۸ پاسخ

ما سه نفری تو اتاق خودش رو زمین جا میندازیم میخوابیم
تخت خودمون و تخت خودش فعلا بی استفاده ست سخت نمیگیرم چون بزرگ بشه خودش کم کم جدا میشه چه اصراریه به بچه فشار وارد کنیم دیگه تو این سن سخته مگر اینکه از مثلا شیش ماهگی عادت میدادیم

ما سه تایی اول تو پذیرایی بودیم بعد رفتیم اتاق خودمون و من و شوهرم رو تخت دخترم رو زمین مینداختم جاشو
ولی اصلا خوب نمیخوابید بعد دو سه ماه نمیدونم مشکلش چی بود
دیگه رفتیم تو اتاق خودش سه تایی
بعد شوهرم بعد سه هفته رفت تو اتاق خودمون
که منم جام رو عوض کنم کم کم بچه مستقل بشه
که جنگ شد و من دلم نیومد
ولی الان تو اتاقش یه چادر سرخپوستی بزرگ درست کردیم و بین من و خودش یه پرده نازکه که من رو نبینه
دو شبی هم هست میرم اتاق با شوهرم میخوابم خداروشکر تاالان خوب بوده

نه جدا نکردم حد اقل تا ۵ سالگیش تصمیم ندارم جدا کنم یکم بزرگ بشه خودش کم کم میره اتاق خودش

چون باردار شدم مجبور شدم زودتر جاشو جدا کنم چون خوابش سبکه ترسیدم با صدای بچه بیدار یشه! ۱۹ ماهگی جاشو جدا کردم و تو اتاقش میخوابه.‌‌...
هرازگاهی عذاب وجدان میگیرم ولی خب راضیم... هم خودش راحت میخوابه هم من...

من دقیق از یک سالگی جدا کردم چون تخت کنار مادرش کوچیک اش شده بود تخت اتاقش هم ک اتاق ما جا نمیشد اولش چند شب من اتاقش خوابید کم کم عادت کرد دوربین گرفتم تا صداش میامد میرفتم اوایل بعد دیگه خودش تا بیدار میشه صبح میاد اتاق پیشم گاهی حتی بیدار میشه از تختش میاد پایین با اسباب بازی هاش بازی میکنه از صدا بیدار میشم،میگن هر چی دیرتر بشه سخت تر ،اما نه خودت اذیت کن نه بچه رو هر جوری راحته بزار بخوابه

تختش و ببر کناز تخت خودتون تا بخابه

نه والا از روزیکه بدنیا اومده وسط من و باباش میخابه تو پذیرایی روزمین میخوابیم. پسرم تخت نداره
اول که از شیر گرفتم کم کم دارم از پوشک میگبرم فعلا جای خواب مونده چند ماه بعد شاید حتی ۳ سالگی. خودمم دوس دارم پیشمون میخابه منم بهش وابستم

ببرش تو اتاق خودش یه تایمی به اتاق خودش عادت کنه بعد دیگه کم کم برید شما تو اناق خودتون

سوال های مرتبط

مامان نی نی جونی مامان نی نی جونی ۲ سالگی
تجربه من از جدا کردن جای خواب نی نی جون:


حدود ۲۰ روز گذشته
شبای اول تو تختش رو پا تکونش دادم بعد ۳ شب دیگه تکونش ندادم عادت داشت بزنم پشتش تا بخوابه یه شب کنارش رو تخت دراز کشیدم هرچی گفت بزن پشتم نزدم و حواسشو پرت کردم.از اول عادت داشت اهنگ لالایی گوش بده و همچنان روی عادتش مونده . سه چار شبم تو تخت کنارش خوابیدم و دو شب نشستم پایین تخت و دستشو از لای نرده ها گرفتم تا خوابید.
به مرور متوجه شدم پتو نباید روش بندازم، یه نور کم باید باشه تو اتاقش.
سه چار شبم پایین تخت تا صبح خوابیدم و بعدم اومدم اتاق خودمون
بین اتاق من و دختر آشپزخونه س برا همین گوشم همش تیزه که بشنوم صداشو، الانم دو ساعت بعد شروع خواب بیدار میشه و یه بغل میخواد و بعد میخوابه باز.
مانترای ما اینه: پیشتم عزیزم حواسم بهت هست. هرشب میگم بهش و عادت کرده.
این بین مریض و بهونه گیر هم شد ولی سعی کردم از اصل مطلب خیلی دور نشیم که عادتش برگرده.
همین
دو سال پیش این موقع یه ماهش بود و آرزوی من بود یه روزی من کنار شوهرم بخوابم و دخترمم تو اتاق خودش توی تختش و خدا کمک کرد و محقق شد.
تمام




فرزندپروری شیردهی تربیت کودک پوشک شورتی مای بیبی سایز ۶