۱۷ پاسخ

بعضیا نفهمن فقط باید رابطه نداشته باشی

کاملا باهاتون موافقم. پسر من اگه یه بچه جلوش بخوره زمین میره دستش رو میگیره بلند میکنه و بوسش میکنه

دقیقا باید به مادرش میگفتی بنظرم

می شستی زنه رو حالا بچه میگی نمی فهمه ولی مادرش چی
مادر بی شعور خیلی رو مخم میره

شما هم میزدی تو سر مادر بچه با این ترتیبش😊

من خیلی این اتفاق سر پسرم اومده ،و متاسفانه اون فرد و خانواده خیلی نزدیک هستن بهم و پسر منو مقصر میدونن ک نمیتونه از خودش دفاع کنه😮‍💨فقط میخام خدا عدالت رو برقرار کنه

تجربه ش کردم
خیلی حس بدیه دیدن این صحنه
دخترم اروم مشغول بازی ،ی بچه ای اومد صاف محکمممم زد زیرگوش دخترم
همراه اون بچه هم فقط گف اِ😑
اخه کوفت و اِ

هدی جان مارک تسویه هوا شما چیه و آیا راضی هستین؟

بله واقعا درست میگین

عزیزم دوقلوهای من دائم با هم دعوا دارن .
همدیگه رو گاز میگیرن .هل میدن . میزنن
بچه ۲ ساله نمیتونه هیجاناتش رو کنترل کنه . اینطور نیست که همه بچه ها متوجه رفتارشون باشن و دختر ها زودتر میفهمن
ولی قطعا رفتار مادر درست نیست باید خودش حواسش جمع میکرد و از شما معذرت خواهی میکرد

حالا من انقدر میترسم بچه من خیلی مهربونه گاهی از رو بازی یه چک میزنه میترسم یچه مردمو بزنه میزنه بعد ناز میکنه انقدرم بهش میگم نکن مادر🥹

وای من یکی قل هام بس داداشش گاز گرفته تمام بدنش کبود رد دندون هاش تا دو هفته میمونه جای سالم نداره بچه ام همش گریه می‌کنه هرچی میگم نکن بوس باز گاز کتک میزنه دگه منم امشب گاز گرفت یکم فلفل زدم دهنش😢😢😢

بعضی بچه ها رو مخن

عزیزززززم کامل درکت میکنم خیلی خیلی حس بدیه یکی به بچت آسیب بزنه حتی بچه باشه 😤😤

داری درست میگی حق باتوعه ولی به اعصاب خودت مسلسل باش😂🤐

عزیزم بحث نر و ماده بودن نیست لطفا تفکیک جنسیتی نداشته باشین
بچه ها چ دختر چ پسر ممکنه بهم اسیب بزنن
کاش شما ک این چیزا و تربیت براتون مهمه اینطوری حرف نزنید

بچه دوساله رو مجبور به عذرخواعی کنه؟

سوال های مرتبط

مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
این مدت که دارم مطالب دوسالگی میزارم با یه کامنتی دائم دارم روبرو میشم که بچه ها نمیفهمن🙂
چرا عزیز جان بچه میفهمه و یادمیگیره.منم عین شما بچه دوساله دارم و همین بحرانهارو دقیقا باهاش روبرو هستم.
بچه ای که نفهمه تو هیچ موردی نباید درکی از مسائل داشته باشه.ما توقعمون از بچه ها بالاست بعد میگیم نه نمیفهمه.
تو یه کامنت نوشته بودن بابچه خرید رفتم اشتباهه چون هی درخواست میکنه.خب شما قبل خرید تاکید کن ما فقط یه خوراکی داریم.قبل ورود به فروشگاه تاکید کن فقط یه حق انتخاب داری بعد وارد فروشگاه که شدی همون اول نیارید یه بستنی بدید دستش خب مشخصا وقتی تموم بشه باز بهونه میاره.تو این روند وقتی وارد فروشگاه میشید با بچه راجب خریداتون صحبت کنین بچه وقتی ذهنش مشغول باشه تا مدتی بهونه نمیاره بعد یه تایمی که خسته میشه حالا وقت پیشنهاد خوراکی و دادن حق انتخاب و باز تاکید به اینکه یکیش برای تو انتخاب کن.
خواهش میکنم با جمله بچه نمیفهمه بچه قانون سرش نمیشه خلاص نکنین خودتونو بچه کاملا درک محیطی داره و متوجه تمام حرفا میشه اماااا ازش توقع نمیره همیشه پیروی کنه و اونجاست که من والد بایدد وارد بشم و نزارم قانون شکنی کنه.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
من تو تاپیک قبلم خیلیی نظرات مختلف بود و جالب ولی یسری بحثا پیش اومد که بیشار قابل بحث بود.
من وقتی میگم بچه ای بیتربیته لقب ندادم مدل رفتار مادر و خاله بچرو دیدم وقتی بچه داره بچه هارو میزنه و مادرخونسرد نگاه میکنه و میخنده و به بچه تاکید میکنه که مراقب خودت باش پس داره تاییدیه میده بابت کارش.تو مورد دوم وقتی میبینم خاله بچه ازینکه پسر من از نزدیک شدن به اون بچه ترس داره و میخنده و میگه وایی تا میبینه فرار میکنه پس داره تایید میکنه که کار بچه درسته.صد البته که من بازهم به اون بچه میگم بیتربیت چون مدل رفتاری اطرافیانش کاملا ثابت کرد.دومین مورد راجب این بود که من تند رفتم بله من از عمد تند رفتم و باز هم تکرار میکنم بچه ۴ساله ای که داره وسط سرسره بچه هارو میزنه و مادررهاش کرده بعد داره به بچه ۲ساله من بخاطر اینکه پایین سرسره وایساده تذکر میده لازمه که بهش یاداوری بشه اگر خیلیی تربیت و نظم برات مهمه پس اول از بچه خودت شروع کن هرکسی مسئول بچه خودشه.
تو مورد سوم چرا باید وقتی داره بچم کتک میخوره بهش بگم بیا ازینجا بریم که یادبگیره هرجل بهش زور گفتم فرار کنه؟
مطلقا این کارو نمیکنم جلو خودش وایمیسم و خیلیی راحت راجب مسئله صحبت میکنم تا یادبگیره حقشو بگیره این تو این سن کفاف نمیده تو سن بالاتر اگر بخواد فرار کنه دیگه نمیتونه از پس خودش بربیاد.
من اگر بازهم تکرار بشه باز هم همین کارو انجام میدم چون بچه من اندازه بچه بقیه عزیزه و هیچکس تو هیچ جایگاهی حق اینو نداره که بخواد بهش زور بگه
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اینروزها خیلی ها مثل من فکرشون مشغوله
خیلیا نگران آینده هستن
خیلیا از فکر و نگرانی اینکه قراره چی پیش بیاد برای اینده بچه ها خوابشون بهم ریخته. عصبی شدن. حوصله ندارن. تو یه حالت بلاتکلیفی زیاد به سر میبرن که حتی رمق انجام کارهای معمول رو هم ندارن. حتی یه آشپزی ساده توام شده با فکر و خیال و غصه...
بیشترمون هم تمام نگرانیمون بخاطر آینده بچه هامونه.
اگه تمام این حالتهارو دارین به خودتون حق بدید. مهمتر از همه اینه که خودمون با خودمون مهربون باشیم اگه همش خسته ایم و حوصله نداریم به خودمون اینروزها سخت نگیریم.
اگه نمیتونیم مثل همیشه بگیم و بخندیم به خودمون انگ افسردگی نزنیم.
واکنش طبیعی هر انسانی به این شرایط همینه.
ولی تنها کاری که میتونیم در حق خودمون و بچه هامون بکنیم اینه که بیشتر وقتمونو با بچه هامون بگذرونیم. اگه حوصله اشپزی نداریم مهم نیست با یه غذای ساده سر کنیم ولی همون تایم رو با بچه ها وقت بگذرونیم. کمتر سمت اخبار ناراحت کننده بریم هرچند خیلی سخته دنبال نکردن ولی مهم اینه که ما مادریم و مسئول.
زمانی که کنار بچه ها نشستیم و به هیچی جز بازی با اونها فکر نمیکنیم هم حال خودمون بهتره هم بهانه گیری و شیطنتهای کوچولوها کمتره چون اونا هم اینجوری حس ارامش بیشتری دارن.
یه مدت به خودمون کمتر سخت بگیریم. کمتر به کارهای خونه فکر کنیم. سعی کنیم آرامش رفته مون رو با نقاشی کشیدن و عروسک و ماشین بازی و کاردستی درست کردن با بچه ها به دست بیاریم.
به امید روزی که حال دل هممون خوب باشه. و بچه هامون در آرامش و حال خوب.