباز شده باید درس تربیت کنید منم گفتم از بچه دوسال چ توقعی دارید اخه؟؟ حالا شما که لیسانس تربیت دارید بچه خودتونو تربیت کنید ما بلد نیستیم.....
مامان شاهان مامان شاهان ۳ سالگی
من همیشه لباسامو انلاین میخرم راضی هم هستم امروز میخاستم برا پسرم برم لباس خونگی بخرم گفتم بذار اینبار برم بیرون ببینم چی هست یکمم هوا بخوریم رفتم تو مغازه یه دختر از پسر خودم کوچیکتر بود شاید یکسال و پنج ماه اینا بود پسرم عاشق بچه هاس رفت پیشش گفت نینی خوشکله. و میخاست دستش بگیره رفت جلو دختره پسرمو چنگ زد پسرم ترسید اومد عقب اخه یه دختر عموهم دارم از شاهان کوچیکتره خیلی شاهان میزنه شاهان دیگه ترسید ازش اومد کنار من اما هی دلش میخاست بره پیشش و هی میگفت نینی خوشکله بعد اینم مامانش و خاله اش و مادربزرگش ک یه ۲۰۰ کیلو وزن داشت اومدن یدونه شلوار فقط برا این بخرن دسته جمعی😂این مادربزرگ گامبو ب پسر من گفت بیا پیش نینی حالا با لبخند پسر منم بمن نگاه کرد گفتم برو مامان باش بازی کن اخه پسرم عاشق اینه با بچه ها بازی کنه همین رفت سمتش مادربزرگ بیشعورش ب دختره گفت دلسا بزنش منو ببینی اینقدر عصبی شدم گفتم خانم از سن و سالت خجالت نمیکشی از هیکلت بکش یعنی چی ک بهش میگی بزنش واقعا نمیدونم مریض بود روانی خر
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
مامانا بیاین یه لحظه اینقد اعصابم خورده که نگو
رفته بودیم پارک بعد من نشسته بودم رو صندلی کنار تاب ها و شوهرم دخترمو تو سرسره ها بازی میداد بعد یه دختر بچه همسن دختر سوار تاب بود بعد مامانش به یه پسر بچه ۵ ساله گفت حواست بهش هست گفت آره
بعد منم داشتم نگاش میکردم دیدم پسر بچه عمدا میزد تو سر بچه و موهاشو میکند بچهه گریه افتاد بعد مامانش اومد گفت چرا گریه میکنه پسره گفت سرش خورد تو تاب منم گفت دروغ نگو به مامانت زدیش نباید خواهرتو بزنی . بعد شوهرم صدام زد من رفتم پیش بچم بعد یه ۵ دقیقه بعد دخترم رفت تو سرسره بزرگه میخواست بیاد پایین من دستمو گرفته بودم جلو که یوقت نیوفته یهو همون وقت پسره بچه با مامانش اومد پسره پسر عمو اون دختر کوچولو بود نه داداشش . یهو مامانش با لحن بد و بیشعوری برگشت به من گفت چرا دروغ گفتی بچه من موهاشو کشیده تو گوه خوردی من یهو حواسم به زنه پرت شد که داره اینو میگه بچم از سرسره اومده پایین بدجور سرش خورد تو سرسره و گریه افتاد منم عصبی شدم گفتم گمشو بابا بچتو جمع کن و بچم گریه میکرد اینقده اعصابم خورد شد بچم بدجور سرش خورد تو سرسره . مگه زنه ول میکرد .
#پوشک