۸ پاسخ

من مامانم سر کوچمونه تا حالا یه بشقاب برام غذا نیاورده یا خودم پختم با مکافات و جون کندن یا از بیرون خوردیم همسرم همش کمک حالمه ما ۴ نفریم مامانم بخواد بیاره باید یه قابلمه بفرسته همسرم میگه آدم از هیشکی نباید توقع داشته باشه تو این گرونی

خوشبحالتون باز مادرتون پیشتون بوده کار میکرده من ک دورم ازشون چی 🤦🏻‍♀️ دوتا ماسک میزدم پنجره و بالکن رو باز میزاشتم بوی غذا نخوره بهم

من که خونه مامانم و ابجیام هستم

من بیچاره از اول بارداری که دوقلو باردار بودم و ویارم شدید هیچکس برام حتی یه صبونه حاضر نکرد از خانواده شوهر یا حتی خانواده خودم ، شوهرمو اشپزی یاد میدادم خودش اشپزی میکرد هرچند زیاد مزه نمیداد ولی باز خوب بود بهتر هیچی بود ، الان که ماه پنجم بارداریم خیلی حالم نسبت به ماهای اول بهتر شده خودم اشپزی میکنم ولی جارو و گردگیری به عهده همسرمه

خیلی بده درکت میکنم منم اوایل بارداری تو سه ماهه اول اینطوری بودم همش مامانم میومد سه ماهه دوم خوب شدم خودم میپختم الان ک وارد سه ماهه سوم شدم باز برگشتم به حالت اول اینبار دیگه با مامانم اینا نگفتم نخواستم اذیتش کنم مخصوصا خودش سه تا بچه کوچیک داره، خودم با کلی دنگ و فنگ و گلاب به روت بالا اوردن و درست میکنم هر پنچ دقیقه میرم بیرون نفس عمیق میکشم میام:( بعضی وقتا هم فقط برنج میپزم به همسرم میگم از رستوان خورشتی، کبابی چیزی بیاره

ب شوهرت یاد بده منم سرکلاژم هی ب شوهرم دستورات غذایی میگم انجام‌میده انقدم دست پختش خوب شد😁

ماسک بزن درست کن

همسرت نمیتونه کمک کنه بهش یاد بدی؟

سوال های مرتبط