امشب رفتیم پارک جامون رو یه طوری انداختیم که روبروی سرسره باشیم و پسرم رو ببینیم اولش که شام خوردیم شلوغ بود یا من میرفتم سر میزدم یا شوهرم بعد خلوت شد فقط پسرم بود تو سرسره به بچه اومد یه عروسکم دستش بود پسره من کلا خیلی بچه ها رو دوس داره رفت سمتش برای بازی بچه هه ماشالله هاپاره بلند داد زد که نمیدم مال خودمه برو اونور میخاست قورت بده پسرمو من خیلی آتیش میگیرم کسی سر پسرم داد بزنه چون هنوز صحبت نمیکنه ونمیتونه منظورش رو بگه دیدم داره اشک میریزه میاد سمت ما بدو بدو رفتم سمت اون بچه رو سرسره داد زد که عروسکمو نمیدم بهش مال خودمو منم بهش گفتم خوب به جهنم که نمیدی بار آخرت باشه داد میزنی ها یهو مامان باباش از اونور اومدن که چکار به بچه ما داری گفتم ماشالله این بچس داره مارو قورت میده من پسرم رو آوردم اونام بچشونو بردن شوهرمم از جاش تکون نخورد بگذریم که چه دعوایی باهاش کردم چرا هر کی به پسرم چیزی میگی گریه میکنه میاد پیش من یعنی از این بچه های بی دست و پا قرار بشه که نمیتونه جلو کسی وایسه و خودش جواب بده

۱۲ پاسخ

عزیزم اخه این برچسب ها چی به بچه ت میزنی شما هم اشتباه کردی با بچه مردم اینطور حرف زدی خوب اونم بچه س گلکم ناراحت نشی از حرف زدنم قشنگم

ب نظرم ک کارت اشتباه بوده سر بچه مردم داد زدی باید ب پسرت میگفتی بیا بریم مثلا عروسک خودتو بیاریم یا حالا هر چی ک میتونستی اون لحظه ارومش کنی

همه کسی سر بچشون داد بزنه عصبی میشن نه فقط شما

اون بچه کار اشتباهی نکرده دوست نداشته وسیله ای که دستشه بده به بچه دیگه ای
شما بهتر بود فقط بچه خودتونو آروم میکردین

اسباب بازی خودشه پوست نداشته بده
داشت از مال خودش دفاع میکرد

به جای این که به بچه خودت بگی مامان هرکی باید با وسیله های خودش بازی کنه تازه رفتی اون بچه هم دعوا کردی

من جای اون پدر مادر بودم خیلی باهات بدتر رفتار میکردم

چقدر بزرگش کردی بچن دیگه اون حرف میزنه منظورشو رسونده نخواسته عروسکو بده بعد چون بچه شما حرف نمیزنه شما رفتی به بچه مردم داد زدی که به جهنم😐😑

اووووووه بابا بچه دوسالشه چه خبررررتوووونه نه چه خبررررررتوووونه؟ چیه این همه برچسب زدی به بچه؟؟؟؟؟؟؟ اصلا بچه تا یه سنی نمیشه رو هررفتارش یه برچسبی زد بچست دیگههههههه مرد گنده نیست که اینهمه توقع داری من از شوهرمم تنوز انقدر توقع ندارم بفهمه🤣

گلم در این جور مواقع بگو مامان مال خودشه نمیخواد بده ... میفهمن بچه ها مثل بچه ها ي جا جمع باشن اونی ک اسباب بازی مال خودشه بچه دیگه میخواد بگیره مامانش میره میگه عزیزم مال خودشه دوست نداره بده شما نباید بگیری ازش یا مادره میگه میشه عزیزم ی کم بدید بچه من بازی کنه بازم به عهده بچه صاحب اسباب بازیه

کار شما درس نبوده، اون بچه نخواسته عروسکشو بده خب

دوتا بچه دعوا کردن اونم سن پایین شما نباید داد میزدی سر اون بچه میگفتی بهش عزیزم عروسکتو نمیخواد فقط میخواد باهات بازی کنه

عزیزم کارت اشتباه بود می‌تونستی بچه خودتو توجیح کنی ک چرا اون بچه داد زده بعد آروم بغلش میکردی ن اینکه جلوی بچه خودت با بچه دیگران این رفتار رو بکنی

اوفففففف انگار مادرشوهر منی .خدا به دادعروست برسه

گلم به بچت یاد بده وسایل شخصیش رو نده به کسی و ازکسی هم طلب نکنه

یاد بده اگه دلش بخواد میتونه اسباب بازی یا وسیله بده به دوستش یا با هم بازی کنن ولی بزار به عهده خودش

سوال های مرتبط

مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......
مامان آلاله مامان آلاله ۲ سالگی
مامانا میشه نظر بدین که کارم درست بوده یا نه
من دخترمو میبرم پارک و خیلی پیش میاد وقتی شلوغ میشه قسمت پله های سرسره نمیخام پشتمون جمع شن بچه ها یا یهو بچمو هول بدن یا خودش مضطرب بشه رو پله وسطم باشه بغلش میکنم میزارم بقیه رد شن تا دخترم با خیال راحت اروم اروم بره بالا چون سر هر پله خیلی مکث میکنه منم اصلا چیزی نمیگم
امروز دیدم تا دید بچه ها دارن به سرسره نزدیک میشن سریع اومد پایین که اونا برن فکر میکنه همیشه اول نوبت اوناست بعد خودش خیلی دلم واسش سوخت تقصیر خودم شد کاش نمیزاشتم از نوبتش بگذره
دومی هم یه اقایه خیلی مسنی هست تو پارکمون خیلی مهربون و با نمکه امروز نزدیک شد بهمون خیلی اروم گفت مواطبش باشیا نیوفته از پله ها
حالا هر کی میگفت ناراحت میسدم که به تو چه نظر میدی خودم بلدم مراقب بچم باشم
خلاصه لیا هم چون عاشق بابابزرگاس از این پیرمرده هم خوشش اومد هی گفت اقاجونه ؟؟گفتم اره اقاجونه یه نی نی دیگس یهو رو چمن گل دیدم گفتم میخوای یدونه گل بهش بدی سریع قبول کرد گل از من گرفت بدو بدو نزدکیش شد گل رو داد بهش بعدا گفتم نکنه این حس نا امنی از غریبه ها واسش از بین بره و فکر کنه به همه میتونه گل بده و نزدیکشون بشه
فکر کنم خیلییی دارم گند میزنم😕🙁
مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
شما بیاین قضاوت کنید پوشک شیر خشک
خواهرشوهرم چند روز خونمون مهمان بود بعد تواین چند روز پسرم خیلی اذیت میکرد مثلاً خیلی گریه میکرد و جیغ میکشید پ عمه شو میزد و موهای عمه هه رو میکشید و غذا هارو میرخیت هزار جور فضولی دیگه منم مجبور شدم چند بار جلو خواهر شوهرم پسرمو زدم خیلی ام عذاب وجدان گرفتم مثلاً یک دستم به آشپزی بود یک دستم به ظرف شستن و یک دستم به پسرم بود که کار خرابی نکنه بعد امروز خواهر شوهرم زنگ زده که ها من به دخترم که سوئد داره برا تخصص قلب درس میخونه زنگ زدم و گفتم بهش در مورد رفتارهای پسرت و خودت ودخترم گفته که زن دایی خودش (یعنی من داره میگه )که پسرشو داره به سمت بیش فعالی سوق میده و میگه ببرش مهد کودک بعد من گفتم اصلا مهد کودک نمیبرمش چون دوست دارم پیش خودم باشه بعد میگه دخترم گفته تو کشور سوئد اگه کسی بچه شو بزنه سرپرستی بچه رو ازش میگیرن بعد اومده خواهر شوهرم با وقاحت تمام به من میگه تو و شوهرت بد سرپرستین اگه شما جای من بودین چی می‌گفتین بهش؟؟؟
مامان سپهراد مامان سپهراد ۲ سالگی