۱۴ پاسخ

یکم صبر میکنم اخرش مجبور میشه بیاد ببینه سفزه داره جم میشع

من باگوشی غذا میدم بهش والا چیکارکنم دوروزم گشنه باشه نمیخوره مجبورم

من اینجور وقتا میگم پس ما غذا رو بخوریم جمع کنیم... و شروع میکنیم با لذت و تعریف غذا خوردن...چند دقیقه بعد خودش سر و کله ش پیدا میشه

هیچی همونجوری سفره پهن باشع میام میخوابم
هروقت باز گفت گشنمه میگم برو بخور. نرفتم نرفت
البته شبا اینجوری، اگه روز باشه جمع میکنم

اون نمیاد تو برو سمتش
از سفرهای عروسکی استفاده کن
اسباب بازی که مورد علاقه اش بزار کنارت الکی بهش غذا بده باهاش حرف بزن بگو ببین این داره غذا میخوره بزرگ میشه تو کوچولو میمونی
دست بزار روی شکمش بگو عع گرسنه ات الان دخترم غذا میخوره بهت میرسه
اینجوری بهش غذا بده

پسر من صبحانه نودل خورد
نهار گفت نمی‌خوام هر کاری کردم نخورد جمع کردم دیگه هم نگفتم تا پنج عصر خودش گفت گشنمه
دادمش
دیگه هیچی ندادم تا الان گفت ماست و سیب زمینی می‌خوام

معمولا میاد چون شکموی...اگه نیاد بهش میگم ایمان نیای همه غذارو بابا میخوره😅سریع میاد

نصف شب هم براش غذا نیار توجه نکن به گریه هاش

خودم میرم اونجا هرجوری شده میدم بخوره

مثل قبلا بود با التماس باگوشی با تی وی دور خونه میچرخیدم،الان خیلی شیک جمع میکنم میبرم هرچند خیلی اعصابم داغون میشه نقطه ضعف نشون نمیدم روغذا نخوردنش بالاخره ی جا فشارمیاد بهش میاد میگه چیزی میخام فوری نمیدمش بفهمه سرسفره باید بخوره

وا مگه قراره بیان 😂 دختر من ک همیشه فراریه😁

نیادعادیه😂

گلم خودت سرگرمش کن کم کم بهش بده بخوره؛؛پسر منم گشنش باشه خیلی وقتا اصلا نمیگه گشنمه

جمش میکنم بهش میگم هروقت گشنت بود بگو تا بهت بدم

سوال های مرتبط