سلام دوستان میخوام از تجربه سزارین بگم اصلا اون چیزی که ازش ساختن نیست البته بدن با بدن فرق داره ولی منو خیلی ترسونده بودن از سوند سوزن بی حسی که اصلا اون طوری نبود سوند که اصلا درد نداشت سوزن بی حسی یکم درد داشت نه خیلی بعد سوزن که بی حس میشی هیچی نمی فهمی اصلا موقع عمل چون هی سوال می پرسن ازت اصلاا نمی فهمی کی بچه به دنیا آمد من داخل اتاق عمل بهم گفتن که هر وقت سردرد یا گردن تنگی نفس داشتی بگو سوزن بیحسی که زدن بعد ۱۰دقیقه ش هم تنگی نفس گرفتم هم سردرد که سریع هم داخل اتاق عمل بهم یک سوزن زدن که همون موقع هم سرم خوب شد تنگی نفس که اکسیژن وصل کردن خوب شدم بچه که دنیا آمد آمدن گفتن بهت خواب آور می‌زنیم که راحت باشی خواب آور زدن عملم که تموم شد بیدار شدم ولی گیج بودم بعدم بردم ریکاوری بعدم بخش تند تند میمدن مسکن اینا میزدن و شیافت میکردم که درد نداشتم بعد که پاهام به حس آمد آمد سوند کشیدن گفتن راه برو اولین راه رفتن درد داره واقعا ولی واسه بار دوم دیگه اوکی میشی هر چی بیشتر راه بری بهتره من بیمارستان فقط شیافت استفاده کردم الان که آمدم خونه خداروشکر خوبم و هیچ مسکنی استفاده نمی کنم اینم از تجربه من 🥰

۵ پاسخ

برای من خیلی سخت و دردناک بود . بعد ۷ روز تونستم یه قدم اروم و کوچک بردارم اونم با کمک . اصلا نمیتونستم راه برم یا بلند شم از تخت

من بیهوشی بودم وقتی بهوش اومدم همه دردا اومد سراغم

یه چیز دیگه که یادم رفت بگم وقتی از اتاق عمل بیرون آمدید اصلا سرتون رو تکون یا صحبت نکنید تا ۸ساعت من بالشتم نذاشتم زیر سرم تا این روز دیگه خداروشکر نه سردرد شدم نه گردن درد. نسکافه کافیئن بالا بگیرید بخورید خیلی خوبه مایعات زیاد بخورید

خداروشکر درد نکشیدی خواهر
ولی همون حرف خودت:
بدن با بدن فرق داره

من نه ترس داشتم نه استرس
میگفتم این یکی عملم اسون تر از اولیه
ولی زهی خیال باطل😮‍💨
بدتر از عمل اولی بود
هر۲ساعت شیاف میزاشتم
ولی دردم ساکت یا کم نمیشد

برای من خیلیییییییی بد بود خیلی
هنوزم داغونم نمیتونم خودم پاشم یا پهلو بشم هنوز

سوال های مرتبط

مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 ۱۰ ماهگی
پارت دوم سزارین من🫧💛
بلاخره انقدر به دکتر زنگ زدن جواب داد قضیه رو بهش گفتن اونم گفت ۱۰دقیقه دیگه خودشو میرسونه و به پرستارا گفت اماده اتاق عملش کنید تا من میرسم اماده باشه.سریع بهم اکسیژن وصل کرد و امدن سوند وصل کنن اصلا سوند وصل کردن درد نداشت من خیلی شنیدم میگفتن درد داره میترسیدم ولی اصلا درد نداشت بعدش فقط یذره سوزش امد بعدش دیگه هیچی.لباس هامو پوشیدمو منو گذاشتن رو ویلچر و بردن اتاق عمل وقتی اتاق عمل رو دیدم خیلی ترسیدم و استرس گرفتم دلم داشت کنده میشد میخواستم بگم نمیخوام زایمان کنم منو نبرید داخل ولی چاره ایی نداشتم دکتر بی هوشی امد منو بردن روی تخت با کمک همکارش سوزن و زدن سوزنش درد داشت و یکمم سوزش .بعد سوزن سریع منو خوابوندن رو تخت همون لحظه پاهام داغ شد و بدنم سِر شد.بقیه پرستارا امدن دوتا رگ گرفتن و سرم بهم وصل کرد با دستگاه فشار و اکسیژن و چیزای دیگه که اسمشون رو نمیدونم که دیدم دکترم امد جلومو یه پرده زدن من از بس استرس داشتم اصلا حالم خوب نبود داشتم سکته میکردم از بس میترسیدم.حرکت دستای دکتر و حس میکردم
مامان کیاشا مامان کیاشا روزهای ابتدایی تولد
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان آرنیک مامان آرنیک ۸ ماهگی
مامان دِلیار🩷🐣 مامان دِلیار🩷🐣 ۵ ماهگی
پارت دوم ساعت۹:۳۰ شده بود که دکترم آمد و آمدن منو آماده کنن برا اتاق عمل پرستار آمد سوند رو وصل کرد من خیلی استرس دردش رو داشتم ولی دردش برا من که خیلییی کم بود و اصلا اذیت نشدم فقط یه حس سوزش داری که بعد چند دقیقه رفع میشه فقط من همش میگفتم الان در میاد کنده میشه میگفتن نه خیالت راحت در نمیاد🤣🤣 دیگه منو بردن سمت اتاق عمل یهو استرس گرفتم و بغض داشتم یکم ریز ریز شروع کردم به گریه کردن و زیر لب فقط دعا میکردم بچم سالم باشه

وارد اتاق عمل شدم اونجا هم پرسنلش خیلی اخلاق خوبی داشتن و همش باهات حرف میزدن که استرس نگیری دکتر بیهوشی آمد بهش گفتم من میخوام بی حسی از کمر شم گفتن باشه مشکلی نیست دیگه دکترم آمد بالا سرم منو نشستم رو تخت و امادم کردند برا بی حسی از کمر چند بار سوزن رو بهم زدن یه درد کمی داشت دفعه آخر دیگه درست تو نخاعم زدن سوزن رو یه لحظه پریدم بالا و احساس سوزش داشتم دیگه کم کم پاهام شروع شد به گزگز شدن و سنگین شدن ولی هنوز میتونستم پاهامو تکون بدم بهم گفتن بخواب من فقط میگفتم تزوخدا تا بی حس کامل نشدم منو عمل نکنین من میتونم هنوز پاهامو تکون بدم بهم گفتن نگران نباش تا تست ازت نگیریم که عمل نمیکنیم😅😅😅 دیگه ماسک اکسیژن هم برام گذاشتن و جلوم پارچه انداختن من حس میکردم که دارند شکمم رو برش میدن ولی دردی نبود از بالا سرم همش تو نور بالا سرم نگاه میکرذم بیینم چیزی معلومه یا نه ولی چیزی نمیدیدم🤣🤣 دیگه دکتر
مامان هایلین مامان هایلین ۱ ماهگی
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
مامان بردیا مامان بردیا ۸ ماهگی
#تجربه_زایمان
پارت دوم _ اتاق عمل
اول که وارد اتاق عمل شدم گفتن روی تخت بخواب به یه دستم دستگاه فشارخون وصل کردن و اون یکی دستم سرم بعد گفت خودتو شب بگیر سوند بهت وصل کنم، من خیلی از سوند ترس داشتم فکر میکردم کلی درد داشته باشه ولی یه سوزش یه لحظه ای خیلی کم داشت که اونم اگه شل بگیری و نفس عمیق بکشید اصلا نمی‌فهمی، من داشتم تند تند نفس عمیق میکشیدم پرستاره گفت خیلی وقته تموم شده چقدر نفس میکشی😂
بعد از اینکه سوند رو وصل کردن کمک کردن بشینم و دکتر بیهوشی اومد یه سوزن زد تو کمرم که اونم مثل این بود که یه لحظه زنبور نیشت بزنه بعدش کم کم پاهام سنگین و بی حس شدن و اومدن یه پرده کشیدن جلوم و دکتر اومد برش داد و بچه رو دنیا آورد من که هیچی حس نمی‌کردم تا جایی که صدای بچه رو شنیدم، همش هم از موقعی بی حسی زدن حالت تهوع داشتم که تند تند بهم ضد تهوع میزدن، فقط یه جا وسطای عمل خیلیییی سردرد شدیدی شدم که دیدم فشارم رفته روی ۱۵ و دوباره بعد چند دقیقه فشارم اومد پایین و سرم خوب شد، بعد از اینکه دکتر بخیه ها رو زد بچه رو آوردن صورتشو چسبوندن به صورتم و بعدش دوتامونو بردن ریکاوری ، تو ریکاوری هم بهش یه کم شیر دادم و بعد آوردنمون بخش،
تا اینجا بی حس بودم و دردی حس نمی‌کردم و تو بخش هم برام مسکن زدن و شیاف گذاشتن بازم زیاد درد خاصی نداشتم فقط موقعی که آوردنم تو بخش پرستار که شکمم رو فشار داد تا لخته خون اگه هست بیاد و رحمم جمع بشه یه لحظه درد بدی گرفت ولی سریع دردش آروم شد،
بلند شدن بعد از دوازده ساعت که سخت ترین قسمتش بود رو تو پارت آخر میگم
مامان گیسو مامان گیسو ۱۳ ماهگی
تجربه سزارین من
هفته پیش یک شب قبل صلح انقدر ترسیدم که صبحش افتادم به خونریزی
سریع رفتیم بیمارستان و قرار شد که همون روز اورژانسی سزارین بشم
دیگه کارامو کردن و منو فرستادن اتاق عمل (اینم بگم بیمارستان انصاری نارمک زایمان کردم)
آمپول بی حسی اصلا هیچ دردی نداشت سندمم بعد از بی حسی بهم وصل کردن و هیچی از دردش نفهمیدم
کادر اتاق عمل بیمارستان عالی بودن من بعد از بی حسی نفس تنگی شدید داشتم سریع بهم اکسیژن وصل کردن نفس تنگیم بهتر شد هر حالتی که داشتم و بهشون میگفتم سریع آمپول میزدن و رسیدگی میکردن واسه همین اصلا بهم سخت نگذشت
ولی نگم از عوارض بی حسی من سر درد نگرفتم اصلا با اینکه خیلی ام سرمو تکون دادم ولی قفسه سینم میخواست از درد جدا شه از همدیگه خیلی درد وحشتناک و زیادی بود و غیر قابل تحمل قشنگ پدرمو درآورد
پمپ دردم نداشتم مسکن بهم میزدن و شیاف میزاشتن مرتب
و درد اولین راه رفتن که نگم چقدر سخت و طاقت فرسا بود برای من
من تا چند روز نتونستم صاف راه برم
با وجود همه اینا بازم برگردم سزارین رو انتخاب میکنم چون جون و بنیه زایمان طبیعی رو ندارم اصلا الانم که یک هفته گذشته خیلی بهترم و کلا حالم رو به
بهبودیه
مامان دلوین مامان دلوین ۴ ماهگی
تجربه سزارینم
من دیروز ساعت هفت رفتم بیمارستان برا عمل پرونده تشکیل دادم لباس عمل پوشیدم رفتم سوند وصل کردن بهم که اونطوری که گفتن نبود اصلا حس نمیشد الکی میگن که درد داره و فلان
بعد بردنم اتاق عمل سرم و همه چی برام وصل کردن دکتر بیهوشی اومد امپول زد ب کمرم اونم دروغ بود که میگفتن درد داره اصلا درد نداشت اصلا نفهمیدم کی زدن بهم بعدشم کم کم پاهامو حس نکردم عمل شروع شد بعد پنج دقیقه بچه رو اوردن که خداروشکر اصلا درد نداشت بعدش بردنم برام پمپ درد گذاشتن با دوتا شیاف و کلی امپول مسکن زدن تو سرم برام تاالانم که دردام اوکی بود اصلا درد زیادی نداشتم فقط یکم تو‌راه رفتن اذیت شدم اونم اولین بار که بلندم کردن سرم گیج رفت کم موند بود که بیفتم خداروشکر مامانم گرفت منو و تموم شد ظهر ساعت ۱۲مرخصم کردن و هیچ مشکلی تاالان نداشتم پس الکی میگن همش درده و فلان من همش۱۷سالمه و خیلیم ترسو بودم که اصلا نگران کننده نیست
#فرزند پروری
#فرزند پروری
#پوشک
#شیر خشک