۱۷ پاسخ

اینو گفتی یاد یه چیزی افتادم
یه پسر بچه بی ادب ۴سال و نیم دختر منو هی هل میداد
من بار اول دوم هیچی نگفتم
دیدم نه از رو نمیره مامانشم دهنش وامونده بود قلیون میکشید
چنان جیغ زدم سر بچه میخواستم بزنمش
دعواش کردم
پسره منو فوش های رکیک میدا
بعد رفت یه چاقو از جای مامانش اورد
میگف یه کار نکن همینو بکنم تو شکم دخترت
وااااااای منو میگی همونجا دست بچمو گرفتم مکانو ترک کردم

چ بی ادب 😕

اخه من قربونت برم تو انقد ماهی عشقم
چقد ادمای بی مسئولیت زیاد شدن
میگفتی بچتو تربیت کن برای بقیه نسخه نپیچ

قربون قشنگیات برم😍
چه قدر از اینجور افراد زیاده متاسفانه🤦‍♀️

فدات شم خاله 🥺🥺

الهی
دورت بگردم قشنگم بازم برو پارک خاله جونی❤😘

اینجور مواقع ها دلا چنان حال طرف و میگیره که می‌ره پی کارش هیچکی نمیتونه زور بگه یا هل بده دلا رو

از این وحشیا زیادن تو پارک خاله جون. ناراحت نکن خودتو. پارک نیست ک. جنگله بعضی پارکا 😤

معلومه که بچه همچون مادری اون میشه
چه پررو بوده مامانش

قربون زانوت برم آنیسا جونم. 😘

دقیقا برا منم پیش اومده
واقعا بعضیا بچهاشونو حیوون بار اوردن بابا جمع کنید توله های بی ادبتونو 😒🤝

الهیییی بچه
وای دقیییییییقا همین اتفاق واسه دختر من افتاد دیشب
یه پسربچه سرسره رو برعکس اومد بالا پاشو گذاشت رو پای درین
یکی دو بارم هلش داد من یهو عصبانی شدم بچه‌هه رو دعوا کردم😑 بعد عذاب وجدانم گرفتما ولی خیلی جالبه هیچوقت فکر نمیکردم به خاطر بچم حاضر باشم اینطوری با یه بچه ی دیگه دعوا کنم

الهی بگردم خاله تو دوباره برو پارک بچه های بی ادب هستن مامانی حواسش هست دیکه اتفاق نیوفته😘

ای خدا من دورت بگردم خالهههه توم هی کاش میتونستی بزنیش اون بی ادب وبی تربیت

وای قربونت بشم غلط کردن اونا

ای خدا بگردم 🥲خوشگل خانوم

من دورت بگردم خاله متأسفم برا مادرش

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
از بچه های بی ادب متنفرم از مادرهای سلیطه شون بیشتر
امروز بردیا رو بردیم پارک
یه خانومه هم با پسرش اومده بود پسرش ۱۰،۱۲ ساله بود
زنه رو نیمکت کنار من نشست بعد چند دقیقه پسرش اومد گفت صورتم درد میکنه یه پسره ک...س کش زد تو صورتم
مامانش با صدای بلند گفت بهش بگو کوری جلوی چشمتو نمیبینی برای چی میزنی؟ کدووووومه؟؟؟؟
برو بازی کن ولی نذار بزنه دیگه ( بچش اومده بود از پله سرسره بره بالا پای بچه جلویی یکم خورده بود تو صورتش)
بچه رفت بازی یهو دیدیم با یه پسره دیگه همدیگرو میزنن
مادره بلند شد صداشون کرد اومدن پایین
واااااای پارک و گذاشته بود رو سرش
اون پسره به این زنه میگفت خاله اومدم برم نوبت من بوده لباسمو گرفته کشیده خودش زودتر بره بعدم فحش زشت بهم داد در گوش زنه گفت چی گفته
( فکر کنم گفته بود ک‌‌‌...س کش، این پسره روش نمیشد بگه ولی اون انگار تیکه کلامش بود)
زنه با صدای بلند داد میزد حالا مگه چیکارت کرده میذاشتی بره
حالا مسابقه که نبوده
یهوووو پسرش شروع کرد جیغ زدن میخواست حمله کنه به این یکی پسره
مادره گرفتشش
مامان اونم اومد
بعد این یکی همش میگفت چون بهم فحش داد دعوامون شد
اینم میگفت من چرا نشنیدم بچم فحش بده🫠