۶ پاسخ

من ک سخت نمیگیرم منو شوهرم هردومشکلی نداریم بااینکه پیشمون بخوابه عشق میکنیم هر۳ مون خودمو خواهربرادرم ۷ یا۸ سالگی تازه رفتیم تواتاق جداخوابیدیم چیزیم نشد اون حس امنیتی ک همه کنار هم میخوابیدیمو خیلی دوسداشتم هنوزم یادم میوفته عشق میکنم

من قبل جنگ چندماهی بودجای خوابشو جدا کرده بودم،هانا اتاق خودش میخوابید جنگ شد آوردم پیش خودمون،سه تایی تو هال میخوابیدیم ،دوباره خواستم جاشو جدا کنم ساعت ۵،۶ بیدار میشد وبدخواب میشد دوباره اوردم پیش خودمون.
اما دخترم وسط نمیخوابونم کنار خودم.خودمم وسط

ما هم تو حال میخابیم من وسطم پسرم کنار خودم خابیده از اول

ما هم رو زمینیم دخترم کنارمه خودم وسط

سه،چهارماهگی رو زمین خوابیدیم تو هال.اما بچه رو بین خودمو همسرم نمیزاشتم،دخترمو کنار خودم میزاشتم.بعدش هم تخت خودمون رو بردیم گذاشتیم تو اتاق دخترم.تختامون بهم چسبیدن.نمیدونم حالا این جدا خوابیدن یا مستقل خوابیدن شایدهم هیچکدوم ولی من از این روند راضی هستم چون باید دخترم کنارم باشه،با دیدنش عشق کنم و بخوابم.
شما هم زمان می‌بره تا به این روند عادت کنه.

من تااخر بابچم ن میخابیم. فقط هردو تحویلش نمیگیریم ک بدعادت نشه. خابش عمیق میشه
مدتیهمسرم تاتق میزد نصف شب نازش میکرد،خاب بچم سبک شد و همسرمم نمیخابید. بهش گفتم اهمیت نده تاولت کنه
اهمیت نداد و الان هرسه تاجدا رو تخت میخابیم
ما چون اتاق خاب ما جوریه ک تابستون نمیشه توش اصلا نشست،چه برسه ب خاب. و حال هم جوریه ک زمستون نمیشه خابید. مجبوریم هرجا بریم باهم باشیم. الانم همه کوچ کردیم توحال و نصف شب کسی بچه رو نازنمیده،قشنگ یه فاصله هس

سوال های مرتبط

مامان فسقلی👶 مامان فسقلی👶 ۲ سالگی
مامانامیشه نظرتونو بگید من موندم چیکار کنم ما از ۱۰ماهگی پسرم اومدیم اتاقش که به محیط اتاقش عادت کنه بعد بزاریم رو تختش،الان کف اتاقش ۳تایی میخوابیم چند بارامتحان کردم تو تختش نمیخوابه وابسته ی ماهم نیست که تو بغل بخوابه ولی باید پیشش باشیم پس فکر نکنم بتونم حالا حالاها جداش کنم یه ترسیم داره قشنگ متوجه ام ،مشکل من الان اینه ✅ خسته شدیم از رو زمین خوابیدن ✅اتاقش اصلا جایی واسه بازی نداره تختش و ۳تا تشک پهنه فقط یه راهرو پایین مونده ✅وسایل بازیش همه تو سالن ریخته ✅اتاق خودمون بلا استفاده مونده ✅اتاقش همش نا مرتبه همش بالشت و پتو ریخته ✅مشخصم نیست حالا حالاها بتونه تنها اتاقش بخوابه
حالا من موندم به همین روال زندگی ادامه بدم تا یک سال و نیم دیگه یا تختش و ببریم اتاق خودمون (اگه تختش و ببریم اتاق خودمون باید میز آرایشم و بیاریم اتاق پسرم )
اگه تختش و ببریم اتاق خودمون میترسم یه وقتی پیشش نباشم خواب تو چشش باشه بخاد بیاد پایین زبونم لال بیفته
اینقده پشیمونم که چرا همون ۶ماهگی نبردم بزارم تو اتاق خودش رو تختش 🥺🥺🥺