۳۴ پاسخ

بچه بیچاره ار کجا باید بفهمه ک داغ داری حالت بده به اون بیچاره چه خدا صبرت بده ولی برو پیش یه روانشناسی چیزی اون بچه چه گناهی داره اخه😐

وای چرا همه گارد گرفتین نسبت ب این خانم
خب شرایط روحی خوبی نداره ازونورم بچش اذیت میکنه کلافه شده فقط ی دردودل کرده دیگه حالا منظورش این نیس ک بچه رو خفه کنه ک
دوس داره بچه اروم تر باشه کمتر اذیتش کنه
عزیزم امیدوارم ک بتونی با شرایط کنار بیای و خدا کمکت کنه بچت کمتر اذیت کنه

یه روانپزشک برو
چون پدرتم بود یا سر مزارشم بری بازم حالت خوب نمیشع❤️

استرس واضطرابت به بچت منتقل شده باورکن واسه همون نمیخوابه

خدا رحمتشون کنه
شرایط سختیه
ولی خداروشکر میگذره
هرموقع خوابید بزارش پیش کسی برو

شرایط سختیه
خدا رحمتشون کنه
ب این دید نگاه کن خدا ی عزیز ازت گرفت ی عزیز دیگه بهت داده.
یک ماه بعد فوت مادر شوهر من دخترم بدنیا اومد.ایقد خانواده همسرم دخترم دوست دارن حد نداره.همش میگن خدا جای مامان مون آوینا بهمون داد

خب با دخترات برو. باباتم خوشحال میشه. کالسکه داری بزار کالسکه برو.

خب باشوهرت برو یا باکسی بیرون از قبرستان نگه ش داره تو برو چرا سخت میگیری
همین انرژی منفی و حال بدت بچتو بی قرار کرده دیگه عزیزم
خدا پدر عزیزتو رحمت کنه🖤

عزیزم دنیا همینه یکی میاد یکی میرع غصه خوردن نداره ک گلم
❤️

با بچه برو سرخاک چه اشکالی داره روز جمعه خلوت برو بچه از سروصدای مراسم نترسه اینجور گریه می‌کنی سبک میشی
خدارحمت کنه پدرتون رو

بچه هم چون تو ناراحتی اون درک می‌کنه اشفته است تقصیر اونا نیسن پدر منم سه ماهگی آیدین فوت شد قسمت این بوده مراسماشم نتونستم درست خسابی برم خودشم وسط کرونا

عزیزم اون بچه چه گناهی کرده منم وقتی ۶ماه حامله بودم پدرم خوابید و دیگه بیدار نشد بدون هیچ مریضی ای ...وقتی پسرم ب دنیا اومد بعد از چله بردمش سر مزار بابام گفتم بابا با نیکان اومدم همونکه فرصت نشد ببینیش اوردم حالا ببینیش😭 دخترم با خودت ببر سر خاک

بی‌قراری دخترت اذیتت کرده خسته ای دل شکسته ای کمکی نداری اینارو میدونم ولی قوی باش عین پدرت که مثل کوه پشت تو بوده به اینجا رسیدی و ثمره زندگیش شدی مبادا به دخترت ترش کنی و اون بیاد بهت سر بزنه ناراحت بشه ازت چون نوه اش است و دوسش داره و طفل نوزاد نور تجلی خداست ...برای آرامشت نماز بخون گلم خیلی کمکت می‌کنه .نمیتونی بری سر خاک بابا؟؟؟ براش خیرات کن حلوا درست کن بده همسایه ها . آش بپز و .... صلوات براش خیرات کن ولی ناراحت نباش نزار بابات بجای اینکه میاد دیدنتون شاد بشه ناراحت بشه ....

مرگ پایان زندگی نیست پایان بودن جسم در زمین خاکی هستش و همه یکروزی می‌میریم باور کن آلان اینارو گفتم برات اشک از چشمام جاریه و بغض کردم و پنجشنبه هم هست و بیاد بابام هستم ولی خب الان تو اقدام به بارداری هستم دکتر گفت استراحت کن نمیتونم برم سرخاک ولی دم غروب جمعه میخوام حلوا بپزم و پخش کنم ... صلوات براش خیرات کردم ...از خدا طلب آرامش برای خودمو تو و بزرگواری در حق پدرم و پدرت رو میخوام ....خدا به دلت صبر بده

درکت میکنم عزیزم ولی تقصیر بچه نیست کنه تو الان عصبی فقط مطمئن باش پدرتم راضی نیست توی دلت از بچه بدت بیاد فک کن اگ بود الان نوه شو دوست داشت و بهش محبت میکرد مطمئن باش این روزام میگذره بعد از فوت عزیزان این احساس غم و ناراحتی نیست ک ما داریم احساس خشم باید این خشم خالی بشه تو حق داری باید گریه کنی داد بزنی بری سر مزار ولی ب جاش دیگ آروم بشی بزاری زمان همه چیزو درست کنه

خب با بچت برو چ اشکال داره،منم هشت ماهه بودم پدرم رو از دست دادم وقتی بچم دوماهش شد گذاشتمش توی کریر و بردمش سرخاک بابام ،بچمو بهش نشون دادم،الانم گاهی میبرمش میشونمش پیش خودم ،ببرش با خودت سخت نگیر هییییچ اتفاقی نمیفته

آخی دختر کوچولوت به خواست شما و لطف خدا اومده این دنیا و فوت پدرت هیچ ربطی به طفلک نداره
اما معلومه حالت بده سعی برا آرامش پدرت هر وقت تونستی دعا کن قرآن بخون خیرات بده خودتم بیشتر آروم میشی خیرت به بابات هم میرسه هروقت شوهرت تونست بچه رو نگه داره مزار هم میری

عزیزم از شیر بگیریش خوب میشه اون‌طفلی چ گناهی کرده از هر جا هستی با پدرت صحبت کن

شوهرت همراهت نیست ؟
خواهرشوهری کسی ک دلسوزت باشه
بچه رو پیشش بزاری یه شب تا صبح یا صبح تا شب بخواب و چند ساعت برو حموم بشین و تمام غصه هات رو تبدیل ب گریه کن تا خالی بشی بعدش با یه روحیه باز بتونی پذیرش کنی بچت رو

رفلاکس داره؟ دارو میدی-؟ پسر منم رفلاکس و آلرژی داشت خیلی بدخواب بود

بچه بیچاره چه گناهی داره حتما گرسنشه ک نمیخوابه خدا بهت صبر بده این طبیعی هست بعد رفتن پدرت حالت بد باشه ولی سعی کن خودتو جمع کن بچتو یکم بیشتر بهش رسیدگی کن قبرستون هم بری دخترت میتونی با خودتت ببری

عزیزم شما خیلی فوری نیاز به روانشناس داری ،همین حالا زنگ بزن آنلاین وقت بگیر صحبت بکن اینکه انقدر پر از خشمی که ممکنه به خودت یا بقیه آسیب بزنی اصلا خوب نیست و باید فوری پیگیری کنی

طفلی بچه
کاش لیاقتشو داشتی چقدر دلم سوخت براش

دایی من ۲۱ سالش بود یه روز بعد دنیا اومدن داداشم فوت کرد خانواده مامانم برادرم رو بد یمن می‌دونستن ولی زندگی ماست مامانم همه مون رو خر محل نمیده فقط اونو دوست داره😅😅😅 ولی همه فامیل الان داداشمو دوس دارن ۲۷ سال گذشته

بچتو ببر دکتر حتما کولیک داره تا چهارماهگی صبر کنی بهتر میشه خوابش ...
ولی در مورد عزیز از دست رفتت متاسفم و تسلیت میگم منم دخترم یکساله بود بابام رفت میدونم چی میکشی از دلت خبر دارم . خدا بهت صبر و آرامش بده .عزیز آسمانیت هم می‌دونه و میبینه که اینجوری اذیتی اونم ناراحت میشه مرگ پایان زندگی نیست هر لحظه پدرت الان کنارتونه و شاید با بچت هم گاهی بازی کنه من بابام دخترمو خیلی خیلی دوست داشت اول نوه اش بود وقتی رفت دخترم که یکسالش بود توی خواب می‌خندید و به بابام می‌گفت بابایی جونی توی خواب صداش میزد و من و شوهرم گریه میکردیم رو سرش چون دوست داشتنشون خیلی فرق داشت توی بغل بابام بود دخترم همش و هرچی که دست می‌زاشت میخرید ...باور کن روز خاکسپاریش دخترمو مشغول کرده بود باور میکنی؟؟؟؟ همه با تعجب به دخترم نگاه میکردن بچه یک ساله با خودش قایم موشک بازی میکرد و می‌خندید و میدویید بعد که زندگی پس از زندگی رو دیدم فهمیدم چرا اینجوری شده ...الآنم گاهی حالم خرابه به خواب خودم یا اطرافیان میاد میگه بگید چرا ناراحته بگید مراقب رستا باشه

واقعا درکت میکنم، نمیدونم چرا همه ایراد گرفتن بهت. میدونم فقط از خستگی و نداشتن حال روحی خوبت اینارو میگی وگرنه خیلی بچتو دوست داری مگه میشه نداشته باشی. غم از دست دادن پدرت یک طرف، افسردگی بعد از زایمان و بی خوابی و خستگی از یک طرف دیگه . کاش یکی بود بچه رو نگه میداشت یکم میخوابیدی استراحت میکردی کاش نزدیکت بودم کمک میکردم، نذار حالت بدتر بشه سعی کن قوی بمونی بخاطر دخترت . این طفل معصوم جز تو پناهی نداره گناه داره، دخترت اومده تا امید به زندگی ببخشه به زندگیتون از این دید نگاه کن گلم.

خدا بهت صبر بده حتما خیلی فشار روته ولی اون بچه هیچ درکی نداره از شرایطتت و تقصیری هم توی‌این شرایط نداشته🤍
خدا رحمت کنه پدرت رو
اگه میتونی با مشاور حرف بزن حتما

همش بخاطر بی خوابیه،در طول روز تا بچه می‌خوابه خودتم بخواب،شبا زود بخواب،
عصری هوا خنک شد دخترتو بگیر بغلت و برو سر خاک پدرت ،خدا رحمتش کنه،بگو بابا درسته خدا تو رو ازم گرفت،اما یه فرشته بهم داد که داغ تو کمتر اذیتم‌کنه،اینجور به قضیه نگاه کن ،هروقت ناراحت و عصبی هستی صلوات بفرست برا سلامتی امام زمان

خواهر میدونم چقد الان حالت خرابه وچه حسی داری 😔منم حامله بودم بابام فوت شد خیلی روزای سختی شد و بیمارستانی وحمله پانیک بماند.منم هنوز هفته پیش تونستم برم ارامستان پیش بابام .ازبس تو خودم ریخته بودم و گریه میکردم .مادرم با عروسمون حاضر شدن بچه رو نگه دارن من برم .خیلی سبک شدم .اخه هرکار کنیم دختریم .دخترا بابایی ان تا نبینیش دلت اروم نمیشه .حتما شده حتی شوهرت بده نگهش داره خودت برو بیا تا سبک بشی تا از ته دلت گریه کنی اروم بشی .پیش یه دکترم برو .منم دوم تیر تولد بابامه .۲۹ تیرم روز فوتش 😔😔حتی نموند نوه شو ببینه .

خدارحمت کنه پدرت
مگه حتما باید بری سرقبرش
هرجا هستی براش قران بخون فاتحه وصلوات بفرست خیرات بده براش تادلت اروم بگیره

هیچوقت اینطوری برای بچت نخواه خداروشکر که سالمه
اگه خدای نکرده یه عیبی ایردای داشت .دوراز جونش یه مریضی لاعلاجی داشت میخواستی چیکارکنی
نگو هیچوقت اینطوری

خداپدرتو ببامرزه ولی بچه ها همه همینحورن مشکل اون بچه نیست. منم پدرمادرم فوت شدن سربچه خالی کنم به قول دوستم خودت الان یه مادری

خدا بیامرزه پدرتون و ولی به بچه چه ربطی داره این دنیا اینجوریه یکی بدنیا میاد یکی از دنیا میره به این میگن چرخه ی زندگی بعد بچه نمیدونه که شما حالت خرابه بچه هم نیاز به رسیدگی داره

عزیزم با خودت ببرش اونجا اطراف قبرستون یکی نگهداره تو برو ده دیقه بمون و برگرد سختش نکن

عزیزم من درکت میکنم شرایط سختی داری تنهایی مسئولیت بچه شیرخوار سخته هورمونات بهم ریخته از دست دادن پدرت هم خودش سخته کلی فشار روت هست
اما حتما دکتر برو این حجم از خشمی که داری نتیجه فشار زیادی که داری تحمل میکنی هست و ممکنه خدای نکرده ب خودت و بچه بی گناه اسیب بزنی
دکتر دارو میده ارامش پیدا می‌کنی......منم همینطور بودم و دکتر نرفتم و اصلا از بزرگ کردن بچم لذت نبردم حالا با افسردگی شدید شروع ب درمان کردم دیره اما.....

عزیزم خدا رحمتشون کنه روحشون در آرامش،
اینجوری نگو، دخترت گناه داره، این فکر ها رو بریز دور هم اذیت میکنی خود رو هم اعصابت خورد میشه با بچه بد برخورد میکنی،
برو پیش روانپزشک، اگه لازم باشه دارو میده استفاده کنی آروم تر میشی هضم حادثه برات آسون تر میشه ،
هر چند دارو ها هم بدون عوارض نبستن

سوال های مرتبط

مامان کارن و کوشان 😍 مامان کارن و کوشان 😍 ۶ سالگی
سلام خانمهای گل 🌸
من دیروز که بچه هام مشغول بازی بودن اومدم جلوشون چندبار گفتم وای سر گیجه دارم اصلا به روی خودشون نیاوردن بعد خودم رو به حالت غش زمین زدم واکنش بچه هام خیلی جالب و دور از انتظار بود
اول پسر بزرگم اومد چندبار اسمم رو صدا کرد بعد آروم زد توی صورتم بعد صورتم رو بوس کرد همین جوری که اسمم رو صدا میزد یه دونه محکم زد توی صورتم از درد نتونستم جلوی خنده م رو بگیرم و خندیدم اینجا انگار فهمید کارش درست بوده امیدوار گفت مامان خوبی گفتم خیلی سر گیجه دارم چشمهایم بسته بود گفت مامان نمیتونم چشمهایت رو ببینم بعد شروع کرد همه موهام رو ریخت توی صورتم 😂🤔 گفت حالا بهتر شد من که نمیتونم چشمهات رو ببینم بعد دوباره من رو صدا کرد جواب ندادم انگار دوباره نگران شد گفت حیف که بلد نیستیم ببریمش یه بیمارستان یکدفعه کوشان پرید روی شکمم چندبار صدام زد بعد گفت مامان میشه با گوشیت بازی کنم🤣😂 بعد هم محکم زانوش رو فرو کرد توی شکمم دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم
مامان جوجه مامان جوجه ۵ سالگی