۱۳ پاسخ

خودت گذاشتی تا کار یاد بگیره هرجایی دیگم میرفت حقوق نداشت چون هم کار یادش میدن هم خودت فرستادیش نباید توقع حقوق کنی هر جا چیزی بخوای یاد بگیری یه هزینه ای داره اینم کنار دسته پسر دایی شه

من جای شما بودم میرفتم به برادرم یه مقدار پول میدادم میگفتم اینو به عنوان حقوق بده به پسرم تا تشویق شه و لذت خرج کردن از درامد خودشو بچشه
اینجوری ممکنه برادرتون به فکر حقوق دادن بیوفته، و از طرفی اونجا داره کار یاد میگیره دیگه شمام یجور حمایتش کردین غیر مستقیم

مکانیکی همشون همینن حقوق نمیدن

عزیزم مطمئن باش پسرت با علاقه و پشتکاری که داره حرفه ای میشه تو این زمینه شغلی .
بزار بره داره هنر یاد می گیره پول حالا اون چندرغاز چقدر کف جیبش رو می گیره.
ولی انگیزش رو کم نکنید حمایتش کنید

یه پولی خودت بهش بده.بگو این پولو از طرف خودت بهش بده بچه ام تشویق بشه.شاید به خودش بیاد.البته به نظرم توقع نکن
چون رفته چیزی یاد بگیره.بلد که نبوده بخواد پولی دربیاره که

عزیزم برای یادگرفتن هیچکس پولی نمیده

ب پسر داداشت بگو عمه جان اگ حقوقی بهش بدی بچم خوشحال تر سر ذوق میاد انگیزه بیشتری میگیری ممنونت میشم هواشو داشته باشی

آقاپسرتون چندسالشه؟

خب داره هنر یاد میگیره
الان شما بخوای هنر یادبگیری باید پول بدی
بعد اینکه میتونین ب برادرزادتون پول بدین ک از طرف خودش بده پسرتون خوشحال بشه

بفرست جای دیگه

خوب گلم کنارش یاد میگیره ولی طرف باید خودش عقل بکشه حتما میگ این برا یاد گرفتن اومده من ک شاگرد نمیخاستم

چقدر برادرزادتون خدایی چرا معرفت نداره !!! به پسرت بگو بیاد بیرون...اصلا بهش چیزی نداده؟؟ یا براش گرفته باشه!؟

عزیزدلممم ،بگو بره ی مکانیکی غریبع..که پول توجیبی حداقل بگیره

سوال های مرتبط

مامان لیام❤️و تودلی مامان لیام❤️و تودلی هفته بیست‌وسوم بارداری
از 10مهر متوجه شدم باردارم شاد شدم ،چون می دونستم با بچه کوچیک تو شهر غریب سخته اما می خواستمش😭چند روز گذشت رفتم دکتر گفت نزدیک پریودیت تشکیل شده کوچیکه اما قلبش میزنه به خونوادم گفتیم سه روز بعد لکه بینی شروع شد،دکتر گفت استراحت مطلق اما نگفت تو شهر غریب تک و تنها چه طوری استراحت مطلق دلم می خواست پیش خونوادم باشم یا حداقل پیش خونواده شوهرم ،یا حداقل یه عزیزی باشه که یه لیوان اب بده دستم. 😭دوست داشتم خواهر شوهر که همه می گن بده باشه یا مادر شوهر مادر یا خواهر خودم هیچ نمی خواست کاری کنن همین که از دلشوره هام براشون بگم اما تک و تنها بودم تا ده روز شد رفتم دکتر سونو انجام دادم گفت قلب کوچلوت نمیزنه مثل چینی خورد شدم گفتم حتما دستگاهش خوب نیست با التماس از جایی دیگه نوبت گرفتم که دوباره سونو بشم اون نابودم کرد گفت بچه ات چهار روزه رشد نکرده و ضربان نداره😭😭😭😭 برگشتم پیش دکتر گفت صبح بیا بستری شو دلش به حالم نسوخت ،دل هزار تیکه ام نیاومد به مامانم یا آجیم زنگ بزنم تا صبح گریه کردم غریب بی کس،تک و تنها رفتم بستری شدم با شوهری که تو بخش راهش نمی دادن تک و تنها کورتاژ شدم من این چند روز نمی دونم چه طوری دق نکردم از غریبی خودم بازم مامانم که فهمید گفت مامان خودت چه طوری گفتم مامان خودم خوبم ،اما نمی دونم این خوبم چرا جیگرم رو سوزوند مامانم بفهمه ناراحتم حالش بد میشه ۳۵ ساله هر وقت درد دارم هر وقت حالم بده به همه می گم خوبم اما نمی دونم به کی بگم دارم میمیرم از درد💔💔😭
مامان noyan مامان noyan ۲ سالگی
امروز دوستم مهمون خونمون بود پسرش شش ماه از نویان بزرگتر بود ولی بزن بهادری بود همین که رسید یه دونه به نویان زد بعد نیم ساعت هلش داد با چکش دالی توپه زد تو سرش من فقط نویان رو آروم میکردم و دلداری میدادم ، دوستم میگفت چقدر نویان مظلومه یکم بهش یاد بده کتک زدن رو نزار سوسول بار بیاد اینا پسرن ، واقعیت من این روش تربیتی رو دوست ندارم می سپارمش به جامعه تا  دفاع کردن از خودش رو یاد بگیره ، خشونت به نظرم خوب نیست
اینکه بچه دستش هرز بشه بخواد بچه ها رو بزنه دیگه تو بزرگسالی نمی تونه دوست های خوبی داشته باشه
به دوستم گفتم از سرش این کار رو بنداز یه خورده دیگه بزرگتر بشه واقعا نمی تونی جایی بری چون هر مادری سکوت نمی کنه و اینکه چرا ما فکر می‌کنیم اینجوری بچه های اجتماعی بار میاریم ؟ یعنی تو مهدکودک مدرسه سرکار و جامعه با یکی بحث مون بشه حتمن باید خشونت بکار ببریم اونوقت باید چاقو کنیم شکم همدیگه...
حالا از اون موقع نویان ترسیده سمت بچه ها نمیره