۱۰ پاسخ

حتما با خودم میبرم وسیله ای ک دوست داره تا عادت کنه ک با اجازه باید استفاده کنه

قبلش براش اسباب بازی میبرم
یا به اون بچه میگم خودم باهاش هستم ، نمیذارم خراب کنه
یا همونو براش میخرم

همیشه تو کیفم چیزی دارم که دوست داره مثل بازی های فکریش یا ماشین خاصی که نشونش ندادم تا بحال و بهش میگم مال مثلا داداش یا آبجیه و ازش نگیر. بچه ی ما هم وسایلی داره که دوست نداره به کسی بده نمی تونیم به بچه ی مردم زور بگیم که

اسباب بازی خودشو که خیلی دوست داره ببر باخودت یا حواسشو پرت کن. درسته که اونا بزرگترن ولی بازم بچه ان شاید بشه به این بهانه که خودت مراقبی خراب نشه یا اینکه عوض کنن اسباب بازیو راضی کنه اون بچه هارو. ولی درنهایت اگه نخواد بده زورش که نمیشه کرد اونام بچه ان منطق ندارن که

منم این مشکل دارم سعی مبکنم هواسش پرت کنم خودم بازی کنم باهاش

بنظرم عادتش بده دست به وسایل کسی نزنه و همچنین کسی میاد خونتون پسرت اجازه نده کسی به وسایلاش دست بزنه

من سعی میکنم نرم تا بچه بزرگ بشه

حالا دخترمن با هم سن وسالاش هم اینجوریه اونا بهش زور میگن این همینجوری میمونه نگاه میکنه گریه میکنه دلم براش ریش میشه نمیتونا اصلا از حقش دفاع کنه جیکارکنم به نظرتون

معمولا هربار خونه مادرشوهرم این مشکل رو دارم
دختر عمش ۶ سالشه باهاش بازی نمیکنه اینم میفته دنبالش و هی گررریه

اهر شب ناراحت و پژمرده میشه


واقعا چاره ای نیس
گاهی سعی میکنیم اونو راضی کنیم
گاهی سعی میکنیم ابنو سرگرم کنیم

ولی واقعا
هر هفته خونه مادرشوهرم
اعصاب خوردی داریم

ای جان مثل دختر من خونه هر فامیلی میریم اونا بهش نمیدن ولی دختر من اونا بیان میزاره بازی کنن
خونه اونا باشیم ببینم بچم گریه میکنه میخواد بعد به اون بچه میگم تو بزرگتری یه کوچیک بده اینم بازی کنه یا باهم بازی کنید یسریا قبول میکنن یسریا هم که اصلا نمیدن بچم بغل میکنم با یه چیزه دیگه سعی میکنم سرشو گرم کنم ولی خب طول میکشه تا با چیزه دیگه سر گرم شه

سوال های مرتبط

مامان امیرماهان و🩷 مامان امیرماهان و🩷 ۲ سالگی
بچه های شما چند ساعت خانه بازی باشند راضی میشن؟من بالاخره بعد از یکسال تلاش که پیش نمیومد،ماهان برای اولین بار بردمش خانه بازی ولی اصلا نمی‌دونم چرا به زور اوردیمش نیم ساعت گریه کرد تا بیهوش شد از گریه .نمی‌دونم براش جالب بود تازگی داشت یا خوابش میومد اصلا پارک و مورد علاقه ترین جاهایی که می‌ره هم موقع برگشت اینجوری نمیکنه خیلی اسم ریختیم باهاش.همش نیم ساعت بخاطر دخترم که اذیت بود و یکی از مربی های اونجا که خیلی حرف های +۱۸میزد و مثل فاحشه ها رفتار میکرد خیلی عجیب بود برگشتیم چون امیر ماهان خیلی طوطیه سریع تکرار می‌کنه و این ولکن نبود.ده بار بیشتر با صدای بلند شوخی های بد میکردن باهم و با هر نری که از جلوی خانه بازی رد میشد.خیلی تجربه تلخی بود اذیت شدن بچم،نمی‌دونم ی بار دیگه سر صبر ببرم بازی کنه براش تعجب آور بود یا کلا این یکی رو بی‌خیال بشم یاد اشکاش میفتم خواب از چشمم میپره...لعنت به من ک بعد چندسال راضی شدم مادر بشم😷😒