۵ پاسخ

وای خدا چقدر خندیدم

والا شوهر منم همینه کوزه گر ازکوزه شکسته آب میخوره حکایت ماست

ماهم ازخنده غش کردیم وای خدای من

وای اینو گفتی یاد حرف خودم افتادم
انگشتر که خودم از پول کارم خریده بودم
قرض برای مامانم اینا فروختم خونه میخاستن بخرن کم داشتن
شوهرم هی میزد تو صورتم می‌گفت می‌گفت
یه دفعه دعوامون شد گفت بدبخت انگشتر از دستت در آوردن بردن فروختن بیچاره
منم گفتم آره می‌ذاشتم میاوردم میکردم تو کو ن تو 😂😂😂😂وای اولین بار همچین فوشی بهش میدادم اومد بزنه بعد رفت پس تو اتاق

مردا کلا خیلیییی فراموش کاری میکنن🤣

سوال های مرتبط

مامان 💙اهورا💙 مامان 💙اهورا💙 ۲ سالگی