۱۳ پاسخ

خیلیم خوبه .سرکارتوبرو دستت توجیبت باشه همه جااحترام داری

تا وقتی که پنج سالش نشده حداقل مهد نزار
بزار پیش مادرت همون هزینه مهد رو بده مادرت
ولی به حرفای شوهرت هم توجه نکن
مردا دلشون میخواد همیشه آویزون و محتاجشون باشیم تا توسط اون پول بتونن کنترلمون کنن
کارش چیه که همون اولش حقوقش خوبه؟؟

یک مهد خیلی خوب پیدا کن که همه جوره مراقب بچه باشن، حداقل نصف روز مهدم باشه خوبه کلی باهاش بازی میکنن چیزای جدید یاد میگیره

گلم پرستار بگیری خیلی بهتره ولی خودتم خیلی خوبه بری سرکار فقط یه موقع پرستار گرفتی تو خونه دوربین کار بزار ببین چطور هست تورو خدا مسخرم نکنیدا برا اطمینان میگم

عزیزم بنظرمن استقلال مالی خیلی خوبه ولی تایمی که توگفتی ۸تا۵خیلی طولانیه تواین سن که بچه استرس واضطراب جدایی داره، اگه واقعا فکرمیکنی روحیت عوض میشه با کارکردن برو براش میتونی پرستاربگیری وزیرنظرمادرتم باشه

برای مهد ک خیلی زوده
تو کامنتا هم گفتین ۸صبح تا۵عصر، بنظرتون تایم طولانی نیس؟!
من نظرم اینه ارزش نداره چون بچه تواین سن نباید انقد دورباشه

مهد نزار از الان..پول مهد بده مامانت برات نگه داره بچتو...سرکار حتما برو خیلی خوبه مستقل باشی

حتما برو ساعت کاریت چطوره؟
منم شاغلم میذارم پیش مامانم یکم دیگه هم بزرگ شه میذارم مهد کودک
با شوهرت بشین خوب صحبت کن بگو روحیه م اینطوری بهتره
بگو خانه دار هم باشم بازم بچه رو باید یه سنی بذارم مهد

به شوهرت بگو به شرطی نمیرم همون حقوقم بهم بدی

دختر من از ۱۴ ماهگی مهد بود
به شدت بچه مستقل میشه

برو سرکار اگه کسیوداری نگهش داره خودتو بخاطربچه محدودنکن

بهت قول میدم بیتر نگرانیش مستقل شدن توعه، بگو مسئولیتش با خودم و برو سرکار.

چه شغلی؟
بستگی به شغلش داره

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
شما بیاین قضاوت کنید پوشک شیر خشک
خواهرشوهرم چند روز خونمون مهمان بود بعد تواین چند روز پسرم خیلی اذیت میکرد مثلاً خیلی گریه میکرد و جیغ میکشید پ عمه شو میزد و موهای عمه هه رو میکشید و غذا هارو میرخیت هزار جور فضولی دیگه منم مجبور شدم چند بار جلو خواهر شوهرم پسرمو زدم خیلی ام عذاب وجدان گرفتم مثلاً یک دستم به آشپزی بود یک دستم به ظرف شستن و یک دستم به پسرم بود که کار خرابی نکنه بعد امروز خواهر شوهرم زنگ زده که ها من به دخترم که سوئد داره برا تخصص قلب درس میخونه زنگ زدم و گفتم بهش در مورد رفتارهای پسرت و خودت ودخترم گفته که زن دایی خودش (یعنی من داره میگه )که پسرشو داره به سمت بیش فعالی سوق میده و میگه ببرش مهد کودک بعد من گفتم اصلا مهد کودک نمیبرمش چون دوست دارم پیش خودم باشه بعد میگه دخترم گفته تو کشور سوئد اگه کسی بچه شو بزنه سرپرستی بچه رو ازش میگیرن بعد اومده خواهر شوهرم با وقاحت تمام به من میگه تو و شوهرت بد سرپرستین اگه شما جای من بودین چی می‌گفتین بهش؟؟؟
مامان ترمه مامان ترمه هفته سی‌وهشتم بارداری