من ک سخت نمیگیرم منو شوهرم هردومشکلی نداریم بااینکه پیشمون بخوابه عشق میکنیم هر۳ مون خودمو خواهربرادرم ۷ یا۸ سالگی تازه رفتیم تواتاق جداخوابیدیم چیزیم نشد اون حس امنیتی ک همه کنار هم میخوابیدیمو خیلی دوسداشتم هنوزم یادم میوفته عشق میکنم
من قبل جنگ چندماهی بودجای خوابشو جدا کرده بودم،هانا اتاق خودش میخوابید جنگ شد آوردم پیش خودمون،سه تایی تو هال میخوابیدیم ،دوباره خواستم جاشو جدا کنم ساعت ۵،۶ بیدار میشد وبدخواب میشد دوباره اوردم پیش خودمون.
اما دخترم وسط نمیخوابونم کنار خودم.خودمم وسط
ما هم تو حال میخابیم من وسطم پسرم کنار خودم خابیده از اول
ما هم رو زمینیم دخترم کنارمه خودم وسط
سه،چهارماهگی رو زمین خوابیدیم تو هال.اما بچه رو بین خودمو همسرم نمیزاشتم،دخترمو کنار خودم میزاشتم.بعدش هم تخت خودمون رو بردیم گذاشتیم تو اتاق دخترم.تختامون بهم چسبیدن.نمیدونم حالا این جدا خوابیدن یا مستقل خوابیدن شایدهم هیچکدوم ولی من از این روند راضی هستم چون باید دخترم کنارم باشه،با دیدنش عشق کنم و بخوابم.
شما هم زمان میبره تا به این روند عادت کنه.
من تااخر بابچم ن میخابیم. فقط هردو تحویلش نمیگیریم ک بدعادت نشه. خابش عمیق میشه
مدتیهمسرم تاتق میزد نصف شب نازش میکرد،خاب بچم سبک شد و همسرمم نمیخابید. بهش گفتم اهمیت نده تاولت کنه
اهمیت نداد و الان هرسه تاجدا رو تخت میخابیم
ما چون اتاق خاب ما جوریه ک تابستون نمیشه توش اصلا نشست،چه برسه ب خاب. و حال هم جوریه ک زمستون نمیشه خابید. مجبوریم هرجا بریم باهم باشیم. الانم همه کوچ کردیم توحال و نصف شب کسی بچه رو نازنمیده،قشنگ یه فاصله هس
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.