۳ پاسخ

تاپیکت منو برد به یکی دوسال پیش خودمون....
باورت میشه ما یه جارو برقی از دست رایبد سوزوندیم، حالا شکرخدا کن پسرت به خاموشش قانع، رایبد نمیشد جاروبرقی جلوش بیاری اگر جارو می‌دید تا مرز سوختن باید جارو میکشید، برام این موضوع تبدیل به معضل شده بود، باباش میبردش بیرون تا من جارو بکشم بعدم که تمام میشد جارو صدجا پشت و پَسل پنهان میکردم نبینتش که دیگه روزگار نداشتم....
آخرش یکسال شب عید که دیگه جارو نمیشد جمع باشه و دم دست بود اینقدددددددر روشن گذاشت و جارو کشید تا موتورش سوخت😂

باز پسر من میگه در قابلمه بده می‌بره رو سرامیک میچرخونه تا شب کارش همینه صدای چرخیدن در قابلمه مدام تو‌ گوشمه

ای خدااا چقد حرف دل منو زدی خواهر

سوال های مرتبط

مامان امیرماهان و🩷 مامان امیرماهان و🩷 ۲ سالگی
بچه های شما چند ساعت خانه بازی باشند راضی میشن؟من بالاخره بعد از یکسال تلاش که پیش نمیومد،ماهان برای اولین بار بردمش خانه بازی ولی اصلا نمی‌دونم چرا به زور اوردیمش نیم ساعت گریه کرد تا بیهوش شد از گریه .نمی‌دونم براش جالب بود تازگی داشت یا خوابش میومد اصلا پارک و مورد علاقه ترین جاهایی که می‌ره هم موقع برگشت اینجوری نمیکنه خیلی اسم ریختیم باهاش.همش نیم ساعت بخاطر دخترم که اذیت بود و یکی از مربی های اونجا که خیلی حرف های +۱۸میزد و مثل فاحشه ها رفتار میکرد خیلی عجیب بود برگشتیم چون امیر ماهان خیلی طوطیه سریع تکرار می‌کنه و این ولکن نبود.ده بار بیشتر با صدای بلند شوخی های بد میکردن باهم و با هر نری که از جلوی خانه بازی رد میشد.خیلی تجربه تلخی بود اذیت شدن بچم،نمی‌دونم ی بار دیگه سر صبر ببرم بازی کنه براش تعجب آور بود یا کلا این یکی رو بی‌خیال بشم یاد اشکاش میفتم خواب از چشمم میپره...لعنت به من ک بعد چندسال راضی شدم مادر بشم😷😒