۱۲ پاسخ

خب فلسفه بچه دار شدن همینه که یه انسانی تربیت کنی و بفرستیش تو جامعه نمیشه ببندیمش به پامون که ، من همیشه میگم حتی از این جمله که بشه عصای دست پیریم هم متنفرم، چون زحمت کشیدم دلیل نمیشه توقع داشته باشم زندگیشو وقف من کنه ، من به این دنیا آوردمش وظیفه م بوده رسیدگی کنم بهش ولی اون در برابر من که پیر شدم وظیفه نداره بره خوش باشه و از جوونیش لذت ببره
بچه انرژی آدم ومیگیره جوونی رو باید پاش بذاری هزینه میخواد از خودت باید بگذری ولی شیرینه و قشنگ🫠
با چار تا کلمه حرف سرد میشی؟

خب خیلی سخته ولی تنها باشنم خوب نیس من همش به این فک میکنم اگه یروز خدایی نکرده منو باباش نباشیم هیچیکیو تو دنیا نداره تکو تنها میمونه اگه خواهر برادر داشته باشه رابطشونم خوب باشه خیالم ازشون راحته

همینجوره دیگه هرکس میره پی زندگی خودش پدر و مادر معمولا دور و ور بچه رو میگیرن اگه دخالتی نشه تو زندگیشون بچه هام میان سمت پدر و مادر ولی خب درکل درگیری زیاده تو زندگی نباید انتظار داشت توی این زمونه ولی سعی کن اونقدر محبت کنی به بچه ات همون قدرم به عروس یا دومادت محبت کنی الان شوهر من از من بیشتر دلتنگ پدر و مادرم میشه با اینکه گاهی حرفاشون به دلش نیست

والا مامان من میگه بچع هر چی بزرگتر چالشاش بیشتز ..تا اخر عمر باید بفکر بچه باشی

کاملا راست میگه الان من و شما چه گلی رو سر مامانمون زدیم؟

بچه تا هست شیرین میکنه زندگی رو...نه بخاطر حرف بقیه بچه بیار نه اینکه تصمیم بگیر بچه نیاری...هر کسی با توجه به توان مالی و احساسی و ... تصمیم میگیره چند تا بچه داشته باشه... با توجه به همون تصمیمش هم توی زندگی فداکاری میکنه براش...
آینده بچه هم مثل خودمون میشه دیگه...همونقدر که برا خانواده سرمایه میکنیم اونام همون میشن...

اگه اینجوره خودشم نباید میذاشت گیرش بیاد😅🤣

منم اگر برگردم به عقب بچه نیاوردن یا تک بچه داشتنو ترجیح میدم چون تمام عشقو نگرانیم بچمه همش نگرانشم ارامش ندارم
بعدم تا کوچیکن جوونیمونو میگیرن بزرگم بشن دیگه از عشقو حال ما گذشته

من میگم وایسا باهم بیاریم خخخ

واقعااااااا سخت و پر مسئولیته

بچه خیلی سختی داره ولی زندگی هم بدون بچه معنی نداره

بچه از اول چالش داره
بزرگ میشه چالش هاش هم سخت تر میشه
کوچیک و بزرگ نداره که ولی خب شیرینی هاش بیشتره تا ادم بخاطر چالش ها کلا قید بزنه

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
من تو تاپیک قبلم خیلیی نظرات مختلف بود و جالب ولی یسری بحثا پیش اومد که بیشار قابل بحث بود.
من وقتی میگم بچه ای بیتربیته لقب ندادم مدل رفتار مادر و خاله بچرو دیدم وقتی بچه داره بچه هارو میزنه و مادرخونسرد نگاه میکنه و میخنده و به بچه تاکید میکنه که مراقب خودت باش پس داره تاییدیه میده بابت کارش.تو مورد دوم وقتی میبینم خاله بچه ازینکه پسر من از نزدیک شدن به اون بچه ترس داره و میخنده و میگه وایی تا میبینه فرار میکنه پس داره تایید میکنه که کار بچه درسته.صد البته که من بازهم به اون بچه میگم بیتربیت چون مدل رفتاری اطرافیانش کاملا ثابت کرد.دومین مورد راجب این بود که من تند رفتم بله من از عمد تند رفتم و باز هم تکرار میکنم بچه ۴ساله ای که داره وسط سرسره بچه هارو میزنه و مادررهاش کرده بعد داره به بچه ۲ساله من بخاطر اینکه پایین سرسره وایساده تذکر میده لازمه که بهش یاداوری بشه اگر خیلیی تربیت و نظم برات مهمه پس اول از بچه خودت شروع کن هرکسی مسئول بچه خودشه.
تو مورد سوم چرا باید وقتی داره بچم کتک میخوره بهش بگم بیا ازینجا بریم که یادبگیره هرجل بهش زور گفتم فرار کنه؟
مطلقا این کارو نمیکنم جلو خودش وایمیسم و خیلیی راحت راجب مسئله صحبت میکنم تا یادبگیره حقشو بگیره این تو این سن کفاف نمیده تو سن بالاتر اگر بخواد فرار کنه دیگه نمیتونه از پس خودش بربیاد.
من اگر بازهم تکرار بشه باز هم همین کارو انجام میدم چون بچه من اندازه بچه بقیه عزیزه و هیچکس تو هیچ جایگاهی حق اینو نداره که بخواد بهش زور بگه