۶ پاسخ

من وقتی داشتم از پوشک میگرفتم واسه دستشویی بزرگه نمیگفت و هی جلو خودشو میگرفت بهش سه چهارتا لواشک دادم شکمش کار کرد سریع رفت دستشویی نتونست جلو خودشو بگیره دیگه
شاید خجالت میکشه شما بزارش تو دستشویی بگو پی پی کن من پشت در نشستم خبرم بده
چون پسر من خجالت میکشید مینشستم جلو در دستشویی میگفتم پی پی کن نمیکرد یبار گفتم من میرم بیرون هرموقع کارتو انجام دادی صدام بزن پاتو بشورم بعد دیگه هینجور عادت کرد شماام امتحان کن
الان هروقت بخاد بره تا دم در باهاش میرم شلوارش در میارم موقع رو سنگ نشست میگه مامان تو در ببند

پسر منم همینه منم دیگ رهاش کردم

دختر من برعکسه دستشویی بزرگشو زود خبر میده ولی جیشو اینقد نمیگه که یا من باید به زور ببرمش یا وسط راه میریزه تو شلوارش نمیدونم چرا اینقد خودشو نگه میداره

عزیزم باهاش کار کن شعر بخون بگو بریم دستشویی پی پی خوشگله بیاد دلش تنگ شده میخواد بره پیش مامان باباش ، یبار کنه دیگه ترسش می‌ریزه ، تشویقش کن اگه با کاری خوشحال میشه بهش فشار نیار تا کاملا آماده بشه اولش میترسن

ینی پی پی رو توی پوشک تخلیه میکنه ؟

پسر منم 3ساله و چهارماهصه همیطوره یه ساله امتحان کردم نشد ک نشد اخرین دفعه هم پسرم از ناحیه مقعد ایقد یبوست گرفت ک زخم شد پماد میزدم براش. داخل
دکتر گفت ولش کن پوشکش کن تا چند وقت دیه ک خودش کم کم بدش بیاد
گفت تا خودش نخاد نمیتونی بگیریش
من حتی براش موتور شارژی هرچیزی ک بگی هدیه گرفتم
قول دادم
کتاب
داستان
و
.
و.
نشد ک نشد

سوال های مرتبط