شما بیاین قضاوت کنید پوشک شیر خشک
خواهرشوهرم چند روز خونمون مهمان بود بعد تواین چند روز پسرم خیلی اذیت میکرد مثلاً خیلی گریه میکرد و جیغ میکشید پ عمه شو میزد و موهای عمه هه رو میکشید و غذا هارو میرخیت هزار جور فضولی دیگه منم مجبور شدم چند بار جلو خواهر شوهرم پسرمو زدم خیلی ام عذاب وجدان گرفتم مثلاً یک دستم به آشپزی بود یک دستم به ظرف شستن و یک دستم به پسرم بود که کار خرابی نکنه بعد امروز خواهر شوهرم زنگ زده که ها من به دخترم که سوئد داره برا تخصص قلب درس میخونه زنگ زدم و گفتم بهش در مورد رفتارهای پسرت و خودت ودخترم گفته که زن دایی خودش (یعنی من داره میگه )که پسرشو داره به سمت بیش فعالی سوق میده و میگه ببرش مهد کودک بعد من گفتم اصلا مهد کودک نمیبرمش چون دوست دارم پیش خودم باشه بعد میگه دخترم گفته تو کشور سوئد اگه کسی بچه شو بزنه سرپرستی بچه رو ازش میگیرن بعد اومده خواهر شوهرم با وقاحت تمام به من میگه تو و شوهرت بد سرپرستین اگه شما جای من بودین چی می‌گفتین بهش؟؟؟

۱۱ پاسخ

😤😤😤😤
میگفتی اگه تن‌لشتو تکون میدادی یکم کمک میکردی مجبور نمیشدم بچه رو بزنم 😐
البته که توجیه مناسبی نیست میدونم روت خیلی فشار بوده حقم داری ولی سعی کن نزنیش

میگفتی تو سوئد درمورد زنای تاپاله ای ک تلپ میشن خونه مردم و باسن گشادشونو تکون نمیدن کمک کنن هیچی نمیگه؟؟!!!!!!!
دخترت نظری در این مورد نداره؟

کاش شمارشو میدادی یکم به جای تو پارش کنم واقعا هیچی جواب ندادی؟ میگفتی زنیکه به خاطر تو و باسن گشادت بچم و زدم چقدر بعضیا کثافطن

میگفتی تن لشتو جمع میکردی تا من بچمو نزنم ...من خاهرشوهرام میان خونه من همه کارامو انجام میدن نمیزارن دست بزنم

میخواستی بگی وقتی پونصد نفری اومدین خونه ادم بچه دار تکونن ندادین خودتون چ انتظاری دارید

بنظرم نباید جلوی کسی بچه رو بزنی
همین میشه میان زر مفت میزنن

بگو تا چشمت دربیاد

اولا بد کاری کردی جلو بقیه
زدی عزیزم میدونم سخته کار کردن با بچه ولی خودتو کنترل کن بعدش به خارشوهرت میگفتی من همیشه با بچم وقت میگذرونم وسرگرمش میکنم الان چون شما اینجایین و من باید کار کنم و نمیتونم با بچم باشم مجبور بودم این رفتارو بکنم اگه شما وقتی دیدین من کار دارم نمیتونم با بچم وقت بگذرونم شما باهاش بازی میکردین تا سرگرم شه من همچین کاری نمیکردم

باید میذاشتی خوب عمشو بزنه تا حالش جا بیاد 😅 ، البته تو خارج از ایران خیلی حساسند یکی از دوستامون کانادا هست ، این زده بود تو گوش پسرش ، همسایه اش زنگ زده بود پلیس ازش تعهد گرفتن که حق نداره کتک بزنه

بهش میگفتم باس گازا😂

خونه تون مهمون بودوکمک نمیکرد؟؟
گوش نده ب حرفاش ولی یادبگیرجلوبقیه بچه تودعواکنی

سوال های مرتبط

مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
امشب رفتیم پارک جامون رو یه طوری انداختیم که روبروی سرسره باشیم و پسرم رو ببینیم اولش که شام خوردیم شلوغ بود یا من میرفتم سر میزدم یا شوهرم بعد خلوت شد فقط پسرم بود تو سرسره به بچه اومد یه عروسکم دستش بود پسره من کلا خیلی بچه ها رو دوس داره رفت سمتش برای بازی بچه هه ماشالله هاپاره بلند داد زد که نمیدم مال خودمه برو اونور میخاست قورت بده پسرمو من خیلی آتیش میگیرم کسی سر پسرم داد بزنه چون هنوز صحبت نمیکنه ونمیتونه منظورش رو بگه دیدم داره اشک میریزه میاد سمت ما بدو بدو رفتم سمت اون بچه رو سرسره داد زد که عروسکمو نمیدم بهش مال خودمو منم بهش گفتم خوب به جهنم که نمیدی بار آخرت باشه داد میزنی ها یهو مامان باباش از اونور اومدن که چکار به بچه ما داری گفتم ماشالله این بچس داره مارو قورت میده من پسرم رو آوردم اونام بچشونو بردن شوهرمم از جاش تکون نخورد بگذریم که چه دعوایی باهاش کردم چرا هر کی به پسرم چیزی میگی گریه میکنه میاد پیش من یعنی از این بچه های بی دست و پا قرار بشه که نمیتونه جلو کسی وایسه و خودش جواب بده
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
مامانا بیاین یه لحظه اینقد اعصابم خورده که نگو
رفته بودیم پارک بعد من نشسته بودم رو صندلی کنار تاب ها و شوهرم دخترمو تو سرسره ها بازی میداد بعد یه دختر بچه همسن دختر سوار تاب بود بعد مامانش به یه پسر بچه ۵ ساله گفت حواست بهش هست گفت آره
بعد منم داشتم نگاش میکردم دیدم پسر بچه عمدا میزد تو سر بچه و موهاشو میکند بچهه گریه افتاد بعد مامانش اومد گفت چرا گریه میکنه پسره گفت سرش خورد تو تاب منم گفت دروغ نگو به مامانت زدیش نباید خواهرتو بزنی . بعد شوهرم صدام زد من رفتم پیش بچم بعد یه ۵ دقیقه بعد دخترم رفت تو سرسره بزرگه میخواست بیاد پایین من دستمو گرفته بودم جلو که یوقت نیوفته یهو همون وقت پسره بچه با مامانش اومد پسره پسر عمو اون دختر کوچولو بود نه داداشش . یهو مامانش با لحن بد و بیشعوری برگشت به من گفت چرا دروغ گفتی بچه من موهاشو کشیده تو گوه خوردی من یهو حواسم به زنه پرت شد که داره اینو میگه بچم از سرسره اومده پایین بدجور سرش خورد تو سرسره و گریه افتاد منم عصبی شدم گفتم گمشو بابا بچتو جمع کن و بچم گریه میکرد اینقده اعصابم خورد شد بچم بدجور سرش خورد تو سرسره . مگه زنه ول میکرد .
#پوشک