مامانا بیاین یه لحظه اینقد اعصابم خورده که نگو
رفته بودیم پارک بعد من نشسته بودم رو صندلی کنار تاب ها و شوهرم دخترمو تو سرسره ها بازی میداد بعد یه دختر بچه همسن دختر سوار تاب بود بعد مامانش به یه پسر بچه ۵ ساله گفت حواست بهش هست گفت آره
بعد منم داشتم نگاش میکردم دیدم پسر بچه عمدا میزد تو سر بچه و موهاشو میکند بچهه گریه افتاد بعد مامانش اومد گفت چرا گریه میکنه پسره گفت سرش خورد تو تاب منم گفت دروغ نگو به مامانت زدیش نباید خواهرتو بزنی . بعد شوهرم صدام زد من رفتم پیش بچم بعد یه ۵ دقیقه بعد دخترم رفت تو سرسره بزرگه میخواست بیاد پایین من دستمو گرفته بودم جلو که یوقت نیوفته یهو همون وقت پسره بچه با مامانش اومد پسره پسر عمو اون دختر کوچولو بود نه داداشش . یهو مامانش با لحن بد و بیشعوری برگشت به من گفت چرا دروغ گفتی بچه من موهاشو کشیده تو گوه خوردی من یهو حواسم به زنه پرت شد که داره اینو میگه بچم از سرسره اومده پایین بدجور سرش خورد تو سرسره و گریه افتاد منم عصبی شدم گفتم گمشو بابا بچتو جمع کن و بچم گریه میکرد اینقده اعصابم خورد شد بچم بدجور سرش خورد تو سرسره . مگه زنه ول میکرد .
#پوشک

۱۳ پاسخ

نتیجه.. ادم هیجی نگه بهتره ک. و ن لقشون🤕

اصلا با زن های عفریته و بی حیا بحث نکنید

وای انگار یه مشت روانی تربیت میکنن، منم بچمو بردم خانه بازی لحظه‌ ای ازش غافل شوم دیدم یه پسره با توپ شروع کرد بزنه تو سر دخترم حالا شوهرمو چجور میگرفتم با یه بدبختی ردش کردم مادر بچهه بیخیال برا خودش اون طرف لم داده بود

بچه ی دروغگو به مامان دروغگوش رفته
عزیزم خودتو ناراحت نکن

یاخدا خاک تو سرشون
تو پارکا یه چیزایی میبینی دلت از زندگی سیاه میشه
من به شخصه از پارک متنفر شدم بخدا

چقدر منی، اگه منم بودم میگفتم یه مشت روانی تربیت میکنن و میفرستن تو جامعه پس فردا بزرگتر میشه دختر مردمو بدبخت میکنه

چه بیشعور میزدی فکش می آوردی پایین 🤣🤣🤣

باید میگفتی باشه عزیزم من نمیخورم تو و تولت بخور

خیلی خودتو کنترل کردی خاک تو سر زنه فردا بچش تو جامعه هر گوهی بخوره این قراره ماله بکشه روش 😕خاک تو سرش😡.. کاش جاریش اونجا بود فاتحه میخوند به هیکل جفتشون. خیلی اعصابم خورد شد هم واسه بچه خودت هم اون دختر طفل معصوم 🥺

بچشم مثل خودش تربیت کرده دیگه ....

انقد بدم میاد از این زنا خاک تو سرش

چه عفریته هایی برن گمشن بدم میاد از اینجور ادما

میریدی بهش میگفتی ریدم ب این تربیتی که بچه دادی ک بچه یکی دیگه رو میزنه

سوال های مرتبط

مامان هانا کوچولو مامان هانا کوچولو ۲ سالگی
یعنی بعد ۴ ساعت به حدی اعصابم خورده
دخترم عاشق بچه هاست یعنی هر بچه ای رو ببینه بوس میکنه ناز میکنه
امروز رفتم پارک دخترم رفت بالای سرسره سوار شه یه بچه سه ساله جلوی سرسره نشسته بود هر چی گفتم عزیزم جیگرم بیا پایین به من می‌گفت نمیخوام پدر ومادرش هم دقیقان بغل دست من وایستاده بودن یهو بلند شد یکدفعه یه مشت کوبید تو پیشونی دخترم من یه لحظه هیچی نگفتم گفتم الان بابا مامانش میگن نکن دیدم بعد مشت دستش وبلند کرده یه سیلی این سمت صورت دخترم یکی اون ور یعنی اون صحنه به حدی عصبی شدم نه به خاطر بچه از اینکه پدرومادر دارین میبینین اون حالیش نمیشه شما که حالیتون میشه دخترم کلان گرخیده بود فقط نگاش میکرد یکدفعه داد زدم گفتم نکن دید تا سرش داد زدم برمیگرده به مامانش میگه مامان نی نی سرم داد زد گاوه مامانش گاوه نی نی هم گاوه
مادر پدر ه عین خیالشون هم نبود رفتم بچه مو گرفتم بردم خانه بازی آوردم خونه
آخه به این جور پدر مادرها آخه چرا انقدر بی فرهنگ هستن درسته بچه حالیش نیست نمیفهمه اما تو داری این صحنه رو با چشمت میبینی که بچه ات داره یکی رو میزنه یعنی واقعان کلمه یه نکن از دهنشون در نمیاد باز اینجور موقع ها پدر مادر نباشن خوب میگیم نبودن ندیدن بچه رو کنترل کنن بچه هم حالیش نمیشه عیب نداره اما باشن و شاهد موضوع باشت هیچی نگن خیلی درده
من خودم تا به امروز یه انگشت به دخترم نزدم پیشونیش رو چنان مشتی زد هنوز قرمزه
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
امشب رفتیم پارک جامون رو یه طوری انداختیم که روبروی سرسره باشیم و پسرم رو ببینیم اولش که شام خوردیم شلوغ بود یا من میرفتم سر میزدم یا شوهرم بعد خلوت شد فقط پسرم بود تو سرسره به بچه اومد یه عروسکم دستش بود پسره من کلا خیلی بچه ها رو دوس داره رفت سمتش برای بازی بچه هه ماشالله هاپاره بلند داد زد که نمیدم مال خودمه برو اونور میخاست قورت بده پسرمو من خیلی آتیش میگیرم کسی سر پسرم داد بزنه چون هنوز صحبت نمیکنه ونمیتونه منظورش رو بگه دیدم داره اشک میریزه میاد سمت ما بدو بدو رفتم سمت اون بچه رو سرسره داد زد که عروسکمو نمیدم بهش مال خودمو منم بهش گفتم خوب به جهنم که نمیدی بار آخرت باشه داد میزنی ها یهو مامان باباش از اونور اومدن که چکار به بچه ما داری گفتم ماشالله این بچس داره مارو قورت میده من پسرم رو آوردم اونام بچشونو بردن شوهرمم از جاش تکون نخورد بگذریم که چه دعوایی باهاش کردم چرا هر کی به پسرم چیزی میگی گریه میکنه میاد پیش من یعنی از این بچه های بی دست و پا قرار بشه که نمیتونه جلو کسی وایسه و خودش جواب بده
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی